ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘــﺎ ﮔﺮ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﻧﺴﺨﻪ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﭼﺸﻢ ﮔﺮﻳﺎﻥ ﻫﻢ ﺩﻣﻲ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺳﻴــﻞ ﺑــﺎﺭﺍﻥ ﮔــــﺮ ﺑﺒــــﺎﺭﺩ ﺍﺯ ﻧﺴﻴـــــﻢ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﻏــﻢ ﻣﺨـــﻮﺭ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻩ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻣﺨﺘﺼــــﺮ ﮔــﻮﻳﻢ ﺍﮔـــﺮ ﻭﻳــﺮﺍﻥ ﺷـﻮﺩ ﮐﺎﺷﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﺟــﺎﻱ ﻫــﺮ ﻭﻳــﺮﺍﻧﻪ ﺍﻱ ﮐﺎﺧــﻲ ﻧﻤﺎﻳـﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺍﻱ ﺧــﺪﺍ ﻫــﺮﮔﺰ ﻧﺒﻴﻨـــﻢ ﺑﺸــﮑﻨﺪ ﻗﻠـــﺐ ﮐﺴﻲ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪﺑﺎﻃﻨﺶ ﺍﺯ ﺭﻳﺸـﻪ ﻭﻳـــﺮﺍﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ...! 🌹🌹🌹🌹

ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘــﺎ ﮔﺮ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﻧﺴﺨﻪ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﭼﺸﻢ ﮔﺮﻳﺎﻥ ﻫﻢ ﺩﻣﻲ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺳﻴــﻞ ﺑــﺎﺭﺍﻥ ﮔــــﺮ ﺑﺒــــﺎﺭﺩ ﺍﺯ ﻧﺴﻴـــــﻢ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﻏــﻢ ﻣﺨـــﻮﺭ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻩ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻣﺨﺘﺼــــﺮ ﮔــﻮﻳﻢ ﺍﮔـــﺮ ﻭﻳــﺮﺍﻥ ﺷـﻮﺩ ﮐﺎﺷﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﺟــﺎﻱ ﻫــﺮ ﻭﻳــﺮﺍﻧﻪ ﺍﻱ ﮐﺎﺧــﻲ ﻧﻤﺎﻳـﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺍﻱ ﺧــﺪﺍ ﻫــﺮﮔﺰ ﻧﺒﻴﻨـــﻢ ﺑﺸــﮑﻨﺪ ﻗﻠـــﺐ ﮐﺴﻲ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪﺑﺎﻃﻨﺶ ﺍﺯ ﺭﻳﺸـﻪ ﻭﻳـــﺮﺍﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ...! 🌹🌹🌹🌹

ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘــﺎ ﮔﺮ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﻧﺴﺨﻪ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﭼﺸﻢ ﮔﺮﻳﺎﻥ ﻫﻢ ﺩﻣﻲ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺳﻴــﻞ ﺑــﺎﺭﺍﻥ ﮔــــﺮ ﺑﺒــــﺎﺭﺩ ﺍﺯ ﻧﺴﻴـــــﻢ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﻏــﻢ ﻣﺨـــﻮﺭ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻩ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻣﺨﺘﺼــــﺮ ﮔــﻮﻳﻢ ﺍﮔـــﺮ ﻭﻳــﺮﺍﻥ ﺷـﻮﺩ ﮐﺎﺷﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﺟــﺎﻱ ﻫــﺮ ﻭﻳــﺮﺍﻧﻪ ﺍﻱ ﮐﺎﺧــﻲ ﻧﻤﺎﻳـﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺍﻱ ﺧــﺪﺍ ﻫــﺮﮔﺰ ﻧﺒﻴﻨـــﻢ ﺑﺸــﮑﻨﺪ ﻗﻠـــﺐ ﮐﺴﻲ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪﺑﺎﻃﻨﺶ ﺍﺯ ﺭﻳﺸـﻪ ﻭﻳـــﺮﺍﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ...! 🌹🌹🌹🌹

شاخص‌هاي سياست خارجي ابوبكر(رض) دکتر علی صلابی / مترجم : محمد ابراهیم کیانی در دوران خلافت ابوبكر صديق(رض) مهم‌ترين اهداف و شاخص‌هاي سياست‌گزاري خارجي حكومت اسلامي به شرح زير تبيين شد: 1ـ ارائه‌ي نمايي باشكوه و قدرتمند از اسلام به ساير ملت‌ها استراتژي ابوبكر(رض) در تحقق اين هدف، به روش‌هاي زير به اجرا درآمد: الف) خبر پيروزي مسلمانان، در رويارويي با جريان ارتداد و آشوب فتنه‌گران كه به فروكش كردن آتش فتنه و تثبيت پايه‌هاي حكومت اسلامي انجاميد، به حكومت‌هاي مجاور خلافت اسلامي رسيد. تحولات قلمرو اسلامي در آن زمان زير نگاه دو قدرت ايران و روم بود و چون خبر پيروزي مسلمانان در اين جريان به ايران و روم رسيد، دانستند كه اين قدرت جديد، دسيسه‌ها و چالش‌ها را به راحتي پشت سر مي‌گذارد و همين، جلوه‌ي قدرتمند و باشكوهي از اسلام به نمايش گذاشت. ب) لشكر اسامه: گسيل لشكر اسامه نقش مهمي در ايجاد وحشت در دل دشمنان اسلام و ارائه‌ي تصويري قدرتمند از اسلام داشت و طوري شده بود كه بازگشت پيروزمندانه‌ي لشكر اسلام به مدينه، رومي‌ها را به سؤال و شگفت واداشته و آنان را به قدري در هراس انداخته بود كه هرقل را بر آن داشت تا ده‌ها هزار از نيروهايش را در مرزها مستقر كند. با انتشار اين خبر و رسيدن آن به ايراني‌ها، هيبت و شوكت اسلام و مسلمانان، بيش از هر زماني در اين قدرت‌ها رخنه كرد.