📚این حدیث صحیح است📚 حدیث ﻋَﻦْ ﻋُﻤَﺮَ، ﻗَﺎﻝَ: ﻛُﻨَّﺎ ﺟُﻠُﻮﺳًﺎ ﻋِﻨْﺪَ اﻟﻨَّﺒِﻲِّ ﺻَﻠَّﻰ اﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ: ﻓَﺠَﺎءَ ﺭَﺟُﻞٌ ﺷَﺪِﻳﺪُ ﺑَﻴَﺎﺽِ اﻟﺜِّﻴَﺎﺏِ، ﺷَﺪِﻳﺪُ ﺳَﻮَاﺩِ ﺷَﻌَﺮِ اﻟﺮَّﺃْﺱِ، ﻻَ ﻳُﺮَﻯ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﺃَﺛَﺮُ ﺳَﻔَﺮٍ، ﻭَﻻَ ﻳَﻌْﺮِﻓُﻪُ ﻣِﻨَّﺎ ﺃَﺣَﺪٌ، ﻗَﺎﻝَ: ﻓَﺠَﻠَﺲَ ﺇِﻟَﻰ اﻟﻨَّﺒِﻲِّ ﺻَﻠَّﻰ اﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ، ﻓَﺄَﺳْﻨَﺪَ ﺭُﻛْﺒَﺘَﻪُ ﺇِﻟَﻰ ﺭُﻛْﺒَﺘِﻪِ، ﻭَﻭَﺿَﻊَ ﻳَﺪَﻳْﻪِ ﻋَﻠَﻰ ﻓَﺨِﺬَﻳْﻪِ، ﺛُﻢَّ ﻗَﺎﻝَ: ﻳَﺎ ﻣُﺤَﻤَّﺪُ، ﻣَﺎ اﻹِْﺳْﻼَﻡُ؟ ﻗَﺎﻝَ: «ﺷَﻬَﺎﺩَﺓُ ﺃَﻥْ ﻻَ ﺇِﻟَﻪَ ﺇِﻻَّ اﻟﻠَّﻪُ، ﻭَﺃَﻧِّﻲ ﺭَﺳُﻮﻝُ اﻟﻠَّﻪِ، ﻭَﺇِﻗَﺎﻡُ اﻟﺼَّﻼَﺓِ، ﻭَﺇِﻳﺘَﺎءُ اﻟﺰَّﻛَﺎﺓِ، ﻭَﺻَﻮْﻡُ ﺭَﻣَﻀَﺎﻥَ، ﻭَﺣَﺞُّ اﻟْﺒَﻴْﺖِ» ﻗَﺎﻝَ: ﺻَﺪَﻗْﺖَ، ﻓَﻌَﺠِﺒْﻨَﺎ ﻣِﻨْﻪُ، ﻳَﺴْﺄَﻟُﻪُ ﻭَﻳُﺼَﺪِّﻗُﻪُ، ﺛُﻢَّ ﻗَﺎﻝَ: ﻳَﺎ ﻣُﺤَﻤَّﺪُ، ﻣَﺎ اﻹِْﻳﻤَﺎﻥُ؟ ﻗَﺎﻝَ: «ﺃَﻥْ ﺗُﺆْﻣِﻦَ ﺑِﺎﻟﻠَّﻪِ، ﻭَﻣَﻼَﺋِﻜَﺘِﻪِ، ﻭَﺭُﺳُﻠِﻪِ، ﻭَﻛُﺘُﺒِﻪِ، ﻭَاﻟْﻴَﻮْﻡِ اﻵْﺧِﺮِ، ﻭَاﻟْﻘَﺪَﺭِ ﺧَﻴْﺮِﻩِ ﻭَﺷَﺮِّﻩِ» ، ﻗَﺎﻝَ: ﺻَﺪَﻗْﺖَ، ﻓَﻌَﺠِﺒْﻨَﺎ ﻣِﻨْﻪُ، ﻳَﺴْﺄَﻟُﻪُ ﻭَﻳُﺼَﺪِّﻗُﻪُ، ﺛُﻢَّ ﻗَﺎﻝَ: ﻳَﺎ ﻣُﺤَﻤَّﺪُ، ﻣَﺎ اﻹِْﺣْﺴَﺎﻥُ؟ ﻗَﺎﻝَ: «ﺃَﻥْ ﺗَﻌْﺒُﺪَ اﻟﻠَّﻪَ ﻛَﺄَﻧَّﻚَ ﺗَﺮَاﻩُ، ﻓَﺈِﻧَّﻚَ ﺇِﻥْ ﻻَ ﺗَﺮَاﻩُ ﻓَﺈِﻧَّﻪُ ﻳَﺮَاﻙَ» ، ﻗَﺎﻝَ: ﻓَﻤَﺘَﻰ اﻟﺴَّﺎﻋَﺔُ؟ ﻗَﺎﻝَ: «ﻣَﺎ اﻟْﻤَﺴْﺌُﻮﻝُ ﻋَﻨْﻬَﺎ ﺑِﺄَﻋْﻠَﻢَ ﻣِﻦَ اﻟﺴَّﺎﺋِﻞِ» ، ﻗَﺎﻝَ: ﻓَﻤَﺎ ﺃَﻣَﺎﺭَﺗُﻬَﺎ؟ ﻗَﺎﻝَ: «ﺃَﻥْ ﺗَﻠِﺪَ اﻷَْﻣَﺔُ ﺭَﺑَّﺘَﻬَﺎ» - ﻗَﺎﻝَ: ﻭَﻛِﻴﻊٌ: ﻳَﻌْﻨِﻲ ﺗَﻠِﺪُ اﻟْﻌَﺠَﻢُ اﻟْﻌَﺮَﺏَ - «ﻭَﺃَﻥْ ﺗَﺮَﻯ اﻟْﺤُﻔَﺎﺓَ اﻟْﻌُﺮَاﺓَ اﻟْﻌَﺎﻟَﺔَ ﺭِﻋَﺎءَ اﻟﺸَّﺎءِ ﻳَﺘَﻄَﺎﻭَﻟُﻮﻥَ ﻓِﻲ اﻟْﺒِﻨَﺎءِ» ﻗَﺎﻝَ: ﺛُﻢَّ ﻗَﺎﻝَ: ﻓَﻠَﻘِﻴَﻨِﻲ اﻟﻨَّﺒِﻲُّ ﺻَﻠَّﻰ اﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ ﺑَﻌْﺪَ ﺛَﻼَﺙٍ، ﻓَﻘَﺎﻝَ: «ﺃَﺗَﺪْﺭِﻱ ﻣَﻦِ اﻟﺮَّﺟُﻞُ؟» ﻗُﻠْﺖُ: اﻟﻠَّﻪُ ﻭَﺭَﺳُﻮﻟُﻪُ ﺃَﻋْﻠَﻢُ، ﻗَﺎﻝَ: «ﺫَاﻙَ ﺟِﺒْﺮِﻳﻞُ، ﺃَﺗَﺎﻛُﻢْ ﻳُﻌَﻠِّﻤُﻜُﻢْ ﻣَﻌَﺎﻟِﻢَ ﺩِﻳﻨِﻜُﻢْ» ✏ترجمه حدیث عمررضی الله عنه فرمودند : (روزی) ما نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نشسته بودیم که مردی (به نزد ایشان آمد) که لباسهای بسیار سفیدی داشت و موهای سرش بسیار سیاه بود، بر او اثر سفر دیده نمی شد و هیچ یک از ما نیز ایشان را نمی شناخت، (او)آمد (و آن قدر نزدیک به ) پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نشست که زانو به زانوی ایشان زده و دو دستش را بر دو ران ایشان گذاشته ، و سپس گفت: ای محمد! اسلام چیست؟ (رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند : (اسلام این است که) گواهی دهی که بجز الله دیگر معبود به حقی نیست و همانا من پیامبر و فرستاده الله هستم، و برپائي نماز، و پرداخت زکات ، و روزه رمضان و حج بیت الله ، (آن مرد) گفت: راست گفتید، (عمر رضی الله عنهما) می گوید: ما از او تعجب نمودیم که هم می پرسد و هم تایید می کند، سپس (آن مرد) گفت: ای محمد! ایمان چیست؟ (رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ) فرمودند : (ایمان این است) که به الله و فرشتگانش و پیامبرانش وکتابهایش و روز آخرت و به خوب و بد تقدیر ایمان بیاوری. (آن مرد) گفت:درست فرمودید (عمررضی الله عنه) می فرماید:ما تعجب کردیم که او هم می پرسد و هم تایید می کند.سپس (آن مرد) گفت: ای محمد! احسان چیست؟ ( رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند : (احسان این است که) همانا تو الله را طوری (با اخلاص و حضور قلبی) عبادت کنی که گویا او را می بینی گرچه تو او را نمی بینی ولی یقینا او را ترا می بیند. (آن مرد) گفت: قیامت چه وقت فرا می رسد؟ ( رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند : سوال شونده (که من باشم) نسبت به(وقت دقیق آمدن) آن از سوال کننده (که توباشی) آگاه تر و داناتر نیست، (آن مرد) گفت: پس علامتها و نشانیهای (آمدن و نزدیکی آن) چیست؟ (رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند : (برخی از علامتهای آن این است) که بزاید کنیزآقایش را و اینکه ببینی (افرادی که یک زمان) پا لخت ، برهنه ، فقیر وگوسفند چران بودند در بلند سازی ساختمان بر یکدیگر فخر و مباهات می کنند. (عمر رضی الله عنه) می گوید : پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بعد از سه روز مرا ملاقات نموده و فرمودند : آیا می دانی آن مردی (که سه روز پیش آن سوالات را نمود چه کسی بود)؟ من گفتم: الله و رسولش آگاه تر اند، ایشان فرمودند : او جبرئيل ، بود او بنزدتان آمده بود تا به شما مشخصات و نشانه های دینتان را برایتان آموزش دهد. 📚سنن ابن ماجه المقدمه📚

زمانی كه مرگ از دینداری سخت تر می شود

* عن أنس ابن مالک رضى الله عنه قال : قال رسول الله صلى الله عليه و سلم : يأتى على الناس زمان ، الصابر فيهم على دينه کالقابض على الجمر . * " انس ابن مالک رضى الله عنه مى گويد : رسول الله صلى الله عليه و سلم فرمودند : زمانى بر مردم فرا خواهد رسيد كه شخص پاينبد بر دينش ( - احکام قرآن و سنت - ) به مانند اين مى باشد كه اخگر آتش را در دست گرفته است . " [ أخرجه الترمذى ( ٤ / ٥٢٦ / ٢٢٦٠ ) ، و رمز السيوطى لحسنه ( فيض القدير ٦ / ٤٥٦ ) ، و صححه الألبانى بشواهده فى الصحيحة ( ٢ / ٦٨٣ / ٩٥٧ ) ] ----- يعنى : سختى و مشقتى كه شخص پايبند بر احكام قرآن و سنت در مقابل اهل بدعت و گمراهان در آن زمان متحمل مى شود به مانند اين است كه اخگر آتش را در دست گرفته است ، بلکه ممکن است سختى و مشقتش بيشتر از اين باشد ، و اين حديث از معجزات رسول الله صلى الله عليه و سلم مى باشد زيرا كه ايشان از آينده خبر داده اند ( و الان نيز واقع شده است ) . [ برگرفته شده از کتاب فيض القدير ( ٦ / ٤٥٦ ) با تصرف شديد ] --- به قولى : در آن زمان ، به خاطر الله زندگى کردن از مرگ در راه او سخت تر است . و الله بأحکامه أعلم و بتشريعه أحکم . --- اللهم لا تجعل مصيبتنا فى ديننا ، و لا تجعل الدنيا أكبر همنا ، و لا مبلغ علمنا ، و لا إلى النار مصيرنا ، و اجعل الجنة هى دارنا و قرارنا برحمتک يا أرحم الراحمين .


📚این اثر و روایت صحیح است📚 حدیث ﻋَﻦْ ﺟُﻨْﺪُﺏِ ﺑْﻦِ ﻋَﺒْﺪِ اﻟﻠَّﻪِ، ﻗَﺎﻝَ: ﻛُﻨَّﺎ ﻣَﻊَ اﻟﻨَّﺒِﻲِّ ﺻَﻠَّﻰ اﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ ﻭَﻧَﺤْﻦُ ﻓِﺘْﻴَﺎﻥٌ ﺣَﺰَاﻭِﺭَﺓٌ، «ﻓَﺘَﻌَﻠَّﻤْﻨَﺎ اﻹِْﻳﻤَﺎﻥَ ﻗَﺒْﻞَ ﺃَﻥْ ﻧَﺘَﻌَﻠَّﻢَ اﻟْﻘُﺮْﺁﻥَ، ﺛُﻢَّ ﺗَﻌَﻠَّﻤْﻨَﺎ اﻟْﻘُﺮْﺁﻥَ ﻓَﺎﺯْﺩَﺩْﻧَﺎ ﺑِﻪِ ﺇِﻳﻤَﺎﻧًﺎ» ✏ترجمه حدیث ✏ جندب بن عبد الله رضی الله عنه فرمودند : ما نوجوانان قوی بودیم ایمان را آموختیم پیش از اینکه قرآن را بیاموزیم و سپس قرآن آموختیم با (آموزش قرآن) به ایمان ما اضافه نمودیم . 📚سنن ابن ماجه المقدمه📚


