ویژگیهای خطیب و خطبه

🌀 منبر منير
نويسنده : حسن بنداد
🌀 مقدمه
نماز جمعه يكى از شعاير بزرگ دينى است. پروردگار يكتا در بخش پايانى سوره جمعه ، مؤمنان را به شتافتن براى شركت در نماز جمعه فرا مى خواند و آنان را در حين دخول وقت، از هر گونه داد و ستد باز مى دارد. مى فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ۚ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴾ اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! هنگامى كه براى نماز جمعه اذان گفته مى شود به سوى ياد خدا ( خطبه و نماز ) بشتابيد و خريد و فروش را رها كنيد. اين كار برايتان بهتر است اگر مى دانستيد .
🌀جايگاه منبر جمعه
رسالت منبر جمعه يك رسالت ايمانى دعوى است.
صعود بر منبر جمعه ، مسؤوليتى حساس و امانتى بس سنگين است و هر كس به اين موقعيت نايل آيد بايستى بدانند كه در جايى قدم نهاده كه خطيب اول اسلام ، محمد مصطفى ( ص ) و ياران كرام او قدم نهاده اند.
در بيان جايگاه جمعه ، اين بس است كه خداوند متعال در قرآن كريم ، سوره اى بدين نام و نشان فرو فرستاده ، و در آن به تبيين پاره اى از أحكام جمعه از جمله : وجوب نماز جمعه و تحريم داد و ستد در هنگام دخول وقت نماز ، اختصاص داده است و نبى مكرم اسلام (ص) در أحاديثى متعدد به بيان فضيلت و آداب جمعه پرداخته است .
در واقع تريبون جمعه قلب تپنده مؤمنان ، همايش هفتگى مسلمانان و ميعاد گاه دوستان است .
همايش هفتگى جمعه فرصت است استثنايى ، تا خطبا و دين پردازان ، از آن در راستاى تنوير عقول و إصلاح قلوب مردمان ، همت گماشته و در حوزه بيدارى أمت اسلامى و شكوفايى جامعه ، به تصحيح رويكردها ، ارائه راهكارها و درمان دردها، بهره بجويند.
🌀 عناصر خطبه الگو :
١- إخلاص و تجرد: يعنى پاكسازى أفكار و نوايا از هر آنچه ما سواى الله باشد. يعنى خالص گردندان مواقف و مواضع منبر براى كسب خشنودى خدا . به تعبير ديگر خطيب بايستى ربانى باشد. ﴿ قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * لا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ ﴾ [انعام / ١٦٢-١٦٣]. به قول محمود شبسترى :
يكى بين و يكى دان و يكى خوان
بدين ختم آمد أصل و فرع قرآن
٢- انتخاب موضوع مناسب : موضوع خطبه بايستى با شرايط زمانى و مكانى و حال مخاطبين تناسب داشته باشد . خطيب بايد بنگرد كه مردم و جامعه بيشتر به چه موضوعاتى نياز دارند. به عنوان مثال اگر در آستانه حلول ماه مبارك رمضان هستند بايد در اين زمينه سخن گفت ، و اگر موسم حج باشد پيرامون حج سخن براند، و قس على هذا.
بنابراين خطبه تاريخ گذشته و يا دارى موضوع غير زنده ، چندان مورد استقبال عموم قرار نخواهد گرفت .
٢- جَودة التحضير: نيك آماده شدن براى ايراد خطبه ، خطيب مى بايد وقت كافى بگذارد، براى مطالعه و تأمل بيشتر پيرامون موضوع خطبه . و هرگز به خود اجازه ندهد كه بصورت ارتجالى و بدون آمادگى لازم بر روى منبر برود . زيرا اين رويه قبل از اينكه به شكلى بى احترامى به درك و شعور مخاطبين تلقى مى شود - در واقع بى احترامى به شخص خطيب است و حس مسئوليت پذيرى وى را زير سؤال مى برد .