[1] 2ـ پيگيري فرمان رسول‌خداص درباره‌ي جهاد ابوبكر صديق(رض) براي تأمين دعوت و رساندن آن به مردم، راه جهاد را ادامه داد و براي گسترش دعوت حق، عموم مسلمانان را به جهاد و خروج در راه خدا فراخواند تا طاغوتياني را كه دعوت رسول‌خدا ص را رد كرده و نور حق را از ملت‌هايشان دريغ نموده بودند، نابود كند. عموم مسلمانان نيز فراخوان ابوبكر صديق(رض) را لبيك گفتند تا زير پرچم جنگاوران مجاهدي چون خالد، ابوعبيده، عمرو، شرحبيل رضی اله عنهم اجمعین انجام وظيفه نمايند. اين فرماندهان از سوي خليفه‌ي باتجربه و كارآزموده‌اي منصوب شده بودند كه دانش نظامي شگفت‌انگيزي داشت؛ دانشي كه در شرايط بحراني و چالش‌هاي فراروي مردمش، به دست آورده و او را در گزينش بهترين فرماندهان لشكري به نحو احسن ياري داده بود. ابوبكر صديق(رض) علاوه بر گزينش درست فرماندهان، همواره آنان را راهنمايي مي‌كرد و همين، باعث شد تا شام و عراق در كوتاه‌ترين زمان ممكن و در حداقل تلفات و سختي‌ها فتح شوند.[2] 3ـ عدالت‌گستري و مهرورزي درميان مردم مناطق فتح‌شده سياست خارجي ابوبكر صديق(رض) مبتني بر عدل‌گستري، برقراري امنيت و ايجاد اطمينان و آرامش خاطر براي توده‌ي مردمان مناطق فتح شده بود تا بتوانند به‌وضوح تفاوت حكومت حق و حكومت باطل را دريابند و در پي آن چنين نپندارند كه حكومت ستم‌پيشه‌اي نابود شده تا حكومت ستم‌گر ديگري و يا ظالم‌تر از آن، روي كار بيايد. ابوبكر صديق(رض) به فرماندهانش سفارش نمود كه رفتار عادلانه‌ و محبت‌آميزي با مردم داشته باشند؛ چراكه شكست‌خورده، بيش از هر كس ديگري نيازمند مهر و عطوفت است تا انگيزه‌هاي جنگ و شورش، از او برداشته شود. مسلمانان فاتح نيز اين رويه را با مردم مناطق فتح شده در پيش گرفتند و توجه ويژه‌اي به سازندگي و عمران نمودند. توده‌ي ملت‌ها، با برپايي ترازوي عدل، منش نويني از انسانيت راستين ديدند كه باعث انتشار نور اسلام و شكار دل‌ها شد و بدين‌سان همه، در برابر اسلام گردن نهادند. سپاهيان فارس و روم، به هر جا كه قدم مي‌گذاشتند، خرابي به راه مي‌انداختند و با هتك حرمت و تجاوزگري، آن‌چنان وحشت و هراس شديدي ايجاد مي‌كردند كه خاطره‌ي تلخش، سينه به سينه و نسل به نسل مي‌گشت. اما ورود سپاهيان اسلام به قلمرو فارس و روم، جلوه‌ي زيبايي از عدالت و مهرورزي را نمايان كرد و جايگاه انساني آحاد ملت‌ها را كه در اثر ظلم و خفقان حكام ستم‌پيشه‌ي فارس و روم، به نابودي كشيده شده بود، به آنان باز گردانيد. ابوبكر صديق(رض) به اين استراتژي، توجه ويژه‌اي داشت و همواره به رفع اشتباهات و كجي‌ها مي‌پرداخت. بيهقي رحمه الله مي‌گويد: عجم‌ها، پس از هر پيروزي، به غارت‌‌گري پرداخته و هر طور كه مي‌خواستند با بزرگان و سرآمدان حريف شكست‌خورده، برخورد مي‌كردند و سرِ كشته‌هاي دشمن را جهت افتخار و به‌نشان پيروزي، براي شاهانشان مي‌فرستادند. مسلمانان در جنگ با روميان، به قصد مقابله به‌مثل، همين رويه را در پيش گرفتند كه از آن جمله مي‌توان به كار عمرو بن عاص و شرحبيل بن حسنه اشاره كرد كه سر يكي از فرماندهان رومي به نام بنان را با عقبه بن عامر(رض) به مدينه فرستادند. اما ابوبكر صديق(رض) اين كارشان را نكوهش كرد. عقبه(رض) عرض كرد: «اي خليفه‌ي رسول‌خدا! دشمن، با ما همين كار را مي‌كند.» ابوبكر صديق(رض) فرمود: «آيا مي‌خواهيد روش فارس و روم را در پيش بگيريد؟! پس از اين، هيچ سري را برايم نفرستيد و به نامه و گزارش كارتان بسنده كنيد.»