📚این حدیث صحیح است📚 📗حدیث📗 ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻲ ﺳَﻌِﻴﺪٍ اﻟْﺨُﺪْﺭِﻱِّ، ﻗَﺎﻝَ: ﻗَﺎﻝَ ﺭَﺳُﻮﻝُ اﻟﻠَّﻪِ ﺻَﻠَّﻰ اﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ: " ﺇِﺫَا ﺧَﻠَّﺺَ اﻟﻠَّﻪُ اﻟْﻤُﺆْﻣِﻨِﻴﻦَ ﻣِﻦَ اﻟﻨَّﺎﺭِ ﻭَﺃَﻣِﻨُﻮا، ﻓَﻤَﺎ ﻣُﺠَﺎﺩَﻟَﺔُ ﺃَﺣَﺪِﻛُﻢْ ﻟِﺼَﺎﺣِﺒِﻪِ ﻓِﻲ اﻟْﺤَﻖِّ ﻳَﻜُﻮﻥُ ﻟَﻪُ ﻓِﻲ اﻟﺪُّﻧْﻴَﺎ، ﺃَﺷَﺪَّ ﻣُﺠَﺎﺩَﻟَﺔً ﻣِﻦَ اﻟْﻤُﺆْﻣِﻨِﻴﻦَ ﻟِﺮَﺑِّﻬِﻢْ ﻓِﻲ ﺇِﺧْﻮَاﻧِﻬِﻢُ اﻟَّﺬِﻳﻦَ ﺃُﺩْﺧِﻠُﻮا اﻟﻨَّﺎﺭَ، ﻗَﺎﻝَ: ﻳَﻘُﻮﻟُﻮﻥَ: ﺭَﺑَّﻨَﺎ، ﺇِﺧْﻮَاﻧُﻨَﺎ، ﻛَﺎﻧُﻮا ﻳُﺼَﻠُّﻮﻥَ ﻣَﻌَﻨَﺎ، ﻭَﻳَﺼُﻮﻣُﻮﻥَ ﻣَﻌَﻨَﺎ، ﻭَﻳَﺤُﺠُّﻮﻥَ ﻣَﻌَﻨَﺎ، ﻓَﺄَﺩْﺧَﻠْﺘَﻬُﻢُ اﻟﻨَّﺎﺭَ، ﻓَﻴَﻘُﻮﻝُ: اﺫْﻫَﺒُﻮا، ﻓَﺄَﺧْﺮِﺟُﻮا ﻣَﻦْ ﻋَﺮَﻓْﺘُﻢْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ، ﻓَﻴَﺄْﺗُﻮﻧَﻬُﻢْ، ﻓَﻴَﻌْﺮِﻓُﻮﻧَﻬُﻢْ ﺑِﺼُﻮَﺭِﻫِﻢْ، ﻻَ ﺗَﺄْﻛُﻞُ اﻟﻨَّﺎﺭُ ﺻُﻮَﺭَﻫُﻢْ، ﻓَﻤِﻨْﻬُﻢْ ﻣَﻦْ ﺃَﺧَﺬَﺗْﻪُ اﻟﻨَّﺎﺭُ ﺇِﻟَﻰ ﺃَﻧْﺼَﺎﻑِ ﺳَﺎﻗَﻴْﻪِ، ﻭَﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻣَﻦْ ﺃَﺧَﺬَﺗْﻪُ ﺇِﻟَﻰ ﻛَﻌْﺒَﻴْﻪِ، ﻓَﻴُﺨْﺮِﺟُﻮﻧَﻬُﻢْ، ﻓَﻴَﻘُﻮﻟُﻮﻥَ: ﺭَﺑَّﻨَﺎ، ﺃَﺧْﺮَﺟْﻨَﺎ ﻣَﻦْ ﻗَﺪْ ﺃَﻣَﺮْﺗَﻨَﺎ، ﺛُﻢَّ ﻳَﻘُﻮﻝُ: ﺃَﺧْﺮِﺟُﻮا ﻣَﻦْ ﻛَﺎﻥَ ﻓِﻲ ﻗَﻠْﺒِﻪِ ﻭَﺯْﻥُ ﺩِﻳﻨَﺎﺭٍ ﻣِﻦَ اﻹِْﻳﻤَﺎﻥِ، ﺛُﻢَّ ﻣَﻦْ ﻛَﺎﻥَ ﻓِﻲ ﻗَﻠْﺒِﻪِ ﻭَﺯْﻥُ ﻧِﺼْﻒِ ﺩِﻳﻨَﺎﺭٍ، ﺛُﻢَّ ﻣَﻦْ ﻛَﺎﻥَ ﻓِﻲ ﻗَﻠْﺒِﻪِ ﻣِﺜْﻘَﺎﻝُ ﺣَﺒَّﺔٍ ﻣِﻦْ ﺧَﺮْﺩَﻝٍ " ﻗَﺎﻝَ ﺃَﺑُﻮ ﺳَﻌِﻴﺪٍ: ﻓَﻤَﻦْ ﻟَﻢْ ﻳُﺼَﺪِّﻕْ ﻫَﺬَا، ﻓَﻠْﻴَﻘْﺮَﺃْ {ﺇِﻥَّ اﻟﻠَّﻪَ ﻻَ ﻳَﻈْﻠِﻢُ ﻣِﺜْﻘَﺎﻝَ ﺫَﺭَّﺓٍ ﻭَﺇِﻥْ ﺗَﻚُ ﺣَﺴَﻨَﺔً ﻳُﻀَﺎﻋِﻔْﻬَﺎ ﻭَﻳُﺆْﺕِ ﻣِﻦْ ﻟَﺪُﻧْﻪُ ﺃَﺟْﺮًا ﻋَﻈِﻴﻤًﺎ} ✏ترجمه حدیث✏ ابوسعید خدری رضی الله عنه فرمودند : رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : آنگاه که الله مسلمانان را از آتش(جهنم) نجات داده و درامان می مانند، نیست مجادله یکی ازشما با یارش در حقی که در دنیا بر او دارد سخت تر و بیشتر از مجادله مسلمانان با پروردگارشان در باره برادران (دین خویش) آنانی که درآتش (جهنم) داخل کرده شده اند، (رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند : (مسلمانان) می گویند: پروردگار ما ! اینها (که در جهنم برده شدند) برادران (دینی) ما هستند ، آنها بودند (که در دنیا) با ما نماز می خواندند و با ما روزه می گرفتند و با ما حج می کردند سپس شما آنها را درآتش (جهنم) داخل نموده اید، (الله) مى فرماید: بروید وهرکسی را که از آنها شناختید (از جهنم) بیرون کنید، (مسلمانان)می روند، وآنها با چهرهایشان می شناسند، (زیرا) آتش (جهنم) چهرهایشان را نمی سوزاند، برخی ازآنها را آتش تا نیمه دو ساق پاها یشان گرفته است ، و برخی از آنها را آتش تا به دو قوزک پاهایشان گرفته است، سپس آنها را بیرون می کنند، سپس (دوباره) می گویند: پروردگارا کسانی را که شما دستور داده اید ما بیرون نموده ایم ، سپس (الله) می گوید:(از جهنم) بیرون کنید کسی راکه در قلبش به اندازه وزن یک سکه طلا ایمان بوده است، سپس کسی که در قلبش به اندازه وزن نیم سکه طلا ایمان بوده است، سپس کسی که در قلبش به اندازه وزن یک دانه خردل (از ایمان بوده است). ابو سعید (رضی الله عنه)فرمودند : هرکس این را تصدیق و تایید نمی کند پس این (آیه) را بخواند: {ﺇِﻥَّ اﻟﻠَّﻪَ ﻻَ ﻳَﻈْﻠِﻢُ ﻣِﺜْﻘَﺎﻝَ ﺫَﺭَّﺓٍ ﻭَﺇِﻥْ ﺗَﻚُ ﺣَﺴَﻨَﺔً ﻳُﻀَﺎﻋِﻔْﻬَﺎ ﻭَﻳُﺆْﺕِ ﻣِﻦْ ﻟَﺪُﻧْﻪُ ﺃَﺟْﺮًا ﻋَﻈِﻴﻤًﺎ} یعنی:همانا الله به اندازه یک ذره هم ظلم نمی کند و اگر نیکی باشدآن را چندین برابر می نماید و از نزد خودش به آن (فردی که این کار نیک را انجام داده) اجر و پاداش بسیار زیادی را عنایت می کند. 📚سنن ابن ماجه المقدمه📚 [

ضرر و فتنه های رسانه ای

عنوان خطبه: فتنه های رسانه ای خطیب: دکتر صالح بن حمید مسجد الحرام: جمعه 7 رمضان 1430 هجری قمری برابر با 6 شهریور 1388 خطبه ی اول: ستایش از آن الله است... ستایش از آن اوست که روزه را دژ و سپری برای اهل ایمان قرار داد... او را ستایش گفته و شکر وی را به جای می آورم که اوست که با این مواسم خیر بر بندگان خود منت نهاده و مکر شیطان را از آنان دور ساخته است و گواهی می دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد است و شریکی ندارد، آنگونه شهادتی که باعث به دست آمدن بهشت و رضایت الهی است و گواهی می دهم که سرور و پیامبر ما محمد، فرستاده شده ی بسوی انس و جن است. درود و سلام و برکات خداوند بر وی و بر اهل بیت و یاران و تابعین و همه ی آنانی باد که به نیکی از آنان پیروی کرده و بر منهج کتاب و سنت راه بپیمایند. اما بعد... خود و شما را به تقوای خداوند سفارش می کنم پس تقوای وی را پیشه سازید: وَاتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ [بقره: 281] (بترسيد از روزى كه در آن‏، به سوى الله بازگردانده مى‏شويد، سپس به هر كسى (پاداش‏) آنچه به دست آورده‏، بصورت کامل داده شود؛ و آنان مورد ستم قرار نمى‏گيرند) واقعا عجیب است حال کسی که آرزوی دنیا را دارد در حالی که مرگ به دنبال اوست و عجیب است حال غافلی که آرزوهای طولانی او را مشغول ساخته با وجود اینکه می داند اجل بطور حتمی سر خواهد رسید... عجیب است حال آنکه از ترس بیماری برخی غذاها را ترک می کند اما از ترس بلا دست از گناه نمی کشد... انسان مومن بیشتر از همه ترس از عذاب دارد و بهتر از همه کار نیک انجام می دهد و هر چه یک انسان، صالح تر و نیکوکارتر باشد، خشیت و ترسش نیز افزون خواهد شد. خداوند متعال در وصف اینگونه انسان ها می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ *وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ *وَالَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ *وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوْا وَقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ *أُولَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ [مومنون: 57- 61] (در حقيقت كسانى كه از بيم پروردگارشان هراسانند (57) و كسانى كه به نشانه‏هاى پروردگارشان ايمان مى‏آورند (58) و آنان كه به پروردگارشان شرک نمى‏آورند (59) و كسانى كه آنچه را دادند [در راه خدا] مى‏دهند در حالى كه دلهايشان ترسان است [و مى‏دانند] كه به سوى پروردگارشان بازخواهند گشت (60) آنانند كه در كارهاى نيک شتاب مى‏ورزند و آنانند كه در انجام آنها سبقت مى‏جويند) ای مسلمانان: مسلمان با آرزوی دست یافتن به رحمت و مغفرت و آزادی از آتش، انتظار ماه مبارک رمضان را می کشد... خداوند متعال از من و شما طاعات و عبادات را پذیرفته و غایبان را به سوی خانواده شان برگرداند و اسیران را آزاد گرداند و بیماران را شفا دهد و رحمت و مغفرت را نصیب آنانی کند که اجل مهلتشان نداد و نتوانستند به این ماه برسند... خوش به حال آنکه عزیمت نموده تا در این ماه نفس خود را مورد محاسبه قرار دهد و خداوند خیر را از وی ببیند. ای مسلمانان: در این ماه کریم، آمادگی انسان مسلمان برای تغییر و قبول آن و ادراک فقه تغییر به خوبی نمایان می شود، همچنین بر اساس حکمت های این ماه بزرگ و بر اساس اسرار روزه، این حقیقت نمایان می شود که تغییر و اصلاح از بیرون حاصل نشده و بلکه از درون نفس انسان و از قدرت اراده به دست می آید. خداوند متعال می فرماید: إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ... [رعد: 11] (در حقيقت‏ الله وضعیت قومى را تغيير نمى‏دهد تا آنان وضعیت خود را تغيير دهند) آری... تغییر درون نه با آرزو امکان پذیر است و نه با وعده و وعید... بلکه این تغییر با عمل و حرکت و تلاش قولی و فعلی و تغییر در وضعیت خود و در تجدید نظر در رابطه ی با خود و خانواده و همسایگان و برادران و نزدیکان و غریبان امکان پذیر است... اما اکنون که داریم درباره ی تغییر و اصلاح و ویژگی این ماه در کنترل اراده سخن می گوییم، شایسته است درباره ی ویژگی این عصر و سرعت سرسام آور تغییر و ارتباط، کمی توقف نماییم. از جمله ویژگی های این عصر اصطلاحاتی است چون آزادی اندیشه و آزادی های فردی که مردم این روزها آن را بسیار تکرار می کنند و درباره ی آن سخن می گویند. البته این اصطلاحات دارای معانی خاص خوداند که قسمتی از آن مقبول و قسمتی دیگر مورد قبول نیست. زیرا زندگی تنها مجموعه ای از لذت ها و غرایز و شهوتهای افسار گسیخته نیست... آزادی شخصی نیز به معنای مباح شمردن محرمات و انجام دادن شهوت های حرام نیست... آزادی اندیشه و رسانه نیز هرگز به معنای عدم محاسبه و یا سهل انگاری در زمینه ی پاسداشت ارزش ها و حمایت اخلاق و یا به معنای جرات بر گناه و افتادن در باتلاق رذائل اخلاقی نیست که توسط کانال های تلویزیونی و یا برنامه ها و رسانه های نوشتاری و شنیداری و دیداری و با ساختن موضوعات و برنامه های برانگیزاننده برای نشر فحشا و بی بندباری در میان مومنان و قبولاندن از هم گسیختگی اخلاقی در میان مردم و منهدم نمودن عقاید و ارزش ها و ثوابت امت صورت پذیرد... و یا با پررنگ نمودن جنبه های بد و تاریک جامعه و برگرفتن حالت های شاذ و غیر عادی موجود تا با نشان دادن آنها از اصول و ارزش های جامعه پا بیرون نهاده شود و تا آنکه مردم به منکرات عادت کرده و معنای واقعی آزادی و آزادی شخصی مورد سوء استفاده قرار گیرد... از بدترین کارهایی که توسط اینگونه رسانه ها صورت می گیرد انتشار اخبار فساد و بی بند وباری هایی است که گاه در جامعه رخ می دهد و نشان دادن اینگونه پدیده های فردی به عنوان پدیده هایی اجتماعی است. این رفتار اینگونه رسانه ها در حقیقت خود نوعی علنی کردن فحشا و اشاعه ی گناهان است. شما می دانید و آنان نیز می دانند که "مجاهره" یا "علنی ساختن گناه" یعنی پاره کردن پرده ی خداوندی و آشکار نمودن گناه در محضر خداوند... زیان "مجاهره" یا همان "علنی ساختن گناه" تنها به صاحب خود بر نمی گردد. از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که گفت: شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم فرمودند: «همه ی امت من در خیر و خوبی هستند [و مورد عفو قرار خواهند گرفت] به جز مجاهران و از جمله کارهایی که مجاهره به حساب می آید این است که شخص کار [گناهی] را در شب انجام دهد سپس در حالی که خداوند وی را پوشانده است صبح کند و بگوید: ای فلانی من دیشب فلان کار و فلان کار را انجام داده ام. وی در حالی که خداوند او را پوشاند، خود پرده ی الهی را کنار نهاد و خود را رسوا ساخت» [متفق علیه] علما می گویند: این حدیث بر این دلالت دارد که هر کس خود را در پرده و ستر خداوندی نگه دارد خداوند نیز او را از رسوایی نگاه می دارد و همچنین چنین شخصی با امیدی که به توبه و مغفرت خدایی دارد، در خوبی و سلامتی است، اما کسی که خود را رسوا کند و پرده را کنار نهد در وی دو گناه جمع گردیده است: ارتکاب معصیت و علنی ساختن آن. همچنین در حدیث دیگری آمده است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: «از این ناپاکی هایی که خداوند شما را از آنها نهی نموده اجتناب ورزید اما اگر کسی به یکی از این گناهان آلوده گردید خود را در پرده و ستر الهی بدارد زیرا همه ی امت در سلامت و خوبی اند مگر اهل گناهان علنی». در علنی انجام دادن گناه نوعی مبارزه و عناد در برابر خداوند وجود دارد. گو اینکه کسی که گناه را بصورت علنی انجام می دهد یا کسی که گناهان علنی را پخش می کند و یا کسی که در مورد آن سکوت کرده یا به آن راضی است، با زبان حال خود چنین می گویند که خداوندا! می دانیم که تو حال ما را می دانی و ما را می بینی و سخنان ما را می شنوی و شاهد کارهای ما هستی ... اما با این وجود معصیتت را می کنیم و در برابر خلق تو مخالفت تو را می کنیم و علنی معصیت تو را مرتکب می شویم... ای مسلمانان ! ای روزه داران و ای نماز گزاران... "مجاهره" و علنی انجام دادن گناه در واقع دعوتی است برای افتادن در گناهان و غرق کردن انسان های غافل در باتلاق آن و هر که بسوی گمراهی دعوت کند، گناه کسانی که از او پیروی نمایند نیز بر گردن او خواهد بود بدون آنکه از گناهان آنان چیزی کم شود. بر اثر مجاهره و علنی شدن گناهان، مردم کارها و رفتارهای ناپسند را به راحتی خواهند دید و نسبت به آن دچار بی حسی می گردند بطوری که ممکن است این باعث مباح و حلال دانستن گناهان شود. اگر انسان، برخی از کانال های تلویزیونی و برخی از نوشته ها را بررسی نماید به بزرگی و خطرناکی قضیه پی خواهد برد. مساله ای که عقاید و اخلاق و شخصیت امت را مورد تهدید قرار می دهد تا جایی که اگر در آن کوچک شمردن آنچه تحریم آن بطور قطعی از دین ثابت شده است مانند خمر و زنا و همجنس بازی و رباخواری و مانند آن باشد، خطر خروج از دین را نیز در پی خواهد داشت... با علنی انجام دادن گناهان "فساد" رشد یافته و بدین ترتیب انسان های خوب و بد بسوی آن کشیده می شوند و اهل فساد و بدکاری بر انجام منکرات جرات می یابند و به انجام علنی آن دست خواهند زد و در پی آن نسل جوان به اینگونه گناهان عادت کرده و بر آن تربیت خواهد شد بطوری که در آینده نه معروفی را بشناسند و نه از منکری نهی کنند و بدی گناه از قلب ها بیرون رفته و مجاهره ی گناهان و انجام علنی آن تبدیل به نوعی افتخار و لذت می شود... برای این است که باید برای حمایت جامعه و جوانان از اینگونه حملات وحشیانه که از سوی برخی از رسانه های فاسد و کانال های خودفروخته رهبری می شود دست به اقدام زد... باید با نهایت تاسف اذعان نماییم که برخی رسانه ها نقش بدی را در مجاهره ی به گناهان و ترویج محرمات و کوچک شمردن گناهان بازی می کنند... ناگزیر باید برای روشنگری و راهنمایی و تقویت نقش خانواده و موسسه های تربیتی، یک برنامه ی رسانه ای و تربیتی مناسب گذاشته شود و همچنین باید معیارها و ضوابط خاصی برای انتشار و پخش و فروش محصولات رسانه ای و تولید و واردات اینگونه محصولات در نظر گرفته شود. همچنین لازم است نقش امر به معروف و نهی از منکر مورد توجه قرار گیرد... اعوذ بالله من الشیطان الرجیم: وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ [انفال: 25] (و از فتنه‏اى كه تنها به ستمكاران شما نمى‏رسد بترسيد و بدانيد كه الله سخت‏كيفر است) خداوند متعال من و شما را با قرآن بزرگ و راه و روش محمد صلی الله علیه وآله وسلم، سود رسانَد. این سخن را گفته و از خداوند متعال برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی آمرزش می طلبم پس از او آمرزش بخواهید که وی بس غفور و مهربان است. خطبه ی دوم: ستایش الله را به جای می آورم، او را ستایش م

منبع : واتساپ







دیوبند

[ جنبش ديوبندي را بهتر بشناسيد. ] دیوبندی جنبشی اسلامی است منسوب به دار العلوم دیوبند هند ،واقع در ایالت اتراپرادش هند ، دار العلوم دیوبند در سال 1288 هجری قمری توسط مولوی محمد قاسم ننطاوی تأسیس شد از لحاظ مذهب فقهی اهل سنت حنفی هستند که در اصول عقاید ماتریدی ودر سلوکیات وتصوف منسوب به چهار سلسله نقشبندی وسهروردی وقادری وچشتی هستند وبیشترین وجودشان در هند وپاکستان وبنگلادش وتاجیکستان وجنوب شرق ایران و افغانستان است و احناف سوریه و مصر و عراق متاثر از این جنبش هستند () مهمترین شخصیتهای دیوبندیت : مهمترین شخصیت این جنبش محمد قاسم ننطاوی ورشید احمد گنگوهی واشرفعلی تهانوی دو استاد شیخ محمد الیاس وعزیز الرحمن دیوبندی و مفتی محمد شفیع ومفتی محمود وظفر احمد عثمانی وانور شاه کشمیری وپیر ومرشد بزرگشان حاج امداد الله مهاجر مکی هستند . مهمترین عقیده دیوبندیان : مهمترین وجامع ترین کتاب در باب عقاید جنبش دیوبندی کتاب المهند علی المفند است که توسط خلیل احمد سهارنپوری نوشته شده که بعضی از عقایدشان را از این کتاب نقل می کنم : سفر برای زیارت روضه مطهر در مدینه از فضایل است ، توسل به انبیاء و صالحین در دعا جایز است ، پیامبران وشهیدان در قبورشان زنده هستند ، تقلید یکی از امامان چهار گانه اهل سنت واجب است ، ذکر ولادت پیامبرز از بهترین مستحبات است. () دیوبَندی نام یک جنبش اسلامی از شاخه سنی صوفی است که از هندوستان آغاز شد و در دوران معاصر به افغانستان، آفریقای جنوبی و بریتانیا نیز گسترش یافته‌است. نام این فرقه از مدرسه دارالعلوم دیوبند گرفته شده که در محلی به نام دیوبند که بخشی از شهر سهارنپور در ایالت «اوتارپرادش» بود قرار داشت. این مدرسه شبانه‌روزی به نام دارالعلوم که در پانزدهم محرم سال 1288ق، به وسیله شیخ قاسم ننطاوی و به کمک شیخ رشید احمد گنگوهی به عنوان حامی معنوی آن، تأسیس شد. دیوبندیان، در اعتقادات ماتریدی و در فقه حنفی مذهب‌اند و اگرچه تمام شاخه‌های صوفی و طریقت‌های آنها را قبول دارند، ولی طریقه چشتیه را طریقه خود قرار داده‌اند و به طرق نقشبندیه، قادریه و سهروردیه ارادت دارند. آنان شاه ولی‌الله دهلوی را بزرگ طریقت خود می‌دانند .