به قول امام شافعى ( رح ) :
سَلِيمُ الْعِرْضِ مَنْ حَذِرَ الْجَوَابَا
وَمَنْ دَارَى الرِّجَالَ فَقَدْ أَصَابَا
وَمَنْ هَابَ الرِّجَالَ تَهَيَّبُوهُ
وَمَنْ حَقَرَ الرِّجَالَ فَلَنْ يُهَابَا
٣- استرس زدايى: اسباب زايش استرس فراوان اند وليكن با اعتماد به الله ، و توكل بر او دل آرام مى يابد. مضاف بر آن ، انجام يكسرى تكنيكهاى فردى از جمله : تغذيه مناسب، خواب شبانه ، آرامش درون ، ورزش مداوم ، تنفس عميق ، و ..... در برطرف كردن استرسها مفيد خواهد بود .
٤- براعت استهلال : خطيب ماهر آن كسى كه بتواند از بدو خطبه در حمد و ثنا و صلوات مقدمه چينى كند و افتتاحيه خطبه را در خدمت موضوعى كه مد نظر دارد، به كار بگيرد . به عنوان مثال اگر خطيب مى خواهد در رابطه با مقوله رحمت در اسلام ، سخن بگويد بايستى در حمد و ثنا و افتتاحيه و شهادتين مقوله رحمت را پر رنگ جلوه دهد تا شنوده از آغاز سخن ، موضوع خطبه را دريافت نمايد.
٥- إتقان در إلقاء متن و مفاهيم اصلى خطبه : خطيب بايستى با استناد به آيات قرآن و أحاديث پيامبر ( ص ) و با استفاده از داستانهاى آموزنده از زندگانى پيامبران و صالحان ، و با كمك جستن از أمثال و أشعار ، به شرح و بسط موضوع بپردازد.
٦- حفظ جذابيت خطبه : مهارتهايى همچون: بشاشت و خوشرويى ، خوش تيپى و خوش پوشى ، توزيع نگاه ها بر كل مخاطبين ، اهتمام به تُن صدا و تنظيم آن بر حسب حال و فضا، استفاده از اشاره و حركت دستان ، اهتمام به إزاله حالتهاى ملالت آور و خسته كننده ، كنترل وقت و زمان و توزيع آن بر مطالب ، از جمله عواملى هستند كه مى توانند در حفظ جاذبيت خطبه بسيار مفيد واقع شوند .
٧- براعت ختام : اهميت براعت ختام از براعت استهلال كمتر نيست و خطيب در دقايق پايانى با جمع بندى مختصر و مفيد، نواقص احتمالى خطبه را جبران كند .
🌀 مبانى خطبه نمونه
براى خطبه الگو يكسرى أصول ، آداب و ضوابطى است كه در اينجا به پاره اى از آن إشاره مى شود :
١- خطبه ايده آل ، خطبه اى است كه بتواند به لحاظ فكرى و معنوى مخاطبين را ، تا جمعه آينده شارژ نگه داشته و آنان را بر جاده استقامت مصون بدارد.
٢- خطبه موفق خطبه اى است كه به مسايل روز دنيا اهتمام ورزيده و به مقوله بيدارى جهان اسلام ، و چالشهاى فراروى أمت واحده ، رويكرد ويژه اى داشته باشد .
٣- در خطبه بايستى وحدت موضوع حفظ شود و خطيب از خلط مباحث ، زياده گويى و تكرار مكررات - كه نشانه عدم آمادگى كافى است- پرهيز كند. تا بدين شكل از تشتت أذهان شنوندگان و تلف كردن اوقات مردم ، جلو گيرى بعمل آيد.
رسول أكرم ( ص) مى فرمايند: ( إن قِصَرَ خطبة الرجل و طول صلاته مئنة من فقهه ، فأطيلوا الصلاة و أقصروا الخطبة وإن من البيان لسحراً ).
بنابراين خطيبِ با حكمت مى تواند با ارتقاء سطح ادبيات و با كسب مهارتها در أصول سخنورى و فنون إلقاء ، توفير وقت ايجاد نمايد و آن را مطابق سنت در تطويل نسبى نماز به كار بگيرد.
٤- رسالت خطبه جمعه، و پيام مسجد جامع ،
حفظ جمع و جماعت مسلمين است .