[3] 4ـ برداشتن هرگونه زور و اجبار از مردم يكي از شاخص‌ترين سياست‌هاي خارجي ابوبكر صديق(رض) برداشتن زور و اجبار از مردم مناطق فتح‌شده بود و هيچ كسي را به پذيرش اسلام مجبور نمي‌كرد؛ اين رويه‌اش، برخاسته از فرموده‌ي الهي بود كه: أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ ‏ (يونس:99) يعني: «آيا تو مي‌خواهي مردم را مجبور كني به اين‌كه ايمان بياورند؟!» هدف مسلمانان از جهاد برون‌مرزي و فتح سرزمين‌ها، نابودي سركشان و در پي آن گشايش درها به سوي ملت‌ها بود تا كابوس ستم را از بين ببرند و شرافت و انسانيت راستين را به مردم هديه كنند؛ نور اسلام را ببينند و آزادانه تصميم بگيرند. آري! مسلمانان، كسي را به پذيرش اسلام، مجبور نكردند و تا زماني كه با آن‌ها عهدشكني نشد، بر پيمان خود به ترتيب زير پايبند ماندند: الف) پرداخت جزيه از سوي كساني كه اسلام را قبول نكردند. ب) عدم به‌كارگيري و استخدام غيرمسلمانان در كارهاي كليدي از قبيل فعاليت‌هاي لشكري و نظامي. ج) اخذ پيمان از غيرمسلمانان قلمرو حكومت اسلامي مبني بر اين‌كه از فعاليت‌هاي ضد اسلامي بپرهيزند. د) در صورتي كه هر غيرمسلماني، خواسته باشد دينش را تغيير دهد، تنها بايد مسلمان شود. با توجه به اين‌كه به زور و اجبار نمي‌توان عقيده‌اي را بر كسي تحميل كرد، اسلام و حكومت اسلامي، براي غيرمسلمانان از طريق شرح عملي و تئوري به‌گونه‌اي تبيين شد كه به ميل خود اين دين را بپذيرند و مسلمان شوند.[4] منبع : کتاب ( ابوکر صدیق ) مولف : دکتر محمد علی صلابی پاورقی: [1]- تاريخ الدعوة الي الاسلام، ص259و260 [2]- تاريخ الدعوة إلي الإسلام، ص260 [3]- تاريخ الخلفاء از سيوطي، ص123 [4]- تاريخ الدعوة إلي الإسلام، ص263

🌺نمونه اسلامی🌺 قضاوت ابو یوسف ابویوسف شیبانی(رحمه الله)، قاضی بزرگ و افتخار اسلام، از شاگردان امام اعظم، ابو حنیفه(رحمه الله) بود. ایشان در زمان امیرالمومنین، هارون الرشید در جایگاه قضاوت بودند. ایشان در اواخر عمر خود مدام از ترس از یکی از قضاوت های خود می گفتند و با نگرانی از آن یاد می‌کردند. از ایشان سوال شد که چه موردی بوده است و دلیل این همه نگرانی چه بوده است؟ ابویوسف در جواب فرمودند:"بین امیرالمونین هارون الرشید و مردی نصرانی بخاطر یک قطعه زمین، بحثی پیش آمد. من برای قضاوت رفتم. مرد نصرانی ادعا می‌کرد که زمین متعلق به اوست و هارون الرشید آن را غصب کرده است و در صورتی که هارون الرشید قسم بخورد که زمین متعلق به اوست من قبول می‌کنم. من از هارون الرشید سوال پرسیدم و ایشان سوگند یادکردند که این زمین متعلق با آبا و اجدادشان هست و ارث به ایشان رسیده است. من با توجه به شواهد و سوگند هارون الرشید قضاوت کردم و زمین را به او واگذار کردم. و تنها ترسم از این است که خداوند مرا بخاطر این مساله مواخذه کند که در هنگام قضاوتم هارون الرشید در جایگاهی بلندتر و بهتر نسبت به مرد نصرانی نشسته بود." در این داستان چند نکته اساسی وجود دارد. اول اینکه قضات اسلام از چنان تقوای بالایی در طول تاریخ برخوردار بودند که این نشان امنیت اجتماعی بالای دوران خلافت اسلامی دارد. دوم اینکه خلفای مسلمین در چنان مقام تواضعی بودند که مانند سایر مردم مورد قضاوت قرار می‌گرفتند و از ایشان سوال می‌شد و حتی مورد بازجویی قرار می‌گرفتند. سومین نکته اساسی، وجود آزادی بیان واقعی در جوامع اسلامی است. زمانی که اروپا هیچ بویی از وهم دموکراسی دروغین خود نداشت، در جامعه اسلامی افراد، حتی نصرانی ها، در حدی احساس آزادی می‌کنند که بالاترین مقام حکومتی را به چالش می‌کشند و با او وارد منازعه می‌شوند. آری خواهران و برادرانم! اسلام و خلافت اسلامی اینگونه بوده است و دموکراسی و حقوق بشری که امروزه بیان می‌شود، وهمی باطل و خیالی نابجا بیش نیست.