منبع : واتساپ

 این مطلب مطلبی علمی و صحیح می باشد





کارهایی آسان با اجر و مزد بالا


عنوان خطبه: کارهاي آسان، پاداش‌هاي بزرگ خطيب: دکتر عبدالمحسن القاسم مسجد نبوي شريف: جمعه 25 ربيع الاول 1433 برابر با 28 بهمن ماه 1390 خطبهٔ اول: ستايش ويژهٔ خداوند است، او را ستوده و از او ياري جسته و آمرزش مي‌خواهيم و از بدي‌هاي خود و اعمال ناشايستمان به او پناه مي‌بريم. الله هر که را هدايت کند او گمراه‌گري نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدايتگري نخواهد يافت و گواهي مي‌دهم که معبودي به حق نيست جز الله و محمد، بنده و پيامبر اوست، درود و سلام بسيار خداوند بر او و بر اهل بيت و ياران او باد. اما بعد: اي بندگان خدا، تقواي او را آنگونه که شايسته است پاس داريد که هر که تقواي پرواي پروردگار داشته باشد درجاتش بالا رود و عاقبتش نيک گردد. اي مسلمانان: هرگاه خداوند اراده کند بنده‌اش را با شناخت و محبت خود بزرگ دارد سينه‌ٔ او را براي پذيرش صفات خود گشاده مي‌گرداند و از جمله صفات او ـ سبحانه و تعالي ـ کَرَم و بذل خير بسيار و عطاي جزيل است و همچنين شکر از صفات اوست، که کار کم را شکر گفته و براي آن پاداش بسيار و چند برابر عطا مي‌فرمايد: {إنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ} [فاطر: 34] (همانا پروردگار ما بسيار آمرزنده و بسيار شکرگزار است) کمترين ميزان چند برابر شدن نيکي‌ها توسط خداوند، ده برابر شدن آن، و به دست آوردن بهشت‌هاي پرنعمت است. انسان مسلمان هيچ کار نيکي را کم نمي‌شمارد زيرا او نمي‌داند کدام عمل او باعث بهشتي شدن او مي‌شود و رسول خدا ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ ما را چنين توصيه مي‌کند که: «هيچ کار نيکي را حقير مدان» [به روايت مسلم] حافظ ابن حجر ـ رحمه الله ـ مي‌گويد: «براي انسان مسلمان شايسته است که در انجام هيچ خيري زهد نورزد و براي دوري از هيچ گناهي کوتاهي نکند، زيرا او نمي‌داند با کدام نيکي رحمت خداوند را به دست مي‌آورد و با کدام بدي دچار خشم او خواهد شد». خداوند متعال براي انجام برخي از اعمال آسان پاداش‌هاي چند برابري را قرار داده است زيرا توحيد، دين اهل فطرت است و پاداش آن بهشت؛ رسول خدا ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ مي‌فرمايد: «هرکه در حالي به ديدار خداوند برود که چيزي را با او شريک نساخته است وارد بهشت مي‌شود» [به روايت مسلم] و مي‌فرمايد: «هر که آخرين سنخنش در دنيا «لا إله إلا الله» باشد به بهشت داخل مي‌شود». خداوند متعال در برابر فروع عبادات که هر روز و شب تکرار مي‌شوند گناهان را مي‌بخشد و درهاي بخشت را باز مي‌کند. پاکي را نصف ايمان دانسته و مسواک زدن باعث رضايت او مي‌شود و «هر که وضو گيرد و به نيکي آن را انجام دهد گناهانش از بدن او خارج مي‌شود تا آنکه از زير ناخن‌هايش بيرون مي‌آيد و هر که پس از پايان يافتن وضو بگويد: « أشهدُ أن لا إله إلا الله، وأن محمدًا عبدُ الله ورسوله» درهاي هشتگانهٔ بهشت براي او گشوده مي‌شود که از هر کدام که بخواهد وارد شود». [به روايت مسلم] و «هر که وضو گيرد و به نيکي آن را به جا آورد سپس با حضور قلب دو رکعت نماز به جاي آورد بهشت بر او واجب مي‌شود» [به روايت نسائي] خداوند متعال گام‌هاي شخص به سوي نماز را چنين به شمار مي‌آورد که يکي از آن‌ها گناهي را پاک مي‌کند و ديگري يک درجه بر درجات او مي‌افزايد و کسي که براي نماز اذان دهد تا جايي که صدايش مي‌رود مورد آمرزش قرار مي‌گيرد و هر تر و خشکي براي او گواهي مي‌دهد و هر که صداي موذن را شنيد و به مانند آنچه او گفت به زبان آورد اجري به مانند اجر وي خواهد داشت و «هنگامي که موذن «أشهد أن محمداً رسول الله» مي‌گويد، هر کس صدايش را بشنود بگويد: «وأنا أشهدُ، رَضِيتُ باللهِ ربًّا، وبِمُحمَّدٍ رَسولاً، وبِالإسلامِ دينًا» گناهش آمرزيده مي‌شود» [به روايت مسلم] همچنين به سبب فضيلت نماز و جايگاه والاي آن اجر آن نيز عظيم است، هر که صبح و شب به مسجد رود با هر رفتن او برايش بساز يک مهماني در بهشت آماده مي‌شود و نماز جماعت بر نماز انفرادي بيست و هفت درجه برتري دارد و هر که نماز صبح را به جاي آورد تا شب در عهد و امان خداوند است. هر که بر نماز عصر پايبندي نمايد اجر او دوبرار مي‌شود. رسول خدا ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ مي‌فرمايد: «اين نماز بر کساني که پيش از شما بودند عرضه شد پس آن را ضايع ساختند پس هر که بر آن محافظت نمايد اجر وي دو برابر خواهد بود». [به روايت مسلم] و هر که نماز عشاء را در جماعت به جاي آورد به مانند آن است که نصف شب را نماز گزارده است و هر که نماز صبح را در جماعت به جاي آورد به مانند آن است که همهٔ شب را در نماز بوده است. دو رکعت پيش از نماز فجر بهتر از دنيا و مافيها است و هر که در يک شبانه روز 12 رکعت نمازهاي سنت را به جاي آورد خداوند براي او خانه‌اي در بهشت مي‌سازد و دو رکعت ضحي (يعني چاشت) شکر نعمت همهٔ مفاصل انسان را ادا مي‌کند. همچنين خداوند متعال در نماز اذکاري قرار داده است که پاداش‌هايي چند برابر دارد. مردي پشت سر پيامبر ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ به نماز ايستاد پس هنگامي که سرش را از رکوع بلند کرد گفت: «ربَّنا ولك الحمدُ حمدًا كثيرًا طيبًا مُبارَكًا فيه» پيامبر خدا ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ فرمود: «سي و چند فرشته را ديديم که از هم سبقت مي‌گيرند که کدام يک زودتر آن را بنويسد» [به روايت بخاري] آمين گفتن به همراه امام در آخر سورهٔ فاتحه در نماز اگر با آمين گفتن ملائکه همراه شود باعث آمرزش شخص مي‌شود. و «هر که آية الکرسي را پس از هر نماز بخواهند چيزي ميان او بهشت نيست مگر مرگ» [به روايت نسائي] و هر که پس از نماز مغرب هفت بار بگويد: «اللهمَّ أجِرني من النّار» اگر همان شب بميرد از آتش نجات مي‌يابد، و هر که آن را پس از نماز صبح بگويد و همان روز بميرد از آتش نجات مي‌يابد. کتاب خدا، کتابي است مبارک که هر که هر چه بيشتر به آن نزديک شود مقامش والا شود، و هر که حرفي از آن بخواند براي هر حرف آن يک حسنه دارد و هر حسنه ده برابر مي‌شود، و {قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ} معادل يک سوم قرآن است و هر که آن را دوست بدارد بهشتي است. مردي از انصار گفت: «اي رسول خدا! من آن را (يعني سورهٔ اخلاص را) دوست مي‌دارم» رسول خدا ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ فرمود: «دوست داشتن آن باعث وارد شدن تو به بهشت گرديد» [به روايت بخاري] «در روز قيامت به قاري قرآن گفته مي‌شود: بخوان و بالا برو و به ترتيل بخوان چنانکه در دنيا به ترتيل مي‌خواندي زيرا منزلت تو نزد آخرين آيه‌اي است که مي‌خواني» [به روايت ابوداوود] اسلام رابطهٔ برادري و محبت ميان مسلمانان را بزرگ داشته و اجر فراواني براي کساني که آن را محکم سازند قرار داده است، براي همين هر دو مسلماني که به هم برسند و با هم مصافحه کنند مورد آمرزش قرار مي‌گيرند. و «هنگامي که مسلماني به عيادت برادر مسمان خود رود در همچنان در خُرفه‌اي از بهشت است» گفتند: خرفهٔ بهشت چيست اي رسول خدا؟ فرمود: «ثمرات آن» [به روايت مسلم] سخن نيک نيز خود يک صدقه است. و هر که در تشييع جنازه شرکت کند تا بر آن نماز گزارند يک قيراط اجر دارد و هر قيراط به اندازهٔ کوه احد است و هر که تا دفن آن بماند دو قيراط اجر دارد. هر که به مسلمانان نيکي کند و دين خدا را ياري دهد پيروز شده و مقام والا يافته است، هر که براي خداوند مسجدي بسازد براي او خانه‌اي در بهشت ساخته مي‌شود و هر که يتيمي را کفالت کند در بهشت همراه رسول خدا ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ خواهد بود، و «تلاش کننده براي بيوه‌زنان و مسستمندان به مانند کسي است که نماز مي‌گذارد و خسته نمي‌شود و به مانند روزه‌داري است که افطار نمي‌کند» [متفق عليه] آنکه صدقه مي‌دهد صدقه‌اش نزد خداوند عظيم مي‌شود، خرمايي که صدقه داده مي‌شود به خداوند مي‌رسد و خداوند آن را پرورش داده تا به اندازهٔ يک کوه مي‌گردد و هر که صدقه‌اي دهد و آن را مخفي دارد حتي اگر کم باشد، خداوند در روز قيامت او را در سايهٔ عرش خود مي‌دارد. و هر که به انجام دهندهٔ نيکي بگويد: «جزاك الله خيرا» او را ثناي بسيار گفته است. اصلاح ميان خويشان و آشنايان و ديگر مردم بهتر از درجهٔ روزه و نماز و صدقه است، و به سبب بزرگي حُرمت مسلمان نزد خداوند، هر که آزاري را از او دور کند به بهشت وارد شود. رسول خدا ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ مي‌فرمايد: «مردي را ديدم که در بهشت گردش مي‌کرد، به سبب آنکه درختي را که باعث آزار مردم بود از راه آن‌ها برداشته بود» [به روايت مسلم] بلکه حتي اگر کسي به حيوانات نيکي کند خداوند، او را شاکر مي‌شود: «مردي سگي ديد که از تشنگي لَه لَه مي‌زد پس او را آب داد، پس خداوند، او را سپاس گفت و آمرزيد» [به روايت بخاري] همچنين خداوند متعال از روي کَرَم و بزرگواري خويش کلماتي اندک از اذکار را برگزيده و اجر آن را بسيار قرار داده است، «الحمدلله» ترازوي عمل را پر مي‌کند، و هر که بگويد: «سُبحانَ الله العظيمِ وَبِحمدِه» براي او در بهشت نخلي کاشته مي‌شود. «سبحانَ الله وَبِحَمدِه، سُبحانَ اللهِ العَظيم» دو ذکري هستند که بر زبان سبک و در ترازوي عمل، سنگين و نزد خداوند رحمان محبوبند. و هر که در يک روز صد بار بگويد: «سُبحانَ اللهِ وَبَحَمِده» گناهانش پاک مي‌شود حتي اگر به مانند کف دريا باشد. و «هر که صد بار «سُبحانَ الله» بگويد، براي او هزار نيکي نوشته يا هزار بدي از او پاک مي‌شود» [به روايت مسلم] «لا حول ولا قوة إلا بالله» گنجي از گنج‌هاي بهشت است و «سُبحان الله، والحمدُ لله، ولا إله إلا الله، والله أكبرُ» محبوب‌ترين سخن نزد خداوند است، و رسول خدا ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ دربارهٔ آن مي‌فرمايد: «[اين سخن] براي من محبوب‌تر از همهٔ چيزهايي است که خورشيد بر آن طلوع کرده است» [متفق عليه] رسول خدا ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ خطاب به جويريه ـ رضي الله عنها ـ که از طلوع فجر تا بالا رفتن آفتاب به ذکر خداوند مي‌پرداخت فرمود: «من پس از تو چهار سخن را سه بار تکرار کردم که اگر با آنچه تو گفتي وزن شود به مانند آن سنگيني کند: سُبحان الله وبحمده عددَ خلقِه، ورِضا نفسِه، وزِنةَ عرشِهِ، ومِدادَ كلماته» [به روايت مسلم] و هر که ده بار بر پيامبر خدا ـ صلي الله عليه وآله وسلم ـ درود فرستد خداوند به سبب آن بر وي ده درود خواهد فرستاد. نعمت‌هاي خداوند پي در پي در حال فرو آمدن است، و هر که در هنگام صبح بگويد: «اللهمَّ ما أصبَحَ بي مِن نِعمةٍ فمِنكَ وحدَكَ لا شريك لك، فلكَ الحمدُ ولك الشكر (خداوندا هر نعمتي که اين صبح به من ارزاني داشتي تنها از توست که شريکي نداري، پس ستايش و سپاس از آن تو است) شکر آن روز را به جاي آورده است و هر که مانند آن را به وقت شب بگويد، شکر شبش را به جاي آورده است» [به روايت ابوداوود] خداوند متعال انسان مسلمان را دوست دارد و او را گرامي داشته و از او دفاع مي‌کند و اسبابي را براي محافظت او از دست دشمانش قرار داده است، براي همين آياتي کوتاه نازل نموده که انسان را در شب و روز، و در منزلش و در هنگا منبع: واتساپ


حدیث 29 ﻋَﻦِ اﻟﺴَّﺎﺋِﺐِ ﺑْﻦِ ﻳَﺰِﻳﺪَ، ﻗَﺎﻝَ: «ﺻَﺤِﺒْﺖُ ﺳَﻌْﺪَ ﺑْﻦَ ﻣَﺎﻟِﻚٍ ﻣِﻦَ اﻟْﻤَﺪِﻳﻨَﺔِ ﺇِﻟَﻰ ﻣَﻜَّﺔَ، §ﻓَﻤَﺎ ﺳَﻤِﻌْﺘُﻪُ ﻳُﺤَﺪِّﺙُ ﻋَﻦِ اﻟﻨَّﺒِﻲِّ ﺻَﻠَّﻰ اﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ ﺑِﺤَﺪِﻳﺚٍ ﻭَاﺣِﺪٍ» ترجمه حدیث 29 سا ئب بن یزید رضی الله عنه فرمودند : من از مدینه تا به مکه همراه سعد بن مالک (رضی الله عنه) بودم من از ایشان نشنیدم که حتی یک حدیث از رسول صلى الله عليه وآله وسلم بیان کند . 📚سنن ابن ماجه المقدمه📚 این اثر صحیح است📚ٍ حدیث 30 ﻋَﻦِْ ﻋَﺒْﺪِ اﻟﻠَّﻪِ ﺑْﻦِ ﻣَﺴْﻌُﻮﺩٍ، ﻗَﺎﻝَ: ﻗَﺎﻝَ ﺭَﺳُﻮﻝُ اﻟﻠَّﻪِ ﺻَﻠَّﻰ اﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ: «ﻣَﻦْ ﻛَﺬَﺏَ ﻋَﻠَﻲَّ ﻣُﺘَﻌَﻤِّﺪًا، ﻓَﻠْﻴَﺘَﺒَﻮَّﺃْ ﻣَﻘْﻌَﺪَﻩُ ﻣِﻦَ اﻟﻨَّﺎﺭِ» ترجمه حدیث 30 عبدالله بن مسعود رضي الله عنه فرمودند : رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : هرکس عمدی و قصدا بر من دروغ ببندد پس برای خودش منزل وجایگاهی از آتش (جهنم) آمده و مهیا سازد . 📚سنن ابن ماجه المقدمه 📚 این حدیث صحیح و متواتر است📚 حدیث 31 ﻋَﻦْ ﻋَﻠِﻲٍّ، ﻗَﺎﻝَ: ﻗَﺎﻝَ ﺭَﺳُﻮﻝُ اﻟﻠَّﻪِ ﺻَﻠَّﻰ اﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ: «ﻻَ ﺗَﻜْﺬِﺑُﻮا ﻋَﻠَﻲَّ، ﻓَﺈِﻥَّ اﻟْﻜَﺬِﺏَ ﻋَﻠَﻲَّ ﻳُﻮﻟِﺞُ اﻟﻨَّﺎﺭَ» ترجمه حدیث 31 علی رضي الله عنه فرمودند : رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : بر من دروغ نبندید زیرا هر کس برمن دروغ ببندد به آتش (جهنم) داخل خواهد گشت. 📚سنن ابن ماجه المقدمه 📚این حدیث صحیح📚 حدیث 32 ﻋَﻦْ ﺃَﻧَﺲِ ﺑْﻦِ ﻣَﺎﻟِﻚٍ، ﻗَﺎﻝَ: ﻗَﺎﻝَ ﺭَﺳُﻮﻝُ اﻟﻠَّﻪِ ﺻَﻠَّﻰ اﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ: «ﻣَﻦْ ﻛَﺬَﺏَ ﻋَﻠَﻲَّ ﻣُﺘَﻌَﻤِّﺪًا ﻓَﻠْﻴَﺘَﺒَﻮَّﺃْ ﻣَﻘْﻌَﺪَﻩُ ﻣِﻦَ اﻟﻨَّﺎﺭِ» ترجمه حدیث32 انس بن مالک رضي الله عنه فرمودند : رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : هر کس عمدی وقصدا بر من دروغ ببندد باید که جایگاه و منزلش را از آتش (جهنم) آماده و مهیا سازد. 📚سنن ابن ماجه المقدمه 📚این حدیث صحیح است📚 حدیث33 ﻋَﻦْ ﺟَﺎﺑِﺮٍ، ﻗَﺎﻝَ: ﻗَﺎﻝَ ﺭَﺳُﻮﻝُ اﻟﻠَّﻪِ ﺻَﻠَّﻰ اﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ: «ﻣَﻦْ ﻛَﺬَﺏَ ﻋَﻠَﻲَّ ﻣُﺘَﻌَﻤِّﺪًا، ﻓَﻠْﻴَﺘَﺒَﻮَّﺃْ ﻣَﻘْﻌَﺪَﻩُ ﻣِﻦَ اﻟﻨَّﺎﺭِ» ترجمه حدیث33 جابر بن عبدالله رضي الله عنهما فرمودند : رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : هر کس عمدی وقصدا بر من دروغ ببندد باید که جایگاه و منزلش را از آتش (جهنم) آماده و مهیا سازد. 📚سنن ابن ماجه المقدمه 📚این حدیث صحیح است📚 حدیث 34 ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻲ ﻫُﺮَﻳْﺮَﺓَ، ﻗَﺎﻝَ: ﻗَﺎﻝَ ﺭَﺳُﻮﻝُ اﻟﻠَّﻪِ ﺻَﻠَّﻰ اﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ: «ﻣَﻦْ ﺗَﻘَﻮَّﻝَ ﻋَﻠَﻲَّ ﻣَﺎ ﻟَﻢْ ﺃَﻗُﻞْ، ﻓَﻠْﻴَﺘَﺒَﻮَّﺃْ ﻣَﻘْﻌَﺪَﻩُ ﻣِﻦَ اﻟﻨَّﺎﺭِ» 🌍ترجمه حدیث 34🌎 أبو هريره رضی الله عنه فرمودند : رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : هرکس با تکلف و بصورت عمدی به من قولی را نسبت دهد که من آن را نگفته ام پس او جایگاه و منزلش را از آتش (جهنم) آماده و مهیا سازد. 📚سنن ابن ماجه المقدمه📚 این حدیث حسن صحیح است📚 🌲حدیث 35🌲 ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻲ ﻗَﺘَﺎﺩَﺓَ، ﻗَﺎﻝَ: ﺳَﻤِﻌْﺖُ ﺭَﺳُﻮﻝَ اﻟﻠَّﻪِ ﺻَﻠَّﻰ اﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ ﻳَﻘُﻮﻝُ ﻋَﻠَﻰ ﻫَﺬَا اﻟْﻤِﻨْﺒَﺮِ: «ﺇِﻳَّﺎﻛُﻢْ ﻭَﻛَﺜْﺮَﺓَ اﻟْﺤَﺪِﻳﺚِ ﻋَﻨِّﻲ، ﻓَﻤَﻦْ ﻗَﺎﻝَ ﻋَﻠَﻲَّ، ﻓَﻠْﻴَﻘُﻞْ ﺣَﻘًّﺎ ﺃَﻭْ ﺻِﺪْﻗًﺎ، ﻭَﻣَﻦْ ﺗَﻘَﻮَّﻝَ ﻋَﻠَﻲَّ ﻣَﺎ ﻟَﻢْ ﺃَﻗُﻞْ، ﻓَﻠْﻴَﺘَﺒَﻮَّﺃْ ﻣَﻘْﻌَﺪَﻩُ ﻣِﻦَ اﻟﻨَّﺎﺭِ» 📘ترجمه حدیث 35📘 ابوقتاده رضی الله عنه فرمودند : من از رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که براین منبر می فرمایند : شما از اینکه (بدون دقت) از من زیاد حدیث روایت کنید بر حذر باشید، هرکس قولی را از من نقل می کند حق و راست نقل کند ، وهر کس با تکلف و بصورت عمدی سخنی را به من نسبت دهد که من آن را نگفته ام پس او جایگاه و منزلش را از آتش (جهنم) آماده و مهیا سازد . 📚سنن ابن ماجه المقدمه ?📚این حدیث حسن است📚


سليمان بن حرب می گوید: مردی پیش عمر بن خطاب شهادت داد، عمر رضی الله عنه به او گفت: من تو را نمی شناسم (که شهادتت را بپذیرم) و این که من تو را نمی شناسم ضرری به تو نمی رساند، کسی را بیاور که تو را بشناسد. مردی گفت: ای امیر المومنین من او را می شناسم عمر گفت:به چه چیزی او را می شناسی؟ گفت: به عدالت گفت: آیا او همسایه ات است که شب و روز و رفت و آمد او را می شناسی؟ گفت: نه گفت: آیا با تو معامله ی درهم و دینار کرده که بر اساس آن می توان به پرهرکاری شهادت داد؟ گفت: نه گفت: آیا در سفر همراهت بوده که بر اساس آن می توان شهادت به اخلاق نیکو داد؟ گفت: نه گفت: پس تو او را نمی شناسی، سپس به مرد گفت: کسی را بیاور که تو را بشناسد. أخرجه العقيلى 354 والبيهقى 10/12 امام محدث علامه ناصرالدین البانی رحمه الله در کتابش «إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل 8/ 260 » آن را صحیح دانسته است. ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ وارثان انبیاء

اشتباه كردن مجتهد


بیان اشتباه مجتهد طعن بر وی نیست علامه ناصرالدین البانی، محدث شام می گوید: در حدیثی به روایت صحیح بخاری آمده است که ابوبکر صدیق رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه و‌سلم درخواست نمود که به ایشان اجازه ی تعبیر خوابی را بدهد که شخصی برای پیامبر تعریف کرده بود، پیامبر صلی الله علیه و‌سلم به ایشان اجازه داد، (پس از تعبیر خواب) ابوبکر صدیق از ایشان پرسید: آیا درست گفتم ای رسول الله؟ فرمودند: «بخشی را درست گفتی و در بخشی از آن اشتباه کردی»؛ پس ما نباید از گفتن این جمله که «فلان شخص اشتباه کرد» پرهیز کنیم، چون این سخن طعنه نیست و اگر آگاه باشیم می دانیم هیچ عیبجویی و طعنی در آن نیست، کسی که می داند اگر مجتهد فتوا بدهد به او پاداش می رسد، می داند که در این سخن عیبجویی و طعن نیست، حقیقت این است، و ما می دانیم که اکثر‌مردم این حقیقت را نمی دانند، به همین دلیل این سخن برایشان بزرگ است که گفته شود: فلان شخص اشتباه کرده است، در حالی که برترین انسان در مورد برترین صحابی گفته است که اشتباه کرده است. موقف ما درباره ی اجتهاد و اهل اجتهاد این است، اجتهاد را برای اهل اجتهاد قبول می کنیم و بر شخص خطا کننده طعنه نمی زنیم، اما این سبب نمی شود که اشتباه را با دلیل از قرآن و سنت بیان نکنیم. سلسلة الهدی و النور 10 ➖➖➖➖➖➖➖➖

آیا بدعت حسنه وجود دارد


سئل الشيخ العلامةالشيخ الفوزان حفظه الله: ما حكم تقسيم البدعة إلى بدعة حسنة وبدعة سيئة؟ وهل يصح لمن رأى هذا التقسيم أن يحتج بقول الرسول صلى الله عليه وسلم: من سن سنة حسنة في الإسلام... الحديث، وبقول عمر: نعمت البدعة هذه...؟ نرجو في ذلك الإفادة، جزاكم الله خيرًا. الجواب: ليس مع من قسم البدعة إلى بدعة حسنة وبدعة سيئة دليل، لأن البدع كلها سيئة؛ لقوله: كل بدعة ضلالة، وكل ضلالة في النار. رواه النسائي في سننه من حديث جابر بن عبد الله بنحوه، ورواه الإمام مسلم في صحيحه بدون ذكر: وكل ضلالة في النار. من حديث جابر بن عبد الله. وأما قوله صلى الله عليه وسلم: من سن في الإسلام سنة حسنة. رواه الإمام مسلم في صحيحه من حديث جرير بن عبد الله، فالمراد به: من أحيا سنة، لأنه صلى الله عليه وسلم قال ذلك بمناسبة ما فعله أحد الصحابة من مجيئه بالصدقة في أزمة من الأزمات، حتى اقتدى به الناس وتتابعوا في تقديم الصدقات. وأما قول عمر رضي الله عنه: نعمت البدعة هذه. رواه البخاري في صحيحه من حديث عبد الرحمن بن عبد القاري، فالمراد بذلك البدعة اللغوية لا البدعة الشرعية، لأن عمر قال ذلك بمناسبة جمعه الناس على إمام واحد في صلاة التراويح، وصلاة التراويح جماعة قد شرعها الرسول صلى الله عليه وسلم، حيث صلاها بأصحابه ليالي، ثم تخلف عنهم خشية أن تفرض عليهم. انظر: صحيح البخاري. (2/252) من حديث عائشة رضي الله عنها. وبقي الناس يصلونها فرادى وجماعات متفرقة، فجمعهم عمر على إمام واحد كما كان على عهد النبي صلى الله عليه وسلم في تلك الليالي التي صلاها بهم، فأحيا عمر تلك السنة، فيكون قد أعاد شيئًا قد انقطع، فيعتبر فعله هذا بدعة لغوية لا شرعية، لأن البدعة الشرعية محرمة، لا يمكن لعمر ولا لغيره أن يفعلها، وهم يعلمون تحذير النبي صلى الله عليه وسلم من البدع. انتهى من المنتقى من فتاوى الفوزان. ---------------------------- ترجمه: از شيخ علامه صالح الفوزان حفظه الله سؤال شد: حكم تقسيم كردن بدعت به بدعت حسنه وسيئه چیست؟وآیا کسانی که چنین تقسیمی را درست میداننددرست است که به این قول پیامبرصلی الله علیه وسلم(کسی که در اسلام سنت نیکی بگذارد...)استنادكنند؟وهمچنین قول حضرت عمر(این چه بدعت خوبی است)؟ ازشماتقاضای بیان حکم این را داریم خداوند جزای خیرتان دهد... جواب:کسانیکه بدعت را به حسنه وسیئه تقسيم مي كنند هيچ دلیلی برای خود ندارند، چون بدعت همه اش سیئه است؛به دليل سخن پیامبرصلی الله علیه وسلم که گفت:(هربدعتی گمراهیست وهرگمراهی ای در آتش است)این حدیث امام نسائي در سننش از جابربن عبدالله اين چنین روايت كرده... واما سخن پیامبرصلی الله علیه وسلم که فرمود:(هرکس سنت خوبی را در اسلام بگذارد...)که این حدیث امام مسلم در صحیحش آن را روایت کرده،منظور پیامبرصلی الله علیه وسلم این بودکه:(کسی که سنتی را زنده کند)چون پیامبرصلی الله علیه وسلم این سخن را به این مناسبت گفت که:هنگامی که (پیامبرمردم را به صدقه تشویق کرد)صحابه ای با صدقاتي نزد پیامبرصلی الله علیه وسلم آمد در حالی كه وضعيت بحراني وبد بود.مردم نيز از آن صحابه پیروی کردند وپشت سرهم برای تقدیم صدقات آمدند... اما قول عمررضي الله عنه(اين چه خوب بدعتیست)که امام بخاری در صحیحش از عبدالرحمان پسرعبدالقاري روايت كرده، منظور از این بدعت،بدعت لفظی است چون عمر این سخن را به این مناسبت گفت که مردم را پشت سر یک امام برای خواندن نماز تراویح جمع کرد،ونماز تراویح با جماعت فعلی است که پیامبرصلی الله علیه وسلم چند شب آن را با اصحابش انجام داده بود،سپس حضور پیدا نکرد،ترس از اینکه برای مردم فرض شود. نگاه کن صحیح بخاری(2/252)از حضرت عائشه رضي الله عنهاروايت کرده. سپس مردم بعضیها تنهایی وبعضیها با جماعت جدا جدا نماز میخواندند عمر آنها را پشت سر یک امام مانند روزهایی که پیامبرصلی الله علیه وسلم با اصحابش میخواند جمع کرد. عمراین سنت را زنده کرد،پس این می شود بر گرداندن چیزی که قطع وترک شده بود،پس این بدعت لفظی حساب میشود نه شرعی،چون بدعت شرعی حرام است، وامکان ندارد نه برای عمر ونه برای هر کس دیگری که آن را انجام دهد،درحالیکه آنها برحذرداشتن پیامبرصلی الله علیه وسلم را از این کار میدانستند... برگرفته شده از کتاب(المنتقي من فتاوي الفوزان) قام بنقلها و ترجمتها: (Ahmad,yousef)

تاثیر بدعت


قال سفیان بن عیینة -رحمه الله-: " لیس فی الأرض صاحب بدعة إلا وهو یجد ذلة تغشاه , قال: وهی فی کتاب الله , قالوا: وأین هی من کتاب الله؟ قال: أما سمعتم قوله تعالى {إِنَّ الَّذِینَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَیَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا} [الأعراف: 152] قالوا: یا أبا محمد , هذه لأصحاب العجل خاصة قال: کلا اتلوا ما بعدها {وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُفْتَرِینَ} [الأعراف: 152] فهی لکل مفتر، ومبتدع إلى یوم القیامة " _________________________________________ شعب الإیمان (7/72) ، حلیة الأولیاء (7/ 280) سفیان بن عیینه رحمه الله میگوید: " هیچ صاحب بدعتی در زمین نیست مگر اینکه ذلتی را می یابد که او را در برگرفته. گفت: و این در کتاب خداست. گفتند: در کجای کتاب خدا هست؟ گفت: آیا نشنیدید گفته الله سبحانه تعالی را که: { همانا کسانی که گوساله را (به معبودی) گرفتنداز جانب خدایشان خشم وذلتی به آنها خواهد رسید در زندگی دنیا } گفتند: ای ابومحمد، این آیه در مورد صاحبان گوساله (گوساله پرستان بنی اسرائیل) است. گفت: خیر، آنچه را که بعدش آمده بخوانید: { و اینچنین افترا زنندگان را جزا میدهیم}. پس آیه برای هر افترا زننده و بدعت گذاری است تا روز قیامت.