🌷تعادل زندگی🌷 اسلام به نفس تعادل می بخشد و اجازه نمی دهد که جانب روح بر جانب جسم تسلط یابد، آنچنان که جاهلیت هندی عمل می کند، همان جاهلیتی که سعی در پاک نمودن روح، بوسیلۀ نادیده انگاشتن جسم و شکنجۀ آن و بی توجهی به دنیای تمام محسوسات را دارد.اما اسلام نمی گذارد که جسم هم بر روح غلبه نماید، آنچنان که جاهلیت روم قدیم و وارث آن یعنی جاهلیت جدید اروپا عمل می کند و جانب حس را بزرگ کرده و بال و پَر داده، طوری که به شهوت های جسم روی آورده و در دنباله روی لذت ها در زمین افراط نموده است، در حالیکه جانب روح را نادیده گرفته و جانب نورانی و زلال انسان را محو می نماید. اسلام، مسیر دنیا و آخرت را یکی می گرداند،مسیری که ابتدایش در دنیا و انتهایش در آخرت است. بدین ترتیب نه عمل انسان در آبادانی زمین، او را از آخرتش باز می دارد ونه عمل وی برای آخرت، او را از آبادانی زمین باز می دارد. ( مقالۀ نزاع بین اندیشه غربی و اندیشه اسلامی، اثر محمد قطب، ترجمۀ خداداد مطاعی پور صفحه 3و 4)

🌐انگيزه هاي اخلاص نویسنده: علامه دکتر یوسف القرضاوی ترجمه عمر قادری در اينجا به مسائلي اشاره مي كنيم كه پويندگان راه خدا را بر اخلاص نيت و عمل براي خدا ياري مي دهد و آن مسائل عبارتند از: انگيزه هاي رواني، دافعه هاي معنوي، عوامل فكري و جنبه هاي علمي كه اگر فزوني يابند و با هم آميخته گردند بجاست كه عقل و قلب سالك را تحت تاثير قرار دهند و او را در مسير مخلصان قدمي به پيش برند: 1⃣علم راسخ: اولين ياور و محرك انسان در اين زمينه اين است كه شخصي با علم يقيني در اعماق خود به اهميت اخلاص به عنوان يك ضرورت ديني و ثمرات آن در دنيا و آخرت پي ببرد و بداند كه حق تعالي عملي را بدون اخلاص نمي پذيرد هر چند شكل و شمائل آن زيبا باشد. 2⃣همنشيني با مخلصان: از جمله چيزهايي كه كه مقام اخلاص را تقويت مي كند، همنشيني و مجالست با اهل اخلاص و زندگي در ركاب آنان است تا الگو و سرمشق قرار گيرند و سالك با اخلاق آنان متاثر شود. زيرا الگو قرار دادن ايشان صلاح و مشابهت با آنان رستگاري است. رسول الله صلي الله عليه و سلم در اين مورد مي فرمايد: «مثال همنشين شايسته و همنشين بد همانند صاحب مشك و صاحب كوره است. صاحب مشك يا از مشك خود به تو هديه مي كند و يا از او مي خريد و يا حداقل بوي خوش آن به مشام تو مي رسد. اما صاحب كوره يا لباس تو را مي سوزاند و يا حداقل بوي بد آن تو را آزار مي دهد.» متفق عليه 3⃣مطالعه سيره مخلصان: يكي ديگر از چيزهايي كه انسان را در راه اخلاص كمك مي كند، مطالعه سيره مخلصان و آشنايي با زندگي ايشان جهت متاثر شدن به آنها و الهام گرفتن از هدايت ايشان است. فضل و بركت و رحمت خداوند تبارك و تعالي به ما اين است كه در فرهنگ و تمدن و ميراث ديني ما «الگوهاي مخلص» بسياري وجود دارند كه هر كس زندگي آنان را مطالعه كند، ناخودآگاه و بي اختيار از ايشان متاثر مي شود. 4⃣مبارزه با نفس: يكي از پشتوانه هاي اخلاص عبارت است از مجاهدت و منظور ما از مجاهدت توجيه اراده است بسوي مبارزه با نفسي كه انسان را به انحراف امر مي كند و مقاومت در مقابل اميال شخصي و دنيوي تا اينكه نفس براي خدا خالص مي گردد: «والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و إن الله لمع المحسنين» «كسانيكه جهت رضايت ما تلاش كنند و در راه پيروزي دين ما جهاد كنند آنان را در راههاي منتهي به خود رهنمود مي گردانيم و قطعا خدا با نيكوكاران است.» عنكبوت/69 5⃣نيايش و پناه بردن به خدا: چيزي كه اين مسائل را تقويت و بازوي سالك راه خدا را محكم مي گرداند، پناه بردن به خدا در تمام امور است: «اياك نعبد و اياك نستعين» «تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو ياري مي طلبيم» فاتحه/5 حقيقت توحيد عبارت است از محصور كردن عبادت و استعانت براي خدا. آنگاه كه وسائل مادي انساني و قدرت او ناتوان مي ماند يا اراده او سست مي گردد، جز يك در پيش روي انسان نيست، آن را بوسيله دعا مي كوبد و فضل و بركت خدا را مي طلبد و او هم اهل پاسخ است. اللهم انا نعوذ بك من أن نشرك بك شيئا نعلمه و نستغفرك لما لا نعلمه یاریگر کانال خودتان باشید. 👇 https://telegram.me/andishmandaneeslah