سفر به غرب عایض قرنی


چراگاه سبز است ولی بزِِِ ما ناخوش است 🍄به قلم: دکتر عائض القرنی 🍄برگردان: رحمت الله خردنیا  این نوشتار را در سفری که برای درمان زانویم به پاریس داشتم می نویسم، و می ترسم که متهم به دوست داشتن غرب شوم، در حالیکه دارم گواهی حق و انصاف می دهم، و قسم به خدا که گرد و غبار کفش محمد بن عبدالله از اروپا و آمریکا با هم نیز نزد من دوست داشتنی تر است. ولی اعتراف به خوبی های دیگران روشی قرآنی است، خداوند متعال می فرماید: (لیسوا سواء من أهل الکتاب أمة قائمة) یعنی اهل کتاب همه یکسان نیستند و گروهی از آنها در دینداری استوار هستند. در مدت اقامتم در پاریس به مطب پزشکان و دفاتر متعددی رفت و آمد کردم و و مردم را می دیدم و به رفتار آنها می نگریستم و پیشرفت تمدن و فرهنگ را لمس می کردم، طبیعت هایی آراسته، احساساتی نرم و لطافت گونه، خوشحالی و سرور در دیدارها، ادب نیکو در رفتار با دیگران، صداهایی آرام، زندگی منظم، پایبندی به قرارها، ترتیب و اولویت در امور روزمره زندگی... 🌱 اما عرب هایی همچون ما، قبل از اینکه من چیزی بگویم، ابن خلدون ما را به وحشیگری و خشونت توصیف نموده است و من افتخار میکنم که عرب هستم زیرا که پیامبر صلی الله علیه و سلم عرب بود و قرآن نیز عربی است و اگر وحی، پیروان پیامبر صلی الله علیه و سلم را تربیت نکرده بود هنوز چراگاه های هبل، عزی، لات و منات را در می نوردیدیم. ولی ما امت عرب به همان اندازه که از شریعت پاک الهی فاصله گرفته ایم، به همان میزان سنگدل و خشن باقی مانده ایم، و در کل ما امتی خشک و خشن هستیم مگر آن کسی که رحمت و لطف خدا شامل حالش شده است. برخی از مشایخ و طلاب که من نیز یکی از آنها هستم، رفتاری خشک و مرامی بیابانی و صحرایی دارند، تا جایی که برخی علما در مقابل پرسش مردم، عبوس، ترشرو و تیره رو می گردند. پلیس کارش را با خشونت انجام می دهد و با پوشش خود بر مردم کبر می ورزد، برخی از مردان در مقابل همسران خود شجاع و ترسناک و شیری درنده هستند ولی در بیرون خانه همچون شترمرغی پیر و درهم شکسته هستند، و برخی از زنان نیز در مقابل همسران خود بسان عقربی گزنده و ماری تند و تیز هستند، و برخی از مسئولین همچون نمرود بن کنعان دل و قلبی لبریز از غرور و تکبر دارند تا جایی که وقتی با مردم می نشینند فکر می کنند هر چیز خوب و زیبایی از آنِ اوست و اگر هم کاری برای مردم می کند از فضل و کرمش است، پلیس الفاظی آزاردهنده به کار می برد، استاد با دانشجویان رفتاری خشک و غیردوستانه دارد... ما به مدارسی برای آموزش خوش اخلاقی و خوشرفتاری به مردم، و موسسه ای برای آموزش مسئولینی مهربان، متواضع و نرم خو، و مرکزی برای پلیس هایی سختکوش و مؤدب، و دانشکده ای برای آموزش هنر زندگی زناشویی به مردان و زنان، نیاز مبرم داریم. جامعه ما نیازمند اجرای شریعت به شکلی قاطع، دقیق و درست است تا خود را از این سنگدلی، جفا و خشکی که بر رفتار و سیمای ما چنگ انداخته است برهانیم. در بلاد عربی ملتی را می بینی که بر اثر حزن و اندوه، کبر و غرور، تحقیر و شکست، فشار زندگی، سرگردانی و اضطراب، گرد و غبار و لایه های تیره و سیاه بر سیمای آنها سایه انداخته است. خود و مردم و زندگی و حیات را در تنگنا قرار داده ایم، و اینگونه است که بسیاری از مردم را می بینی که در ماشین های خود انواع چوب دستی و میله های آهنی جا سازی کرده اند تا در وقت نیاز و زمان درگیری با دیگران آن را به عنوان برگ برنده رو کنند. برخی از دعوتگرانی که با من همراه بودند نیز این برداشت و دیدگاه من را تایید می کردند و زمانی که از آنها جویای علت این تفاوت می شدم، در پاسخ فقط این را می گفتند که تمدن و فرهنگ است که طبیعت ها را نرم می کند و تفاوت را رقم می زند.  از داخل خودروی خود از یک فرانسوی نشانی مکانی را می پرسم و او خودروی خود را گوشه ای نگه می دارد و نقشه ای را بیرون می آورد و پیاده می شود و با دقت و حوصله ای مثال زدنی نشانی را برای ما شرح می دهد در حالیکه ما در خودرو و در جای خود همچنان نشسته ایم. مشغول راه رفتن در خیابان هستم و باران باریدن گرفته است که ناگهان می بینم یکی از عابران چترش را بالای سرم نگه داشته است!  زمان ورود به هتل و بیمارستان که ازدحام و شلوغی ایجاد می شود با کلمه ببخشید و بفرمائید شما را بر خودشان مقدم می دارند.  بسیاری از احادیث پیامبر صلی الله علیه و سلم را می بینی که اینجا اجرا می شود؛ احترام متبادل، عبارات و اصطلاحاتی بلند منشانه، روش هایی متمدنانه در رفتار و منش... ولی فرزندان عرب و مسلمان را ببین که زمان خشم و ناراحتی، لب به لعن و نفرین و دشنام و فحش می گشایند، پس برنامه و منهج قرآنی چه شد؟؟؟  (وقل لعبادی یقولوا التی هی أحسن) یعنی به بندگانم بگو همیشه بهترین را بر زبان جاری سازند. (و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما) یعنی بندگان واقعی خدا کسانی هستند که زمانی که نادانان آنها را مورد خطاب قرار می دهند می گویند بدرود.  (فاصفح الصفح الجمیل) یعنی از زندگی دنیا برای خود صفحاتی زیبا رقم بزن. (و لاتصعر خدک للناس و لاتمش فی الأرض مرحا إن الله لایحب کل مختال فخور واقصد فی مشیک و اغضض من صوتک إن أنکر الأصوات لصوت الحمیر) یعنی روی خود را از مردم برنگردان و در زمین متکبرانه راه نرو که خداوند هیچ متکبر فخر فرشی را دوست نمی دارد، و در راه رفتن میانه رو و متعادل باش و صدایت را فرو ببر که زشت ترین صداها همانا صدای الاغ است.  و در فرمایش پیامبر صلی الله علیه و سلم آمده است: (الراحمون یرحمهم الرحمن) یعنی خدای رحمان به حال رحم کنندگان رحم می کند. (المسلم من سلم المسلمون من لسانه و یده) یعنی مسلمان کسی است که سایر مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند. (و لاتباغضوا و لاتقاطعوا و لاتحاسدوا) یعنی بغض و کینه نورزید و قطع صله خویشاوندی نکنید و حسد نورزید. ما دین و شریعتی خدایی و پر برکت داریم، اما در اجرای آن ناکارآمد و ضعیف هستیم. دانشمند هندی می گوید: چراگاه سبز است ولی بزِِِ ما ناخوش است.  امیدوارم کسی که این نوشتار را می خواند در رفتار خود و تعامل با خانواده و جامعه اطرافش و مسلمانان و سایر مردم تغییری و هر چند ناچیز به وجود آورد. رشد و پیشرفت در تعامل و رفتار با مردم برای ما مسلمانان امری حیاتی و ضروری است، چرا که ما بهترین امتی هستیم که سرازیر این کره خاکی شده ایم.🌰🍄🌱

بعضی از یاران پیامبر صلي الله عليه و سلم

(یاران پیامبر<<ص>>) ۳۷_بعدازوفات پیامبر(ص)چه کسانی به یاری دین خدابپا خواستند؟ یاران پیامبر(ص)واصحاب کرام(رضی الله عنهم) ___________________________________ ۳۸_صحابی به چه کسی گفته میشود؟ کسی که درزندگی پیامبر(ص)راملاقات کرده درحالی که به ایشان ایمان داشته وباایمان ازدنیارفته است. ___________________________________ ۳۹_افضل ترین یاران پیامبر(ص)چه کسانی هستند؟ خلفای راشدین(رضی الله عنهم) ___________________________________ ۴۰_خلفای راشدین چه کسانی اند؟ کسانی هستندکه یکی پس ازدیگری رهبری مسلمانان رابعهده گرفته حق جانشینی پیامبر را اداکردند. ___________________________________ ۴۱_اولین خلیفه پیامبر(ص)کیست؟ حضرت ابوبکرصدیق(رض)که نام گرامی شان عبدالله است. ___________________________________ ۴۲_ابوبکر(رض)باپیامبر(ص)چه خویشاوندی دارند؟ خسرآن حضرت(ص)بودند.دخترش حضرت عائشه صدیقه درخانه پیامبر (ص)بود. ___________________________________ ۴۳_حضرت ابوبکر چندسال خلافت کرد؟ دوسال وسه ماه ونه روز. ___________________________________ ۴۴_حضرت ابوبکر(رض)درچه تاریخی وفات کرد.کجاوفن هستند؟ ۲۲جمادی الثانی سال سیزدهم هجری قمری درشهرمدینه منوره در کنارنبی اکرم(ص)درحجره عائشه دفن هستند. ___________________________________ ۴۵_پیامبر(ص)درموردابوبکر(رض) چه فرمود؟ فرمود:<<هرقومی که درآن ابوبکرباشدشایسته نیست کسی دیگرامامت کند>>(ترمذی). ___________________________________ ۴۶_خلیفه دوم پیامبر(ص)کیست؟ فاروق اعظم _ عمربن خطاب(رض ___________________________________ ۴۷_حضرت عمر(رض)باپیامبر(ص) چه خویشاوندی دارد؟ خسرپیامبراندکه دخترش حفصه(رضی الله عنهما)همسرپیامبراکرم (ص)بود. ___________________________________ ۴۸_حضرت عمر(رض)چندسال خلافت کرد؟ ده سال وشش ماه وپنج روز. ___________________________________ ۴۹_حضرت عمر(رض)درچه تاریخی وتوسط چه کسی به شهادت رسید؟ درتاریخ ۲۸ذی الحجه سال ۲۳هجری توسط یک ایرانی مجوسی مذهب ضربه خورد ودر اول محرم سال ۴هجری به شهادت رسید. ___________________________________ ۵۰_حضرت عمر(رض)درچه محلی ودرچه حالی ضربه خورد؟ درمحراب مسجدپیامبر(ص)درحالی که نمازصبح را امامت میکردضربه خوردوبعدشهیدشدندبه همین جهت ایشان رااولین شهیدمحراب می نامند.. ___________________________________ ۵۱_آرامگاه وقبرحضرت عمر(رض) کجااست؟ درشهرمدینه منوره درکنار رسول الله (ص)وابوبکرصدیق (رض). ___________________________________ ۵۲_پیامبراکرم(ص)درموردحضرت عمر(رض)چه فرمود؟ فرمود<<اگربعدازمن پیامبری مبعوث میشدیقینآاوعمربن خطاب بود>>. ___________________________________ ۵۳_خلیفه سوم پیامبر(ص)کیست؟ حضرت عثمان ذوالنورین(رض). ___________________________________ ۵۴_چرابه ایشان ذوالنورین میگویند؟ زیرادو دخترپیامبر(ص)یکی پس از دیگری درخانه اش بودند. ___________________________________ ۵۵_حضرت عثمان(رض)باپیامبر(ص)چه نسبتی دارد؟ دامادآن حضرت (ص)است. ___________________________________ ۵۶_حضرت عثمان(رض)چندسال خلافت کرد؟ یازده سال ویازده ماه وهیجده روز ___________________________________ ۵۷_درچه سالی حضرت عثمان(رض)به شهادت رسید؟ هیجدهم ذی حجه سال ۳۵هجری قمری. ___________________________________ ۵۸_حضرت عثمان(رض)توسط چه کسانی به شهادت رسید؟ توسط عده ای اخلالگرشورشی و اشراربه رهبری یکنفریهودی الاصل بنام عبدالله بن سبا. ___________________________________ ۵۹_قبرحضرت عثمان(رض)درکجا ست؟ درقبرستان<<جنت البقیع>>واقع در شهرمدینه منوره. ___________________________________ ۶۰_پیامبر(ص)درباره ایشان چه فرمود؟ فرمودند:<<برای هرنبی دربهشت رفیقی است ورفیق من دربهشت عثمان است>>. ___________________________________ ۶۱_خلیفه چهارم ماکیست؟ حضرت علی مرتضی(رض). ___________________________________ ۶۲_حضرت علی(رض)باپیامبراکرم(ص)چه نسبتی دارند؟ پسرعمو ودامادآنحضرت (ص)است ___________________________________ ۶۳_حضرت علی(رض)چندسال خلافت کرد؟ چهارسال ونه ماه. ___________________________________ ۶۴_حضرت علی(رض)درچه تاریخی وبه دست چه کسی به شهادت رسید؟ در۲۱ماه رمضان سال ۴۰هجری بدست عبدالرحمن بن ملجم مرادی به شهادت رسید. ___________________________________ ۶۵_قبرحضرت علی(رض)درکجاست؟ درشهرکوفه. ___________________________________ ۶۶_پیامبر(ص)درباره حضرت علی (رض)چه فرمود؟ فرمودند:<<هرکس باعلی محبت داردگویابامن محبت داردوهرکس باعلی کینه وبغض داردگویابامن کینه وبغض داردوکسی که بامن بغض داشته باشدباخدابغض دارد>>. ___________________________________ ۶۷_پس ازحضرت علی(رض)چه کسی به خلافت رسید؟ حضرت حسن(رض). ___________________________________ ۶۸_حضرت حسن(رض)باپیامبراکرم (ص)چه نسبتی دارند؟ نوه ایشان هستند. ___________________________________ ۶۹_حضرت حسن(رض)چقدر خلافت کرد؟ شش ماه. ___________________________________ ۷۰_حضرت حسن (رض)درچه تاریخی وچگونه شهیدشدند؟ درسال۴۸یا۴۹هجری بوسیله غذا مسموم وشهیدشدند. ___________________________________ ۷۱_قبرحضرت حسن(رض)درکجاست؟ درقبرستان<<جنت البقیع>>درشهر مدینه منوره. ___________________________________ ۷۲_پیامبراکرم(ص)درموردحضرت حسن(رض)چه فرمود؟ فرمود<<حسن فرزندمن است وعنقریب خداوندمتعال توسط ایشان بین دوگروه بزرگ مسلمانان صلح وصفاایجادخواهدکرد>>. ___________________________________ ۷۳_این صلح چگونه وبین کدام دو گروه بوسیله حضرت حسن(رض) انجام گرفت؟ این صلح بین طرفداران حضرت علی(رض)وطرفداران حضرت معاویه(رض)به این صورت انجام گرفت که حضرت حسن(رض)پس ازشش ماه خلافت رابه حضرت معاویه (رض)واگذارفرمود. ___________________________________ ۷۴_حضرت معاویه(رض)چه نسبتی باپیامبراکرم(ص)داشت؟ برادریکی ازهمسران ایشان بودوبه همین خاطرایشان را<<خال المسلمین>>می گویند. ___________________________________ ۷۵_حضرت معاویه(رض)برادرکدام یک ازهمسران پیامبراکرم(ص)بود؟ برادر ام حبیبه دخترابوسفیان(رضی الله عنهن اجمعین). ___________________________________ ۷۶_مدت خلافت حضرت معاویه(رض)چقدربود؟ تقریبآ ۱۹سال و دو ماه وشش روز. ___________________________________ ۷۷_حضرت معاویه(رض)درچه تاریخی وفات کرد؟ درتاریخی بیست و دوم رجب سال ۶۰ هجری. ___________________________________ ۷۸_قبرحضرت معاویه(رض)کجااست؟ درشهردمشق پایتخت کشورسوریه. ___________________________________ ۷۹_پیامبراکرم(ص)درباره معاویه(رض)چه فرمود؟ درحق ایشان چنین دعای خیر فرمودند:<<خدایااوراهدایت یافته بگردان>>. ___________________________________ ۸۰_عشره میشره چه کسانی را میگویندوچندنفرهستند؟ آنهاده نفراز اصحاب پیامبرندکه پیامبر(ص) درحیاتشان هرده نفررا یکجامژده بهشت داده است. ___________________________________ ۸۱_نام عشره مبشره راذکرکنید؟ ۱_حضرت ابوبکرصدیق(رض) ۲_حضرت عمربن خطاب(رض) ۳_حضرت عثمان ذوالنورین(رض) ۴_حضرت علی مرتضی(رض) ۵_حضرت طلحه(رض) ۶_حضرت زبیر(رض) ۷_حضرت عبدالرحمن بن عوف() ۸_حضرت سعدابن ابی وقاص(ض) ۹_حضرت سیعد(زض) ۱۰_حضرت ابوعبیده(رض) (رضی الله عنهن اجمعین) ___________________________________ ۸۲_چندکودک را از اصحاب پیامبر اکرم (ص)نام ببرید؟ حضرت عبدالله ابن عباس(رض) که هنگام هجرت پیامبرسه ساله بود وهنگام وفات پیامبر۱۳ساله بود حضرتانس بن مالک(رض)که هنگام هجرت۱۰ساله وهنگام وفات پیامبر۲۰ساله بود. حضرت زیدبن ثابت(رض)که هنگام هجرت۱۱ساله .هنگام وفات۲۱ساله بود. ___________________________________ ۸۳_حضرت عبدالله ابن عباس(رض)چه خدماتی برای دین وپیامبر(ص)انجام داد؟ درمدن این ده سال ازکودکی خودش درخدمت پیامبر(ص)باتلاش خویش ودعای پیامبر(ص)چنان حافظ ،قاری .مفسرقرآن قرارگرفت که عموم اصحاب اورا<<حبرالامه>>یعنی دانشمند بزرگ امت می گفتندواولین تفسیر قرآن درجهان اسلام به نام تفسیر ابن عباس معروف است. ___________________________________ ۸۴_حضرت انس بن مالک(رض)چه نقشی داشت؟ حضرت انس همراه بابیست نفراز جوانان ونوجوانان انصارمدینه همیشه درب خانه رسول الله(ص) برای هرنوع مأموریت وخدمتی آماده باش بودند. ___________________________________ ۸۵_حضرت زیدبن ثابت(رض)چه خدماتی انجام می داد؟ بنابه دستورپیامبر(ص)زبان یهودی رادر(۱۵)روز و زبان سریانی رادر (۱۸)روز یادگرفت. علاوه براین درزبانهای فارسی یونانی و قبطی مهارت پیداکرده و کاتب پیامبر(ص)قرارگرفت ومترجم بین پیامبر(ص)واهالی این زبانهابود. ______________

_منبع : برگرفته از واتساپ____________________

مادر و پدر (احترام والدین)


روزی مادر ابوهریره رضی الله عنه او را صدا زد و ابوهریره باصدای بلند گفت: لبیک ای مادر ، بعد ابوهریره فکر کرد که صدای لبیک او از صدای مادرش بلندتر بوده و دلش آرام نگرفت و بخاطر این کارش استغفار کرد ، باز دلش آرام نگرفت و فکر کرد نسبت به مادرش بی ادبی کرده و رفت دو برده خرید و آنها را آزاد کرد. در زمان خلافت عمر فاروق رضی الله عنه جوانی بود بنام کلاب بن امیه که خیلی جوان خوبی بود که اینقدر به پدر و مادرش احترام میگذاشت که وقتی برای آنها شیر میدوشید و میاورد اینقدر آن ظرف شیر را نگه میداشت که با گرمای بدنش آن شیر را گرم نگه میداشت تا آنها بلند میشدند و میخوردند ، روزی از یکی از صحابه پرسید که محبوب ترین اعمال نزد خداوند چیست؟ گفته شد جهاد در راه خدا ، کلاب بن امیه به نزد حضرت عمر رفت و گفت میخواهم به جهاد بروم ، حضرت عمر رضی الله عنه فرمودند آیا پدر و مادر داری ؟ گفت بله ، فرمود پس به نزد آنها برو و از آنها اجازه بگیر، آن جوان به نزد والدینش رفت و از آنها اجازه خواست و هر طور بود آنها را راضی کرد و اجازه را گرفت و به جهاد رفت ، مدتی گذشت و پدرش از فراقش ناراحت و غمگین شده بود و زیر درختی نشسته و بصورت شعر میخواند که ای عمر من در روز قیامت از تو شکایت میکنم که فرزندم را از ما دور کردی و همین را تکرار میکرد و چنان از ناراحتی گریه کرد که چشمانش سفید شد و مثل حضرت یعقوب نابینا شد، روزی اورا به مسجد بردند و در حلقه ای که حضرت عمر در آن بود نشاندند و به او گفتند ای ابا کلاب از شعرهایت برایمان بخوان و او شروع کرد و همان شعر اعتراضش به حضرت عمر را خواند ، حضرت عمر تا شنید گفت مگر او کیست؟ گفتند : پدر کلاب همان جوانی که او را برای جهاد فرستادی گفت: مگر از ایشان اجازه نگرفته بود گفتند بله ، حضرت عمر قاصدی فرستاد که کلاب بن امیه را سریع به نزد او بیاورند ، وقتی که او را آوردند حضرت عمر گفت تو چکاری میکردی که پدرت اینچنین از دوریت غمگین شده؟ کلاب بن امیه گفت که چگونه شیر را به پدرش میداده و حضرت عمر او را فرستاد تا همان کار را انجام دهد و شیر را آماده کند ، پدرش را فرا خواند و به او گفت : چه چیزی در این دنیا تو را خوشحال میکند ای ابا کلاب ؟ امیه گفت هیچ چیزی، حضرت عمر سه بار تکرارکرد و او را قسم داد که بگوید و امیه گفت که یکبار دیگر پسرم را درآغوش بگیرم ، حضرت عمر به او گفت که این شیر را بخورد وقتی ظرف را برداشت با خوشحالی گفت به خدا قسم این ظرف بوی فرزندم را میدهد و فرزندش را آوردند و اورا در آغوش گرفت و از خوشحالی گریه کرد ، حضرت عمر گفت: ای جوان راه دوری را برای رفتن به بهشت پیمودی ، بهشت همینجا کنار والدینت بود اینجا در کنارشان جهاد کن.. خطبه دکتر محمد العریفی در قطر 2014

ایمه اربعه و توصیه‌ی آنها به امت


 سخنان امام ابو حنیفه درباره متعصبین به مذهبش: ______________________ ۱- امام ابو حنيفه رحمه الله فرموده اند: "إذا قلت قولا يخالف كتاب الله تعالى وخبر الرسول صلى الله عليه وسلم فاتركوا قولي" يعنى: "اگر حرفى بزنم كه مخالف كتاب خدا و سنت پيامبر صلى الله عليه و سلم باشد پس قول مرا رها كنيد". {روايت فلاَّني در "الإيقاظ" ص 50} ۲- امام ابوحنیفه نعمان ‌بن ثابت رحمه الله فرموده است: «إذا صحّ الحدیث فهو مذهبی»(حدیث صحیح، مذهب من است). {ابن عابدین در «الحاشیه» (1/63) و در «رسم المفتی» (1/4).} ۳- امام ابوحنیفه رحمه الله علیه: "إذا صح الحديث فهو مذهبي" يعنی: "اگر حديثى صحيح واقع شد مذهب من همان ميباشد." {(روايت ابن عابدين در " الحاشية " 1/3 )} ۴- امام ابوحنیفه رحمه الله علیه: "لا يحل لأحد أن يأخذ بقولنا ما لم يعلم من أين أخذناه" يعنى: "حلال نميباشد براى كسى كه قول ما را بگيرد ولى نداند كه آنرا از كجا (و چه منبعى) گرفته ايم"، و در روايتى ديگر ميگويد: "حرام على من لم يعرف دليلي أن يفتي بكلامي" يعنى: "حرام است بر كسى كه دليل مرا نداند و با اقوال من فتوى بدهد". {روايت ابن عابدين در حاشيه كتاب "البحر الرائق " 6/293} ****برگرفته از کتاب‌ روش نماز پیامبر نوشته شیخ و محدث بزرگ ناصر الدین البانی**** 🌏🌏🌏🌏 ______________________ سخنان امام احمد ابن حنبل درباره متعصبین به مذهبش: ۱- از من تقلید مکن؛ همچنین از مالک، شافعی، اوزاعی و ثوری نیز تقلید مکن؛ بلکه از منابعی که آنان گرفته اند بگیر. {فلانی(۱۱۳) و ابن قیم در «الاعلام» (۳۰۲/۲).} ۲- تبعیت آن است که شخص آنچه را که از پیامبر و اصحابش آمده بگیرد؛ آن گاه وی پس از تابعین صاحب اختیار است. {ابوداوود در «مسائل الامام احمد» (ص ۲۷۶ و ۲۷۷).} ۳- رأی اوزاعی، مالک و ابوحنیفه همگی رأی و نظر است و نزد من برابرند.حجت تنها در آثار است. {ابن عبدالبر در «الجامع» (۱۴۹/۲).} ۴- هر آن که حدیث رسول خدا را نپذیرد، در پرتگاه هلاکت است. {ابن جوزی (ص ۱۸۲).} ****برگرفته از کتاب‌ روش نماز پیامبر نوشته شیخ و محدث بزرگ ناصر الدین البانی**** 🌏🌏🌏🌏 ______________________ سخنان امام مالک ابن أنس درباره متعصبین به مذهبش: ۱-همانا من انسانم، مرتکب خطا میشوم ودرست هم می گویم؛ در رأی و نظرم بنگرید؛ اگر با کتاب و سنت موافق بود آن را بپذیرید و گرنه، ترکش کنید. {ابن عبدالبر در «الجامع» (۳۲/۲) ابن حزم در «اصول الاحکام» (۱۴۹/۶)} ۲- غیر از پیامبر سخنان همه افراد دیگر قابل پذیرش و یا رد است، اما قول پیامبر همه اش باید پذیرفته شود. {ابن عبدالهادی در «ارشاد السالك»(۱/۲۲۷) ابن عبدالبر در «الجامع»(۹۱/۲) ابن حزم در «اصول الاحکام» (۱۴۵/۶ و ۱۷۹) تقی الدین سبکی در «الفتاوی» (۱۴۸/۱)} ۳- ابن وهب میگوید:شنیدم که از مالک درباره پاک کردن بین انگشتان پا به هنگام وضو سؤال شد، جواب داد که: بر مردم واجب نیست و اضافه نمود که این کار را من ترک میکنم تا مردم سبکبار باشند. من به وی گفتم: در این باره حدیثی داریم. پرسید: آن چیست؟ گفتم: لیث ابن سعد و ابن لهیعه و عمرو بن حارث از یزید ابن عمرو معافری و او هم از ابو عبدالرحمن حبلی از طریق مستورد بن شداد قرشی روایت کرده که گفت: «رسول خدا را دیدم که با انگشت کوچک خود میان انگشتان پایش را پاک میکند.» آن گاه مالک گفت: این حدیث حسن است، لیکن تا به حال نشنیده بودم. پس از این ماجرا شنیدم که هر گاه از وی در این باب سؤال می شد، به پاک کردن میان انگشتان پا امر میکرد. {مقدمهٔ «الجرح و التعدیل» اثر ابن ابی حاتم(ص۳۱ و ۳۲) و بیهقی آن را به طور کامل در «السنن» روایت کرده} ****برگرفته از کتاب‌ روش نماز پیامبر نوشته شیخ و محدث بزرگ ناصر الدین البانی**** 🌍🌏🌏🌎 _______________________ سخنان امام شافعی درباره متعصبین به مذهبش: ۱- برای هر کسی پیش می آید که سنتی از پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم را فراموش کند یا از او پنهان بماند. هر گاه سخنی را گفته یا اصلی را نشان داده باشم که در رابطه با آن از رسول خدا خلافش نقل شده باشد قول، قول رسول خداست و همان گفتهٔ من نیز هست. {حاکم با سند متصل به شافعی روایتش نموده چنانکه در «تاریخ دمشق» ابن عساکر(۳/۱/۱۵) و «اعلام الموقعین» (۳۶۳/۲،۳۶۴) و «الایقاظ» (ص ۱۰۰) آمده است} ۲- مسلمانان در این مورد اتفاق نظر دارند که اگر شخصی سنتی از سنن رسول خدا روشن و ثابت شد جایز نیست که سنت وی را به خاطر گفتهٔ کسی رها سازد. {ابن قیم (۳۶۱/۲) و فلانی (ص ۶۸) آن را آورده اند.} ۳- اگر در کتابم چیزی خلاف سنت رسول خدا یافتید سنت وی را بگیرید و گفتهٔ مرا رها کنید. در روایتی دیگر چنین آمده: پس،از آن پیروی کنید و به گفتهٔ هیچ کس اعتنا نکنید. {هروی در «ذم الکلام»(۱/۴۷/۳) و خطیب در «الاحتجاج بالشافعی»(۲/۸) و ابن عساکر (۱/۹/۱۵) و نووی در «المجموع» (۶۳/۱) و ابن قیم (۳۶۱/۲) و فلانی(ص ۱۰۰) روایتش کرده اند} ۴-اگر حدیث صحیح باشد، پس مذهب من همان است. {نووی در منبع سابق و فلانی (ص ۱۰۷) آن را روایت کرده اند.} ۵- شما به علم حدیث و رجال از من آگاهترید؛ چنانچه حدیث، صحیح و درست بود از هر نوع آن، اعم از کوفی، بصری یا شامی، مرا از آن آگاه کنید. تا اگر صحیح بود آن را بپذیرم و تبعیت کنم. ۶- درباره هر مسئله ای از نزد راویان(و محدثان) روایتی از پیامبر خدا به صحت رسیده و با گفته من تناقض دارد، من از گفتهٔ خود در زمان حیات و پس از مرگم بر می گردم. {ابو نعیم (۱۰۷/۹)، هروی(۱/۴۷)، ابن قیم دذ «اعلام الموقعین» (۳۶۳/۲) و فلانی (ص ۱۰۴).} ۷- هر گاه مرا دیدید که سخنی میگویم در حالی که برخلاف آن روایت صحیح از پیامبر به ثبوت رسیده، بدانید که عقلم به خطا رفته است. {ابن ابی حاتم در «الآداب»(ص۹۳) و ابوالقاسم سمرقندی در «الأمالی» آن را روایت کرده اند.و...} ۸- هر آنچه را که گفته ام چنانچه سخن پیامبر خلاف گفته ام بود، حدیث پیامبر سزاوارتر است و از من تقلید نکنید. {ابن ابی حاتم (ص ۹۳) و ابو نعیم و ابن عساکر(۲/۹/۱۵) با سند صحیح آم را ذکر کرده اند.} ۹- هر حدیثی که از پیامبر نقل شود نظر من نیز هست ولو آن را از خود من نشنیده باشید. {ابن ابی حاتم(ص ۹۳ و ۹۴)} ****برگرفته از کتاب‌ روش نماز پیامبر نوشته شیخ و محدث بزرگ ناصر الدین البانی**** 🌎🌍🌏🌐🌎🌍🌏

هفت هزار اسلام آوردند


1/30/2014 7ﻫﺰﺍﺭ ﺁﻓﺮﯾﻘﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺳﻼﻡ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ: ﺳﻨﯽ ﻧﯿﻮﺯ : » ﺷﯿﺦ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺍﻟﻄﻠﺤﻪ « ﻣﺒﻠﻎ ﻭ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺩﯾﻨﯽ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺎﮐﻨﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎﯼ ﺁﻓﺮﯾﻘﺎﯾﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺳﺎﻧﺪﻥ ﮐﻤﮏ ﻫﺎﯼ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻭ ﺩﺍﺭﻭﯾﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺎﻥ ﺑﺎﺩﯾﺪﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻭﺍﺣﺪ ﺍﺳﻼﻡ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ . ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﭘﺎﯾﮕﺎﻩ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﺍﻟﺴﺒﻖ، ﺷﯿﺦ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺍﻓﺰﻭﺩ : ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﺑﺨﺸﺶ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻋﻠﻤﺎﯼ ﺩﯾﻨﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺳﻼﻡ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺎﮐﻨﺎﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﯾﻘﺎﯼ ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﮕﯽ ﯾﮏ ﺻﺪﺍ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﮔﻔﺘﻪ ﻭ ﺗﺸﻬﺪ ﺍﺳﻼﻡ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺳﺎﮐﻨﺎﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﮐﻪ ﺍﺳﺎﺳﺎ ﺩﯾﻨﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ » ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﻧﻮﺷﻨﺪ « ﺷﯿﻔﺘﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻭ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺑﻪ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﻼﻡ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻟﺒﯿﮏ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻭ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻃﺒﻖ ﺷﺮﯾﻌﺖ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ . ﺭﯾﯿﺲ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺻﺤﺒﺖ ﺑﺎ ﻣﺴﻮﻭﻟﯿﻦ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﮐﻤﮏ ﻫﺎﯼ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻭ ﺩﺍﺭﻭﯾﯽ ﺑﻪ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺍﺧﻼﻕ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﺮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﮑﺎﻥ، ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﺮﺩ . ﺭﻭﺳﺘﺎﯼ ﻣﺬﮐﻮﺭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺒﻠﻐﺎﻥ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺍﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﻋﻮﺕ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺁﻧﺎﻥ ﺟﺰ ﻧﺎﻡ ﺍﺳﻼﻡ؛ ﻫﯿﭻ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﯾﮏ ﺩﯾﻦ ﻋﺎﺩﯼ ﻓﺮﺽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﺭﯾﺸﻪ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ

نرمی در دعوت


حکمت و نرمی در دعوت امام محمد ناصرالدین البانی قبل از وفاتش اینچنین‌ توصیه می کند: بر ما لازم است که در دعوت خود نسبت به مخالفان دعوتمان نرمی داشته باشیم و همیشه کلام الله تعالی را در پیش روی خود قرار بدهیم که می فرماید: {ﺍﺩْﻉُ ﺇِﻟَﻰ ﺳَﺒِﻴﻞِ ﺭَﺑِّﻚَ ﺑِﺎﻟْﺤِﻜْﻤَﺔِ ﻭَﺍﻟْﻤَﻮْﻋِﻈَﺔِ ﺍﻟْﺤَﺴَﻨَﺔِ ﻭَﺟَﺎﺩِﻟْﻬُﻢْ ﺑِﺎﻟَّﺘِﻲ ﻫِﻲَ ﺃَﺣْﺴَﻦُ} {با حکمت و‌ پند نیکو به راه پرودگارت دعوت بنما و با روشی که نیکوتر است با آنها مجادله کن}. کسانی که دشمنی شان با اصول و عقیده ی ما شدیدتر است مستحق ترین افرادی هستند که باید این حکمت را با آنها به کار برد، تا به این وسیله سنگینی دعوت حق را - که الله عز و جل بخاطر آن بر ما منت گذاشته- با سنگینی شیوه ی بد دعوت به سوی الله عز و جل یکجا جمع نکنیم. پس از همه ی برادرانمان در تمام کشورهای اسلامی امید دارم که‌ خود را به این آداب اسلامی مزین کنند و از ورای آن رضایت الله عزوجل را بجویند و خواهان پاداش یا تشکری نباشند. سلسلة ﺍﻟﻬﺪﻯ ﻭﺍﻟﻨﻮﺭ / نوار شماره 900 امام ابن باز رحمه الله در همین موضوع سخنان مشابهی دارد: این عصر: عصر نرمی و صبر و حکمت است و عصر شدت نیست. اکثر‌ مردم در جهل و غفلت هستند و دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند. باید صبر کرد و باید نرمی داشت تا دعوت رسانده شود، تا به مردم تبلیغ شود، تا تعلیم داده شوند. از الله تعالی برای همگان هدایت را مسئلت می کنیم. مجموع فتاوی شیخ ابن باز ج 8 ص 376 و ج 10 منبع وارثان انبیاء

نرمی در دعوت


حکمت و نرمی در دعوت امام محمد ناصرالدین البانی قبل از وفاتش اینچنین‌ توصیه می کند: بر ما لازم است که در دعوت خود نسبت به مخالفان دعوتمان نرمی داشته باشیم و همیشه کلام الله تعالی را در پیش روی خود قرار بدهیم که می فرماید: {ﺍﺩْﻉُ ﺇِﻟَﻰ ﺳَﺒِﻴﻞِ ﺭَﺑِّﻚَ ﺑِﺎﻟْﺤِﻜْﻤَﺔِ ﻭَﺍﻟْﻤَﻮْﻋِﻈَﺔِ ﺍﻟْﺤَﺴَﻨَﺔِ ﻭَﺟَﺎﺩِﻟْﻬُﻢْ ﺑِﺎﻟَّﺘِﻲ ﻫِﻲَ ﺃَﺣْﺴَﻦُ} {با حکمت و‌ پند نیکو به راه پرودگارت دعوت بنما و با روشی که نیکوتر است با آنها مجادله کن}. کسانی که دشمنی شان با اصول و عقیده ی ما شدیدتر است مستحق ترین افرادی هستند که باید این حکمت را با آنها به کار برد، تا به این وسیله سنگینی دعوت حق را - که الله عز و جل بخاطر آن بر ما منت گذاشته- با سنگینی شیوه ی بد دعوت به سوی الله عز و جل یکجا جمع نکنیم. پس از همه ی برادرانمان در تمام کشورهای اسلامی امید دارم که‌ خود را به این آداب اسلامی مزین کنند و از ورای آن رضایت الله عزوجل را بجویند و خواهان پاداش یا تشکری نباشند. سلسلة ﺍﻟﻬﺪﻯ ﻭﺍﻟﻨﻮﺭ / نوار شماره 900 امام ابن باز رحمه الله در همین موضوع سخنان مشابهی دارد: این عصر: عصر نرمی و صبر و حکمت است و عصر شدت نیست. اکثر‌ مردم در جهل و غفلت هستند و دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند. باید صبر کرد و باید نرمی داشت تا دعوت رسانده شود، تا به مردم تبلیغ شود، تا تعلیم داده شوند. از الله تعالی برای همگان هدایت را مسئلت می کنیم. مجموع فتاوی شیخ ابن باز ج 8 ص 376 و ج 10 ص منبع: وارثان انبیاء

پنج سوال بعد از مرگ

  💫بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيْمِ 💫 - عن معاذ بن جبل قال: قال رسولُ الله صلی الله علیه و آله وسلم:" لن تزولَ قدما عبدٍ یومَ القیامةِ حتى یُسألَ عن أربعِ خِصالٍ: عن عمُرِه فیمَ أفناه، وعن شبابِه فیمَ أبلاه، وعن مالِه من أینَ اکتسبَهُ وفیمَ أنفقَه، وعن عِلمِه ماذا عَمِلَ فیه ". از معاذ بن جبل رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:  هرگز دو پای انسانی در قیامت از جا تکان نخواهد خورد تا اینکه از چهار چیز از او پرسیده شود:💠 1- از عمرش که در چه راهی فنا نموده است 2- واز جوانیش که در چه راهی کهنه کرده است 3- واز مالش که از کجا به دست آورده و در چه راهی خرچ نموده است  4-و از علمش که چه قدر به آن عمل نموده است. ( صحیح الترغیب والترهیب: 3593) ✒   

دوستان دوست را هم دوست می داريم


امام شافعی رحمه الله می گوید: یکی از علامت های دوست حقیقی این است که با دوست دوست نیز دوست باشد. (مقدمة المجموع ج1

شهید


‏●‏‏●‏‏‏●‏ شهید ‏●‏‏●‏●‏ "شهید نزد الله شش امتیاز دارد با نخستین قطره خونش،گناهانش بخشوده میشود،محل سکونتش در بهشت باو عرضه میگردد، از عذاب قبر نجات می یابد، از وحشت بزرگ روز محشر در امان خواهد بود، لباس ایمان پوشانده خواهد شد، با حوریان بهشتی ازدواج خواهد کرد (در روایتی با ۷۲ حور بهشتی ازدواج خواهد کرد؛الصحیحة: ۳۲۱۳) و برای هفتاد تن از خویشاوندانش شفاعت خواهد کرد" ¤ ابن ماجه: ۲۷۹۹ ¤ کسانی که شهید حساب می آید و اجر شهید را میبرند: ۱. شهید شدن در عرصه های نبرد ۲. مرگ در حال جهاد در راه الله ۳. مردن در اثر طاعون ۴. مرگ بر اثر اسهال ۵. مرگ در اثر غرق شدن ۶. مرگ در اثر زیر آوار رفتن ۷. مردن زن در ایام نفاس در اثر زایمان ۸. مرگ بر اثر آتش سوزی ۹. مرگ در اثر سینه پهلو (ذات الجنب) ۱۰. مردن در اثر بیماره سل ۱۱. مردن برای دفاع از مال که در معرض غصب قرار دارد ۱۲. مرگ در راه دین ۱۳. مرگ در اثر حفاظت از جان خویش ۱۴. مرگ در حال پاسداری از مرزهای میهن اسلامی ◘ تمام ۱۴ موارد در احادیث صحیح ثابت است ◘

اکثریت مهم نيست ا

اذانصحت احدابترك معصية كان رده:اكثرالناس تفعل ذلك..لست وحدي 🌿هنگامى که فردى رابراى ترک گناهش نصيحت مي كنيم،ان راردميكند.ميگويد:بيشترافراد ان را انجام مي دهند..وتنهامن نيستم. لوبحثت عن كلمة "اكثرالناس"في القران لوجدت بعدها..!! (لايعلمون-لايشكرون-لايومنون) 🌿اگربر روى کلمه ى "اکثريت مردم "درقران تحقيق كني پس انرابعدا پيدا ميكني (نميدانند-شكرگزارنيستند-ايمان نمي اورند) ولوبحثت عن كلمة "اكثرهم "لوجدت بعدها...!!!(فاسقون-يجهلون-معرضون-لايعقلون-لايسمعون) اگرروى کلمه "بيشترانان"تحقيق كني ان را بعدا مي يابي...!!! (زيانكاران-جاهلان-روي گردانان-انديشه نمي كنند-نمي شنوند) فكن انت من القليل الذين قال الله تعالي فهيم: {وقليل من عبادي الشكور} {وما امن معه الاقليل} {ثلة من الاولين وقليل من الاخرين} 🌿بنابراين ازاندك كساني باش كه خداوند بلندمرتبه درباره ي انان فرمود: {وتعدادکمى ازبندگانم شکرگزارند} {وايمان نمي اورند مگرتعداد اندکى} {اكثريتي از پيشينيان وتعدادمحدودي از ايندگان } قال ابن القيم رحمة الله : عليك بطريق الحق ولاتستوحش لقلة السالكين... واياك وطريق الباطل ولا تغتربكثرة الهالكين.. 🌿 ابن القيم مي فرمايد: مي بايدراه حق رابگيري واز اقليت راه يافتگان نگران مشو تنها از راه باطل دوري كن وانبوه هلاك شدگان توراغافل نسازد. جعلنا الله واياكم من اهل الصلاح والفلاح 🌿خداوند ماوشمارا از زمره ى درستکاران ورستگاران قرار دهد.

مقام زن

ﺧﻼﺻﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻡ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﺳﻪ ﺟﻤﻠﻪ 1 - ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﺍﻟﺪﯾﻨﺶ ﺩﺭﻭﺍﺯﮦ ﺟﻨﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﺸﺎﯾﺪ ! 2 - ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻧﺼﻒ ﺩﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺗﮑﻤﯿﻞ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ ! 3 - ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺟﻨﺖ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯼ ﺍﻭﺳﺖ ... 

آیا مرد می تواند زن را حجامت كند؟


{پرسش ... پاسخ } سوال: در چه صورت مرد مى تواند زن را حجامت کند ؟؟ جواب: اصل بر آنست که مردان را بایستی مرد حجامت کند، و زنان را زن حجامت کند، و حجامت چیزی نیست که یادگیری آن توسط زنان سخت باشد. (لذا خوب است کسی خواهر یا همسر یا مادر خود را آموزش دهد تا او زنان را حجامت کند). ولی اگر فرض شود کسی از بین زنان وجود نداشته باشد که اقدام به حجامت دیگران کند، در آنصورت جایز است که مرد، زن را حجامت کند، ولی بشرطیکه موارد زیر رعایت شود : 1- نیاز یا ضرورتی برای معالجه بوسیله حجامت درکار باشد. 2- نباید بین مرد و زن تحت مداوا خلوتی حاصل شود، بایستی یکی از محارم زن و یا زنی از محارم مرد حجامت گر حضور داشته باشد. 3- نباید بیشتر از آن مقدار که برای حجامت مد نظر است ظاهر شود، چرا که جواز کشف این ناحیه از باب ضرورت است و ضرورت به میزان نیاز رخصت دارد نه بیشتر .. 4- فرد حجامت گر نباید بدن زن را لمس کند، بلکه دستکش بپوشد تا بین دست او و بدن زن حائلی قرار گیرد، مگر آنکه ضرورتی حاد درکار باشد. 5- مادام که پسر نابالغی در دسترس باشد که حجامت کردن را بلد است، او برای انجام اینکار بر مرد بالغ مقدم است. 6- فرد حجامت گر باید مورد اعتماد و اطمینان باشد؛ هم از لحاظ امانت داری و هم اخلاقی، اگر به فسق و فجور و بی اخلاقی مشهور باشد جایز نیست او را مسئول حجامت نمود. 7- فرد حجامت گر باید از خود امین باشد که دچار فتنه نمی شود، و یا زن توسط او به فتنه نمی افتد، اگر احتمال یکی از این موارد را احساس نمود باید از معالجه زنان امتناع ورزد و حاضر به انجام آن نشود. در مورد این شروط می توانید به کتاب " الاقناع فی حل ألفاظ أبی شجاع " (2 / 69) مراجعه کنید که خطیب شربینی آنها را بیان کرده است، و همچنین کتاب " مغنی المحتاج " (4 / 216، 216). و امام ابن حبان در صحیح خود بابی را تحت عنوان «زن می تواند در وقت ضرورت مرد او را حجامت کند هرگاه در هر دو صلاح وجود داشته باشد» آورده و بعد حدیث زیر را از ابوزبیر از جابر رضی الله عنه روایت کرده : « أَنَّ أُمَّ سَلَمَةَ اسْتَأْذَنْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی الْحِجَامَةِ فَأَمَرَ النَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَبَا طَیْبَةَ أَنْ یحجُمها. وَقَالَ: حَسِبْتُ أَنَّهُ قَالَ: کَانَ أَخَاهَا مِنَ الرَّضَاعَةَ أَوْ غُلَامًا لَمْ یَحْتَلِمْ» صحیح ابن حبان (5573). یعنی : «ام سلمه از رسول خدا صلی الله علیه وسلم برای حجامت اجازه خواست، ایشان ابو طیبه را امر کرد تا او را حجامت کند». (راوی می گوید) : فکر کنم (جابر) گفت : ابو طیبه برادر رضاعی ام سلمه بود و یا پسر نابالغی بود. این حدیث صحیح است چنانکه علامه البانی آنرا در "صحیح ابن ماجة" (8480) صحیح دانسته، و در صحیح مسلم (2206) نیز آمده، ولی بعض علماء – مثل ابن حزم در کتاب "المحلی" (10 / 33) - این گفته راوی حدیث را رد کرده اند که گفته : «فکر کنم (جابر) گفت : ابو طیبه برادر رضاعی ام سلمه بود و یا پسر نابالغی بود». ابن حزم گفته : «این گمان بعضی از راویان است نه سخن جابر. وانگهی این گمان صحیح نیست، زیرا ام سلمه رضی الله عنها در مکه بدنیا آمده و بیشتر فرزندانش را همانجا زاده است، اما ابو طیبه غلام بعضی از انصار مدینه بود، پس محال است که برادر رضاعی ام سلمه باشد ..». منبع : سایت (الإسلام سؤال وجواب).


همان لحظه که در قلب خود احساس محبت را یافتی، خواهی دید جهان کاملا تغییر کرده است . —دکتر سلمان العوده شب طولانی است پس آن را با خوابیدن کوتاه مکن و روز صاف و زیبا و درخشنده است پس آن را با گناهانت آلوده مکن. —یحیى بن معاذ )رحمه الله(,صفة الصفوة 4/84


ابودرداء رضی الله عنه فرمود: علامت انسان جاهل سه چیز است: خودبزرگ بینی، زیاد سخن گفتن از چیزی که سودی برایش ندارد، از چیزی نهی کند درحالیکه خود انجام می‌دهد. (الموطا 550)

نصائحی به دعوتگران

بسم الله الرحمن الرحیم *رهنمود هایی از شیخ قرضاوی برای دعوتگران و عاملین در میدان عمل دعوت اسلامی* هر کار و تلاش مهم و جدی در راستای اصلاح فرد و اجتماع در پرتو تعالیم تعالیبخش دین نیازمند تعیین اولویت ها و محور های اندیشه و عمل بوده و اهمال آنها سبب سردرگمی و به هرز رفتن توانایی های و استعدادها خواهد گردید. دعوت اسلامی هم با توجه به عمق مسئولیت ها و گستردگی زمینه عمل در جهت تعمیق ارزشهای ایمانی و تحقق «توحید» در گستره ی حیات بشری بیش از پیش نیازمند تعیین مهمترین هاست؛ تا با چشمی باز و در فضایی روشن در راه راهیان راه ایمان و داعیان دعوت حق گام بردارد. اینک مواردی بیست گانه را که بسان منشور و دستور العملی است برای دعوتگران و عاملین در میدان عمل دعوت اسلامی به صورت بسیار خلاصه مورد اشاره قرار می دهیم، با این امید که مورد اهتمام و جدیت لازم قرار گیرد. انشاالله. 1-از توجه بیش از حد به «فروع و جزئیات» به اهتمام به «اصول و کلیات» 2-از امور «اختلاف بر انگیز» به موارد «اتفاق و اتحاد» 3-از توجه بیش از حد به «مستحبات و نوافل» به «واجبات و فرائض» 4-از اهتمام به «شکل و ظاهر» اعمال به «معنی و ماهیت» آنها 5-از «افراط و تفریط» به «اعتدال و میانه روی» 6-از «سختگیری و ایجاد نفرت» به «آسانگیری و تعمیق الفت» 7-از «تنگ نظری و تقلید» به «اجتهاد و تجدید» 8-از «مباحثات ذهنی» به «کار و فداکاری» 9-از «احساس و عکس العمل گرایی» به «تفکر و برنامه ریزی» 10-از «تعصب و تندی با دیگران» به «درک و تحمل آنها» 11-از «تحریک احساسات» به «تعلیم و تربیت» 12-فرود آمدن از آسمان «خیالات» به سرزمین «واقعیات» 13-از توجه به «کمیت» به اهتمام به «کیفیت» 14-از «خود بزرگ بینی» به «سازگاری و برادری» 15-از «افتخار به گذشته» به «عمل و برنامه ریزی درحال و آینده» 16-از «مسائل صرفاً سیاسی» به «کار و خدمات فرهنگی و اجتماعی» 17-از «اختلافات نزاع برانگیز» به «انتقادات سازنده و صادقانه» 18-از «بی توجهی به امور زندگی» به «جدیت و احساس مسئولیت» 19-از «تنگ نظری کار منطقه ای» به «گستردگی زمینه جهانی عمل اسلامی» 20-از «اعجاب به نفس» به «محاسبه نفس»