💥✨💥✨💥 ✨الدراسات الاسلامیه:تغیریافتن زمان ✨ 📏ابن جوزي رحمه الله ميفرمايد : 👌بدان که روزگار بر حال خود باقی نميماند همانطور که الله عزوجل فرموده است: ۝ ﴿وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ﴾ وما این روزها در میان مردم دست به دست میگردانیم ⬅پس گاهی فقیر و ثروتمند باعزت و سربلندى وگاهى با ذلت فروتنى ، ⬅گاهی درآن بردگان خوشحال ميشوند؛ وگاهی دشمنان را مورد تمسخر قرار می دهند، ✾ ✾ پس خوشبخت کسی هست که؛در تمام احوال بریک اصل ثابت باقی ماند و آن تقوای الله عزوجل است. ✾ ✾ براستى اگر بی نیاز گشت آن را آراسته مینمايد،اگر نیازمند شد درهای صبر برای او باز ميشود و اگر تندرست بود این نعمت براو باقی ميماند واگر مبتلا به آن شد به سوی آن ميرود و هر چه روزگار بالاو پایین رود پستى و بلندى و نشيب روزگار به او هیچ ضرر و آسیبی نميرساند خواه برهنه اش نمايد ،یا گرسنه ویا سیر ش کند 👌براى اينكه كه همه اين چيزها از بين ميرود وتغيير مينمايد وتقوا و پرهيزگارى اساس و شالوده سلامتي ونگهبان و پاسپانی است (نميخوابد) كه سخت مراقب آن است ✏صيد الخاطر ج 1 / ص 39 📂لینک کانال اکادمی قران وسنت: 🔘https://telegram.me/akademi_quran

🌹✨🌹✨🌹 👌از عجیب ترین، و شگفت آورترین چیزها این است که: ❥✿ الله عزوجل را -به وسیلۀ أسامی و صفات پاکش- بشناسی، اما دوستش نداشته باشی، و در ادعای محبتت صادق نباشی ❣ ❣ ❥✿ و داعی حق و پيغامش را بشنوی، و از مفاد آن آگاه و باخبر باشی، لیکن در پاسخ دادن و اجابت نمودنش تاخیر و غفلت کنی ❣ ❣ ❥ ✽و از سود و فایده ی معامله به او -سبحانه و تعالی- مطلع و دانا باشی، اما خود را به کار دیگری مشغول سازی ❣ ❣ ❥ ✽و از میزانِ خشم و ناراحتی او -هنگام زیر پاگذاشتن حدود دينش- آگاه باشی، اما با این حال از تعرّض و نافرمانی او هیچ گونه ابایی نداشته باشی ❣ ❣ ❥ ✾و دردِ غم بار و ناگوار بعد از معصیت را بچشی، (و به آن خو بگیری، و از آن دوری نکنی)، اما در طلب انس گرفتن به الله متعال با انجام اعمال نیک و صالح بر نیایی ❥ ✾ و فشار و تنگی قلب را هنگام پرداختن (و مأنوس شدن) به غیر سخنانش-کلام الله-، و سخن گفتن جز از او -ثناء و تمجیدش- احساس کنی، سپس شوقی در دل نداشته باشی تا با روی آوردن به ذکر و مناجاتِ پروردگار والامقامت به گشادگی سینه و آرامش خاطر دست یابی ❣ ❣ ❥ ❉ و اينکه عذاب و درد حاصل از تعلق قلب به غیر از او را بچشی، و با این حال از این وضعیت نامناسب به بهشتِ «روی آوردن به الله» و «رجوع و انابت به سويش» فرار نکنی!، و از این (تحمل عذاب) عجیب تر، آگاهی و دانش توست که می دانی؛ به این اقبال و رجوع به رب العالمین بسیار نیازمندی و به آن از هر چیز دیگر محتاج تری، و با این حال از آن رویگردانی، و به گناه (و خواسته های نفسانی ات) و آنچه تو را از اللهِ مهربان دور می سازد، راغب و مشتاقی ❣ ❣ ✨🔹✨🔹✨ 📝ابن_القيم -رحمه الله-: من أعجب الْأَشْيَاء أَن تعرفه ثمَّ لَا تحبه، وَأَن تسمع داعيه ثمَّ تتأخر عَن الْإِجَابَة، وَأَن تعرف قدر الرِّبْح فِي مُعَامَلَته ثمَّ تعْمل غَيره، وَأَن تعرف قدر غَضَبه ثمَّ تتعرّض لَهُ، وَأَن تذوق ألم الوحشة فِي مَعْصِيَته ثمَّ لَا تطلب الْأنس بِطَاعَتِهِ، وَأَن تذوق عصرة الْقلب عِنْد الْخَوْض فِي غير حَدِيثه والْحَدِيث عَنهُ ثمَّ لَا تشتاق إِلَى انْشِرَاح الصَّدْر بِذكرِهِ ومناجاته، وَأَن تذوق الْعَذَاب عِنْد تعلق الْقلب بِغَيْرِهِ وَلَا تهرب مِنْهُ إِلَى نعيم الإقبال عَلَيْهِ والإنابة إِلَيْهِ، وأعجب من هَذَا علمك أَنَّك لابد لَك مِنْهُ وَأَنَّك أحْوج شَيْء إِلَيْهِ وَأَنت عَنهُ معرض وَفِيمَا يبعدك عَنهُ رَاغِب. ✏الفوائد: ج1 ص 47 📂لینک کانال اکادمی قران وسنت: 🔘https://telegram.me/akademi_quran

ثمرات استغفار 1- اگر می خواهی دلی پر سکون و آرامش، و قلبی باز ، و مطمئن و متاع خوبی داشته باشی ؟ استغفار کن ، و از خداوند آمرزش گناهانت را بخواه :الله تعالی می فرماید ) : وان اسثغفروا ربکم ثم توبوا الیه یمتعکم متاعا حسنا الی اجل مسمی ( » واز پرودگار مغفرت بخواهید ، سپس به سوی او توبه کرده و برگردید ، شما را از متاع نیکو بهره مند می کند تا مدت معینی. « 2- اگر نیروی جسمانی ، تندرستی و سلامت از آفات و امراض و دردها و رنجها می خواهی ؟ استغفار کن ؛ زیرا خداوند فرموده است : ) استغفروا ربکم ثم توبوا الیه یرسل السماء علیکم مدرارا و یزدکم قوة الی قوتکم ( » از پروردگارت آمرزش بخواه ، سپس به سوی او توبه کرده و برگردید رحمت آسمان را بر شما سازیر می کند ، و نیرویی به نیرویتان می افزاید. « 3- اگر می خواهی که حوادث و واقعات مرگبار را از خود دور کرده ، و از تمام آفات و فتنه ها و محنتها در امان باشی ؟ استغفار کن ؛ چون خداوند متعال می فرماید : ) و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون ( »و خداوند عذاب نمی دهد آنان را تا تو در جمع آنان هستی ، و خداوند عذاب نمی دهد آنان را مادامی که استغفار می کنند. « 4- اگر باران بسیار زیاد و نافع ، نسل پاک و مطهری ، و اولاد صالح، و مال حلال، و رزق فراوان می خواهی ؟ استغفار کن ، چون خداوند متعال می فرماید : ) استغفروا ربکم انه کان غفارا یرسل السماء علیکم مدرارا و یمددکم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهارا ( » از پروردگارتان آمرزش بخواهید ، بدرستی که او بسیار آمرزنده است ، خزانه ی آسمان را بر شما جاری می گرداند ، با اعطای اموال و پسران شما را کمک می نماید ، برای شما باغات در نظر می گیرد ، و برای شما جویها در نظر می گیرد «. 5- اگر محو سیئات و گناهان ، و زیادت حسنات و رفع درجات می خواهی ؟ استغفار کن ، خداوند متعال می فرماید : ) و قولوا حطة نغفر لکم خطایاکم و سنزید المحسنین ( »و بگویید گناهان ما را معاف کن ، خطاهای شما را بر شما می بخشم ، و بزودی به نیکو کاران مزید عنایت می کنیم «. اسغفار داروی شفا بخش ، و علاج مفید از تمام گناهان و خطاها است ؛ بدین منظور آن حضرت علیه السلام مردم را همیشه و همکیشه به استغفار امر می نمود : ) ا ایها الناس استغفروا الله و توبوا الیه فانی استغفرالله ، و اتوب الیه فی الیوم مائة مرة( »ای مردم از خداوند مغفرت بخواهید و به سوی او توبه کرده و باز گردید؛ چون من روزانه صد مرتبه از خداوند مغفرت خواسته و به سوی او توبه می نمایم. « و خداوند از استغفار کننده ی صادق راضی و خوشنود می شود ؛ چون او به گناه خود اعتراف می کند ، و با خداوند روبرو می شود گویا می گوید » : پروردگارا من خطا کردم ، بد کردم ، کناه کردم ، و در حق شما کوتاهی کردم ، و حقوق شما را زیر پا گذاشتم ، و بر خود ظلم روا داشتم ، و شیطان برمن مسلط شد ، و خواهشات مرا مقهور خود کرده ، و نفس اماره مرا فریب داده ، و بر حلم و بردباری و عفو کریمانه و سخاوت و رحمت بزرگ شما اعتماد کردم و الآن تائب و نادم و معذرت خواه به بارگاه شما حاضر شدم ، پس از من گذشت نما ، معافم کن ، و بر من ببخش ، و لغزشات مرا پاک کن ، و خطاهایم را از نامه ی اعمالم محو بگردان ، چون مرا غیر تو پروردگاری و خدایی جز تو نیست« . یا رب ان عظمت ذنوبی کثرة فلقد علمت بان عفوک اعظم ان کان لا یرجوک الا محسن فبمن یلوذ و یستجیر المجرم ؟ مالی الیک وسیلة الا الرضا و جمیل عفوک ثم انی مسلم در حدیث صحیح آمده است ، آنحضرت علیه السلام فرمود : )من لزم الاستغفار جعل الله له من کل هم فرجا و من کل ضیق مخرجا ، و رزقه من حیث لایحتسب ( »هرکه استغفار را همیشه بر خود لازم گیرد خداوند از هر مصیبت گشایشی ، و از هر تنگنا راه خلاصی برای او قرار می دهد ، و از جایی که گمان نمی برد به او روری می دهد . « لطیفه و واقعه ی جالبی از بعضی از معاصران نقل شده که او فرد عقیمی که صاحب فرزند نمی شد و تمام اطباء و پزشکان از علاج او عاجز شده بودند و هیچ دارویی برای او مفید واقع نمی شد ، و از یکی از علماء پرسید ، عالم به او راهنمایی و توصیه کرد که : صبح و عصر زیاد استغفار کند ، چون الله تعالی در مورد استغفار کنندگان فرموده است : ) یمددکم باموال و بنین ( »شما را با اموال و پسران امداد می کند«. آن مرد به توصیه ی عالم ربانی جامه ی عمل پوشاند و صبح و عصر زیاد استغفار می کرد و هیچگاه آن را ترک نمی کرد در نتیجه خداوند به اولاد صالح عنایت فرمود . پس ای آن کسی که اضطراب و پریشانی و غم و اندوه آرامش شما را از بین برده و لاغر و رنجور کرده ، بیا استغفار کن ، آنگاه تمام پریشانیهایتو از بین خواهد رفت ، استغار مرحم شفا بخش و داروی کافی و ممتازی است . برما لازم است در تمام لحظات زندگی و بویژه ماه مبارک رمضان فرصت را غنیمت شمرده ، و همیشه از گناهان ، خطاها ، لغزشهای دانسته و نادانسته ، آشکار و پنهان خود استغفار نماییم تا خداوند برما رحم و کرم فرماید . والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته دکتر عائض قرنی ترجمه : عبدالحلیم قاضی 🌺💖 اخلاق دينى 💖🌺 🌺💖🌺💖🌺💖🌺💖🌺