بعد از مرگ

🔵⚫🔵⚫🔵⚫🔵⚫ 👤اي كسي كه ميخواهي بداني بعد مرگ من و تو چه اتفاقى مى افتد...  پس بخوان و درس بگير که عاقبت روح انسان فاجر و گنهکار و انسان مؤمن چه خواهد شد!!!! 🔵 از براء بن عازب رضي الله عنه روايت است كه فرمودند: با رسول خدا صلي الله عليه و سلم همراه جنازهء مردي از انصار بيرون شديم، به قبر رسيديم و هنوز لحد زده نشده بود، و حفر آن تمام نشده بود، رسول اكرم صلي الله عليه و سلم رو به قبله نشستند و ما اطراف او نشستيم، و هيچيك از ما صحبت نميكرد، در دست رسول خدا صلي الله عليه و سلم چوبي بود و با آن بر زمين خطهايي ميكشيد، و شروع كرد، اندكي به آسمان نگاه ميكرد، و اندكي بسوي زمين مينگريست، بعد از آن سه بار بطر ف بالا، و سه بار بطرف پايين نگاه كرد، سپس دو يا سه بار فرمود: از عذاب قبر به خدا پناه ببريد، بعد سه بار فرمود: خدايا از عذاب قبر بتو پناه ميبرم، سپس فرمود: بندهء مؤمن چون دنيا را وداع گويد و به استقبال آخرت رود فرشتگاني سفيد رو از آسمان بر او نازل ميشوند، رو و صورتشان همانند آفتاب روشن است، كفني از كفنهاي بهشت، و عطرهاي ويژهء اموات مانند كافور و غيره همراه دارند، تا چشم مرده ميبيند از او دور مينشينند، سپس ملك الموت عليه السلام، يعني فرشته اي كه روح را قبض ميكند (عامهء مردم آنرا به عزرائيل ميخوانند، و آنچه در قرآن و سنت پيامبر صلي الله عليه و سلم وارد شده است، ملك الموت مي‌باشد، و ممكن است عزرائيل از اسمهاي اسرائيلي باشد كه رسول اكرم صلي الله عليه و سلم فرمودند: آنرا تصديق و تكذيب نكنيد)، تا اينكه بالاي سرش بنشيند و به او ميگويد: اي روح پاك، ـ و در روايتي ديگر ـ اي روح مطمئن، بسوي مغفرت و رضوان خدا خارج شو، رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمودند: پس روح از جسد به آساني خارج ميشود، همچنانكه قطره آبي از كوزهء آب خارج مي‌گردد . پس ملك الموت آنرا ميگيرد ـ و در روايتي ديگر ـ وقتي روح از جسد خارج شد تمامي فرشتگان بين آسمان و زمين و تمام فرشته هاي آسمان درود ميفرستند و دروازه هاي آسمان بر روحش باز ميشوند، و اهل هر دري از درهاي آسمان تمنّا ميكنند و از خدا ميخواهند تا روح اين مرده را از جهت ايشان بطرف خود سوق دهد، و وقتي ملك الموت روح را از جسد خارج كرده و در دست گرفت فرشته هاي رحمت كه دور از او نشسته بودند فوراً به اندازهء چشم به هم زدن روح را از دست او گرفته و در آن كفن و عطرهائيكه از بهشت با خود آورده بودند ميگذارند، پس اين كلام خداست كه در قرآن فرمودند: (توفته رسلنا وهم لا يفرطون) .[فرستادگان ما يعني ملك الموت و فرشتگاني كه با او هستند او را قبض روح ميكنند، و آنها در آنچه به آنها امر شده، كه اگر ميت مؤمن باشد در اكرام او كوتاهي نكنند، و اگر كافر باشد در اهانت و بد رفتاري و آنچه به آنها امر شده كوتاهي نميكنند] . و روح از جسد خارج ميشود همانند بهترين بوي عطر مُشكي كه بر زمين پيدا شود، و فرمود: پس آنرا بطرف آسمان ميبرند، و بر هيچ ملأ و جمعي از فرشتگان نميگذرند مگر اينكه آنها سؤال ميكنند: اين روح خوش بو روح چه كسي است؟ پس فرشتگاني كه آن روح را حمل ميكنند جواب ميدهند: اين روح فلان ابن فلان است، با بهترين نامهائي كه در زمين داشته و مردم با آن او را صدا ميكردند، تا اينكه به انتهاي آسماني كه ما آنرا در دنيا ميبينيم برسند، پس طلب ميكنند كه درب آسمان دوم بر آنها باز كنند، سپس درب آسمان بر آنها باز ميشود و در هر آسمان فرشتگاني كه در نزديكي آن روح هستند در تشييع جنازهء آن روح پاك شركت ميكنند، تا اينكه به آسمان هفتم برسند، در اينجا باريتعالي ميفرمايد: كتاب اعمال بندهء صالح مرا در عليين بنويسيد، و آنهم بلندترين و عاليترين منازل بهشت است . (وما أدراك ما عليون كتاب مرقوم يشهده المقربون). [اي محمد! چه تو را با خبر كرده كه عليون چيست؟ سپس تفسير كرد و فرمود: كتابي است نوشته شده و حاوي عمل خوبان و نيكان كه فرشتگان هر آسمان گواه آن هستند] . پس كتابش را در عليون نوشته شده، سپس گفته ميشود: روحش را به زمين برگردانيد، و خداوند ميفرمايد: [من به بندهء خود وعده داده ام كه از زمين او را خلق كرده، و به آن او را برميگردانم، و بار ديگر او را از زمين خارج خواهم كرد]، يعني روز محشر، پس روحش را به زمين برميگردانند و روحش به جسدش برميگردد، رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمودند: مرده صداي كفش پاي دوستانش كه براي دفن او آمده اند را ميشنود وقتي از او جدا ميشوند، پس بر او دو فرشته ميآيد و او را توبيخي شديد كرده و او را مينشانند و به او ميگويند: معبود تو چه كسي است؟ جواب ميدهد: معبود من الله است، و به او ميگويند: دين تو چيست؟ جواب ميدهد: دين من اسلام است، و به او ميگويند: آن مردي كه بر شما مبعوث شد چه كسي است؟ جواب ميدهد: او رسول الله صلي الله عليه و سلم است، و به او ميگويند: در دنيا چه كردي؟ جواب ميدهد: قرآن خواندم، و به آن ايمان آوردم، و آنرا تصديق نمودم، بار ديگر او را توبيخ شديدي كرده به او ميگويند: معبود تو چه كسي است؟ دين تو چيست؟ پيامبر تو چه كسي است؟ و اين آخرين فتنه اي است كه بر مؤمن وارد ميشود، و اين كلام خداست كه ميفرمايد: (يثبت الله الذين آمنوا بالقول الثابت في الحياة الدنيا). [خداوند مسلمانان را به سخن درست در زندگاني دنيا ثابت و استوار ميسازد] . پس ميت جواب ميدهد: معبود من الله است، و دين من اسلام است، و پيامبر من محمد صلي الله عليه و سلم است، پس ندائي از آسمان بصدا در ميآيد كه بندهء من راست ميگويد، پس از بهشت براي او فرش كنيد، و از لباسهاي بهشت بر تن او كنيد، و دري از بهشت بر روي او باز كنيد، رسول اكرم صلي الله عليه و سلم فرمودند: پس از بهشت بوهاي زيبا و خوب به مشام او ميرسد، و قبرش وسعت پيدا ميكند كه طول آن آخرين نقطه اي است كه مرده آنرا ميتواند ببيند، و نزد او ميآيد ـ و در روايتي ـ مردي خوش رو، و پاك دامن كه از او بوي خيلي خوبي ميآيد، و به او ميگويد: بشارت بده آنچه بر تو آسان است، بشارت بده به رضوان و رحمت خداوندي و بهشتي كه در آن نعمتهاي بي پايان است، اين روزي است كه تو به آن وعده داده شده بودي، پس ميت ميگويد: خداوند تو را به عمل نيك بشارت دهد، تو كي هستي؟ صورتت و رويت، رويي است كه به خير بشارت ميدهد، وي جواب ميدهد: من عمل صالح تو هستم، به خدا سوگند تو را نديدم مگر اينكه در طاعت خدا سباق و سريع بودي، در معصيت خدا كُنْد بودي، پس خداوند تو را ثواب و جزاي خير بدهد، سپس دري از سوي بهشت و دري از سوي جهنم بر او باز ميشود و به او گفته ميشود: اين منـزل و مسكن تو است اگر معصيت خدا ميكردي، و خداوند به مسكني كه در بهشت است تبديل كرده، و وقتي آنچه در بهشت است ديد ميگويد: بار إلهي! در قيام ساعت و آخرت عجله كن تا اينكه بسوي اهل و مالم برگردم، پس به او گفته ميشود: منـزل بگير . ⚫ رسول اكرم صلي الله عليه و سلم فرمودند: و بندهء كافر ـ و در روايتي ـ فاجر وقتي دنيا را وداع گفته و به استقبال آخرت ميرود بر او فرشته هائي درشت خو، سياه رو نازل ميشود كه لباسي از موي جهنم با آنهاست، و تا آنجائيكه مرده به چشم ميبيند دور از او مينشينند، سپس ملك الموت ميآيد و بالاي سر ميت مينشيند و به او ميگويد: اي روح خبيث و ناپاك بسوي سخط و غضب و خشم خداوند خارج شو، رسول اكرم صلي الله عليه و سلم فرمودند: پس روحش در بدن و جسدش متفرق ميشود، ملك الموت آنرا كشيده و از بدنش خارج ميكند همچنانكه سفود: يعني سيخ كبابي كه در اطراف آن سيخهاي ديگري وجود دارد (پس وقتي آنرا از پشمي كه در آب خيس شده بيرون آورده ميشود با خود پشمهاي ديگري ميكشد و با دشواري از آن بيرون ميآيد)، را از پشمي كه در آب خيس شده بيرون آورده ميشود، پس رگها و عصبهايش با آن قطع ميشود و او را همهء فرشتگاني كه بين آسمان و زمين و در آسمان هستند لعنت ميكنند و درهاي آسمان بسته ميشوند، هيچ دري از درهاي آسمان نيست مگر اينكه دربانهاي آن درها دعا ميكنند كه خداوند روح اين مرده را از طرف ايشان بالا نبرد، پس ملك الموت روح را گرفته و وقتي در دست گرفت فرشته هاي عذاب كه دور از او نشسته اند به اندازهء چشم به هم زدني روح را از او گرفته و در آن لباس موئي قرار ميدهند، و از آن مانند بدترين بوي مرده اي كه در زمين پيدا شود خارج ميگردد، سپس آنرا بالا ميبرند، و به هيچ ملأ و جمعي از فرشتگان عبور نميكنند بجز اينكه ميگويند: اين روح خبيث و بد چه چيز است؟ جواب داده ميشوند: فلاني فرزند فلان، با بدترين اسمهائي كه در دنيا نام داشته، تا اينكه به آسمان دنيا برسند، سرانجام درخواست باز كردن دروازهاي آسمان را به روي او ميكنند، ولي درها باز نميشوند، سپس رسول اكرم صلي الله عليه و سلم اين آيه كريمه را تلاوت فرمود: (لا تفتح لهم أبواب السماء ولا يدخلون الجنّة حتي يلج الجمل في سم الخياط). [درهاي آسمان بروي آنان باز نشود و به بهشت در نيايند تا اينكه شتر در سوراخ سوزن در آيد] . و در اينجا باريتعالي ميفرمايد: [كتاب عمل اين مرده را در سجين بنويسيد: (يكي از منازل جهنم در طبقهء آخر زمين جهنم)، سپس گفته ميشود: او را به زمين برگردانيد، زيرا به بندهء خود وعده داده ام كه او را از زمين خلق كرده، و به آن برميگردانم، و بار ديگر او را از زمين حشر خواهم كرد، پس روحش از آسمان به زمين بطور خيلي شديد پرتاب ميشود، تا اينكه به جسدش برسد، سپس رسول اكرم صلي الله عليه و سلم اين آيهء كريمه را تلاوت فرمودند: (ومن يشرك بالله فكأنَّما خرّ من السماء فتخطفه الطير أو تهوي به الريح في مكان سحيق) . [هر كس بخدا شرك آورد بدان مانَد كه از آسمان در افتد و مرغان در فضا بدنش را با منقار بربايند، يا بادي تند او را به مكاني دور افكند] . پس روحش به جسدش برميگردد، سپس فرمود: مرده صداي پاي دوستانش را كه براي دفنش آمده بودند و هم اكنون او را ترك ميكنند ميشنود، و دو فرشته نزد او ميآيند و او را توبيخ كرده و در قبرش مينشانند، و به او ميگويند: معبود تو چه كسي است؟ جواب ميدهد: هاه هاه (اين كلمه در اينجا به معناي ترس و بيم و هراس است)، نميدانم، و به او ميگويند: دين تو چيست؟ جواب ميدهد: هاه هاه نميدانم، پس به او ميگويند: در بارهء آن مردي كه در ميان شما مبعوث شد چه ميگوئي؟ ميگويد: اسمش را بياد نميآورم، پس به او گفته ميشود: نام او محمد است، جواب ميدهد: هاه هاه، نميدانم، شنيدم مردم چنان ميگويند، فرمود: پس به او گفته ميشود: ندانستي، و نخواندي، پس منادي از آسمان ندا ميكند كه او دروغ ميگويد، پس براي او از جهنم فرش كنيد، و بر او دري از جهنم باز كنيد، و بر او وارد ميشود ـ و در روايتي ـ مردي بد چهره و زشت، و پليد دامن كه از او بوي خيلي بد و نفرت انگيزي ميآيد ظاهر ميشود، و به او ميگويد: تو را به توهين و اساءت و زيانكاري و بدبختي بشارت ميدهم، اين روزي است كه بتو وعده داده شده بود، پس مرده ميگويد: و خداوند تو را به بدي بشارت دهد، تو چه كسي هستي؟ صورت تو صورتي است كه خبر زشتي همراه دارد، جواب ميدهد: من عمل خبيث تو هستم، بخدا سوگند تو را نديدم مگر اينكه در طاعت خدا تنبل بودي، و در معصيت او زرنگ و چابك بودي، پس خداوند تو را جزاي بد بدهد، پس بر او كور و كر و لالي مسلط ميشود كه چكشي در دست دارد كه اگر آنرا به كوهي بزند كوه به خاك تبديل ميشود، پس به ميت ضربه اي ميزند كه ميت تبديل به خاك ميشود، سپس خدا او را به همان جسدي كه بوده برميگرداند، بار ديگر به او ضربه اي ميزند با اين ضربه او فرياد ميكشد كه بجز انس و جن همهء مخلوقات آواز و فرياد او را ميشنوند، سپس بر او دري از جهنم باز ميشود و برايش از جهنم فرش ميشود، و مرده ميگويد: بار الهي! قيامت را بر پا مكن . 📘(احكام جنائز 156 - 159 )

هر عضو را صدقه لازم است

  وعن أَبي هريرة رضي اللَّه عنه قال: قال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « كُلُّ سُلامى مِنَ النَّاسِ عَلَيْهِ صَدَقَةٌ كُلَّ يوْمٍ تَطْلُعُ فِيهِ الشَّمْس: تَعْدِلُ بيْن الاثْنَيْنِ صَدقَةٌ ، وَتُعِينُ الرَّجُلَ فِي دَابَّتِهِ فَتحْمِلُهُ عَلَيْهَا، أَوْ تَرْفَعُ لَهُ عَلَيْهَا مَتَاعهُ صَدقَةٌ، وَالْكَلِمَةُ الطَّيبةُ صدقَةٌ ، وبكُلِّ خَطْوَةٍ تَمْشِيهَا إِلَى الصَّلاةِ صَدقَةٌ ، وَتُمِيطُ الأَذَى عَنِ الطَّرِيقِ صَدَقَةٌ » متفق عليه. 248- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که: رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: بر هر مفصلی و بندی از مردم صدقه لازم است. در هر روزی که آفتاب در آن، طلوع می کند، چون ميان دو کس عدالت می کنی صدقه است، چون مردی و يا کالايش را بر چهارپايش سوار می کنی، صدقه است. سخن نيکو صدقه است، و به هر قدمی که بسوی نماز می گزاری صدقه است، دور کردن اشياء موذی (سنگ و خار و خاشاک و غيره) از راه صدقه است