🌴کلیدحدیث شناسی🌴 قسمت5⃣4⃣ ⬅حدیث مردود➡ 👌پنجم مُخاَلفَةُ الراوی: حدیثی است که راوی آن در موارد مشروحه ذیل با اشخاص مورد وثوق مخالف باشد: 1- مُدْرَجُ الاسْناد: حدیثی است که راوی آن با اشخاص مورد وثوق در این جهت مخالف باشد که آنها این حدیث را با سندهای گوناگون روایت کرده باشند و او این حدیث را با سندی روایت کند که ترکیبی از سندهای آنان باشد. (13) 2- مدرج المتن: حدیثی است که راوی جهت توضیح و بیان، جمله‌ای را از کلام خود به اول حدیث یا وسط حدیث یا آخر حدیث اضافه نماید. (14) 3- مقلوب: حدیثی است که راوی آن در کلمات متن حدیث یا در کلمات اسم راویان تقدیم و تأخیری بعمل آورده و از این رو با اشخاص مورد وثوق مخالف باشد. (15) 4- المَزیدُ فی مُتَّصِل الاسناد: حدیثی است که راوی آن برخلاف اشخاص مورد وثوق در سلسله راویان، یکنفر اضافی را ذکر کند و در محل ذکر راوی زاید نیز تصریح شود که از او شنیده‌اند. (16) 5- مُضْطَرِب: حدیثی است که راوی آن در اصل متن یا در سلسلة راویان با اشخاص مورد وثوق مخالف باشد. (17) 6- مُصَحَّفْ: حدیثی است که برخی از کلمات آن از حیث حرف و نقطه (نه از حیث شکل) مخالف حدیثی است که اشخاص مورد وثوق روایت کرده‌اند. (18) 7- محرف: حدیثی است که در روایت یکی از راویان برخلاف روایت اشخاص مورد وثوق یکی از کلمات آن در شکل (نه در حرف و نقطه) تحریف شده باشد. (19) …………………………… 13)شرح نخبه عسقلانی ص: 73، 75. 14)شرح نخبه عسقلانی ص: 65، 75. 15)(16) (نخبه و الباعث الحثیث س : 74). (17)لباعث الحثیث شرح علوم الحدیث ـ ابن اثیر ـ ص: 88. (18) (شرح نخبه عسقلانی ص: 80). (19)شرح نخبه ص: 81). ادامه دارد ان شاء الله…… 🔊 لینک کانال تلگرام راه روان حق telegram.me/Rahravanhg

محمد قطب درباره كتاب نشانه هاى راه: هنگامی که دشمنان اسلام بر سرزمین های اسلامی چیره شدند، از سویی حاکمیت قانون و شریعت الله را از صحنه خارج کردند و از دیگر سو قوانین و قراردادهای برساخته ی بشر را به جای آن قرار دادند. آنگاه به مردم گفتند: (این امر هیچ اشکالی برای شما ندارد ، تا زمانی که نماز می خوانید و روزه می گیرید و شعایر دینی را برپا می دارید ، مسلمان هستید) و پس از کنار گزاشتن قانون الله از صحنه ی زندگی، افکار، عقاید و شیوه های مبتذل را بر آنان مسلط نموده و آنان ر از نماز و روزه و برپا داشتن شعایر دینی دور ساختند. این بار خطاب به مسلمانان گفتند: (اشکالی ندارد، تا زمانی که می گویید: «لااله الا الله» ، مسلمان هستید ؟) اما زمانی که کتاب «نشانه های راه» منتشر شد و به مردم اعلام کرد، که گفتن «لااله الا الله» به این صورت، انسان را در زمره ی مسلمانان واقعی قرار نمی دهد. بلکه این کلمه وقتی انسان را به مقام والای اسلام خواهد رساند که به مجرد گفتن آن گوینده سرشار از یقین و ایمان گردد و در صحنه ی زندگی خود به آموزه ی اصلی آن عمل نمیاید. لذا دشمنان الله تنوانستند تحمل کنند که تلاش صد ساله آنان برای فریب مردم و دور ساختن آنان از اسلام، به وسیله ی این کتاب نقش بر آب شود. به همین خاطر در اکثر نقاط جهان حکم اعدام نویسنده آن ،شهید سید قطب، صادر شد. @ghotbnet

داستان جالب مناظره امام باقلانی با علمای مسیحی 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸  روزی یکی از پادشاهان مسیحی نامه ای به سوی پادشاه مسلمانان فرستاد و از او خواست که یک عالم مسلمان را برای بحث و مناظره با عالمان مسیحی به نزدش بفرستد. وی ابوبکر الباقلانی را فرستاد. زمانی که وی به آن جا رسید؛ به او گفتند: اگر می خواهی به نزد پادشاه بروی باید به قوانین و شروط ما احترام بگذاری. فرمود: شروط شما چیست؟گفتند: اینکه به پادشاه سجده کنی،ما زمانی که به نزد وی می رویم در مقابلش سجده می کنیم، پس تو اگر سجده نکنی این کار اهانت محسوب می شود. فرمود: پس من نزد پادشاه نمی روم، چون من به غیر از الله عزوجل برای هیچ کس دیگری سجده نمی کنم. هنگامی که دیدند او بر کلامش پافشاری و اصرار می کند و نظرش عوض نمی شود؛ گفتند: لحظه ای صبر کن. آنان به نزد پادشاه رفتند و به او گفتند که آن مرد، نمی خواهد برایتان سجده کند؛ آیا به او اجازه دخول بدهیم یا نه؟ پادشاه گفت: اجازه بدهید داخل شود. ولی آنان برای وی حیله ای را در نظر گرفتند. نگهبانان در وسط دروازه چوبی را قرار دادند تا زمان ورود مجبور شود به صورت خمیده داخل شود و به سوی پادشاه برود. امام باقلانی هنگامی که به دروازه رسید؛ متوجه این حیله شد و دانست که آنان می خواهند که به صورت خمیده به نزد پادشاه برود. با زیرکی و با هوشی راه چاره ای یافت؛ او پشت کرده و وارد شد. این خود نشان دهنده ی هوشیاری و دانایی امام باقلانی را می باشد. زمانی که در نزد پادشاه حاضر شد دید که عالمان و راهبان مسیحی که قرار است با آنان به بحث و گفت و گو بپردازد حضور دارند؛ او به نزد آنان رفت و گفت: حالتان چه طور است؟!! خانواده هایتان چه طور اند؟!! همسران و فرزندان تان چه طور اند؟!!  پادشاه با تعجب به او نگاه کرد، و گفت: آیا تو کسی هستی که پادشاهتان برای مناظره با راهبان فرستاده است؟!! گفت: بله. گفت: آیا غیر از تو کس دیگری را پیدا نکرد؟! گفت: چرا؟ گفت: ساده ترین چیزی که باید بدانی این است که این راهبان، ازدواج نمی کنند؛ پس چگونه از آن ها درباره زن ها و بچه هایشان سؤال می کنی؟!  گفت: چرا ازدواج نمی کنند؟ گفت: زیرا آنان از زن و فرزند، پاک و مُنَزه هستند و از چنین عملی به دور اند. وی گفت: سبحان الله! شما آنان را از زن و فرزند پاک و منزه می دانید، ولی الله تعالی را از این چیز پاک و منزه نمی دانید، و می گویید عیسی فرزند الله است!!! همگی ساکت شدند و هیج جوابی نداشتند. سپس آنان گفتند: درباره چیزهایی که در مورد همسر پیامبرتان می گویند چه می گویی؟ گفت: آن دو عایشه رضی الله عنها و مریم علیه السلام، که به آنان تهمت زنا زدند؛ عایشه رضی الله عنها همسر داشت اما دارای فرزند نشد ولی مریم علیه السلام همسر نداشت ولی دارای فرزند شد. پس اگر شما چنین تهمتی را در مورد عایشه رضی الله عنها قبول دارید، پس تصدیق چنین تهمتی در مورد مریم علیه السلام منطقی تر است، آیا این طور نیست؟ چنین تهمتی در مورد کدام یک بیشتر صِدق می کند؟ عایشه یا مریم؟  در این هنگام نیز همگی ساکت شده و جوابی برای گفتن نداشتند. ✨✨✨✨✨✨ از الله تعالی خواستاریم که بهشت برین را جایگاهش گرداند. و ما را همراه وی با صالحان و نیکان محشور گرداند.روحش شاد و یادش گرامی باد.  🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 مترجم: ام احمد برگرفته از کتاب: فبهداهم اقتده، نویسنده: عثمان بن محمد الخَمیس

🌴کلیدحدیث شناسی🌴 قسمت1⃣4⃣ ⬅تقسیم دیگر برای حدیث مقبول➡ 👌احادیث مقبول از این جهت که مورد عمل قرار می‌گیرد دارای هفت قسم است: 1- مُحْکَم: حدیثی است که هیچگونه معارضی نداشته باشد. 2- معروف: حدیثی است که معارضی دارد ولی این معارض حدیثی است غیر مقبول و ضعیف که در مقابل حدیث مقبول روایت شده، و این حدیث ضعیف را (در مقابل حدیث معروف) منکر می‌نامند. 3- محفوظ: حدیثی است مقبول و معارض هم دارد ولی معارضش حدیثی است مرجوح که همین مرجوح را شاذ می‌نامند. 4- مختلف الحدیث: حدیثی است مقبول و دارای معارض مساوی و چون جمع آنها ممکن است به هر دو عمل می‌شود. 5- الناسخ و المنسوخ: دو حدیث مقبول و مساوی و معارض که امکان جمع آنها هم نیست اما تأخّر (4) یکی از دیگری معلوم (ناسخ) و مورد عمل قرار می‌گیرد. 6- ترجیح: در صورت معلوم نبودن تأخّر یکی از آنها بوسیلة دلائل خارجی عمل به یکی از آنها را بر دیگری ترجیح می‌‌دهند. 7- در صورت نبودن دلیل ترجیح توقف الزامی است. ----------------- (4)آگاهی از این تأخر دو راه دارد: الباعث الحثیث ص: 170». ادامه دارد ان شاء الله ... 🔊 لینک کانال تلگرام راه روان حق telegram.me/Rahravanhg

🌿🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹 درودو سلام الله بر شما : وجود هیچکس غمها را از بین نمی برد اما کمک میکند با وجود غمها محکم بایستیم ، درست مثل چترِ خوب که باران را متوقف نمیکند ، اما کمک میکند آسوده زیر باران بایستیم . . ابرها به اسمان تكيه ميكنند، درختان به زمين و انسانها به مهرباني يكديگر......... گاهي دلگرمي يكی چنان معجزه ميكند كه انگار خدا در زمين كنار توست. جاودان باد سايه کسانیکه كه شادي را علتند نه شريك، و غم را شريكند نه دليل ... زندگیتان پر از آدمهای خوب 🌿🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹 : چه زیباست سخن الله : (( ✨وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا✨)) به بندگانم بگو: «سخنی بگویند که بهترین باشد! چرا که (شیطان بوسیله سخنان ناموزون)، میان آنها فتنه و فساد می‌کند؛ همیشه شیطان دشمن آشکاری برای انسان بوده است! 🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