بنابراين سوء استفاده كردن از جايگاه منبر ، و بهره بردارى از آن در راستاى مسايل خصوصى و حاشيه اى ، انتقام جويى ، تشفى گرى ، و دامن زدن به اختلافات فقهى و روشهاى متنوع دعوى ، كار غير حكيمانه اى است كه وحدت كلمه ، عزت و اقتدار جامعه را مى گسلد و در نهايت به ركود و سقوط جامعه منجر مى گردد . حال آنكه خداوند واحد مؤمنان را به وحدت و همدلى فرا مى خواند و آنان را از تفرقه و پراكندگى باز مى دارد.
﴿ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا ... ﴾ [ ١٠٣/ آل عمران ]
٥- خطبه بايستى به زبان قوم و قابل فهم براى أكثريت زير منبريها باشد . ﴿ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ ۖ ﴾
٦- خطبه هاى طولانى -كه محدوده زمانى معينى ندارند- قطعاً ملالت آوراند . لذا شايسته است كه مدت زمان خطبه محدود باشد، و تقريباً از حدود ٣٠ دقيقه تجاوز نكند .
٧- مراجع و منابع خطبه بايد از كتب معتمَد و موثوق بوده و مستند به أدله از كتاب خدا و سنت صحيح نبوى و آثار سلف صالح باشد . خطيب بايستى از ذكر أحاديث ضعيف ، أقوال باطل و داستانهاى افسانه اى بپرهيزد. و گرنه وجوب استماع خطبه او از گردن حضار ساقط خواهد شد.
شيخ عبدالكريم محمدى ( حفظه الله ) مى فرمايد:
با توجه به آيه سوره جمعه ( فاسعوا الى ذكر الله ) ؛ تكليف وجوب استماع خطبه زمانى است كه محتواى سخنان خطيب قرآنى باشد . ولى اگر بخواهد تُرَّهاتى به خورد مردم بدهد، وجوب انصات براى خطبه او، ساقط مى گردد.
٨- مناسبترين جا براى إشاره كردن به مسايل روز و أحياناً پاسخ دادن به سوالأت فقهى مردم ، دقايقى در خطبه دوم مى باشد.
٩- نتيجه گيرى در پايان خطبه ، و ارائه دادن لُب سخن و چكيده موضوع در چند جمله مختصر ، بسيار پسنديده است . زيرا اهميت خاتمه خطبه ، كمتر از مقدمه آن نيست .
🌀 آداب و أصول خطيب برتر
١- خطيب مى بايست مُتَحلِّى به شُعَب ايمان و مكارم أخلاق باشد. از جمله برجسته ترين آن :
مى توان به تقوا، اخلاص، علم ، صداقت، صبر، توكل، شجاعت ، تواضع ، محاسبه نفس ، حكمت ، خير خواهى ، ميانه روى، نقد پذيرى ، مثبت انديشى، و آينده نگرى إشاره كرد . اما در رأس تمام اين اخلاق تقوا و ترس از خدا است . كه توصيه بدان ، از أركان خطبه به شمار مى آيد. بسيار جالب است خطيب جمعه قبل از توصيه مردم به تقوا، خود را محاسبه نموده و در تقواى خود نيز بازنگرى كند .
عمر بن عبدالعزيز (رح) مى فرمايد : ( إن الواعظين بالتقوى كثير و العاملين بها قليل ) همانا چه بسيارند كسانى كه مردم را به تقوا سفارش مى دهند و چه كم اند كسانى كه بدان جامه عمل مى پوشانند.
٢- خطيب بايستى با خطبه خود سنخيت و همسويى داشته باشد؛ يعنى با انتخاب موضوع مناسب همواره تلاش كند تا لا أقل در حوزه هايى كه خطبه مى خواند نسبتاً الگو باشد و گرنه خطبه اش نتيجه مطلوبى نخواهد داشت ، و چه بسا نفرت و دين گريزى به بار خواهد آورد . ﴿ أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴾ [ ٤٤/ بقره ] . به قول شاعر :
لا تنه عن خلق و تأتي مثله
عار عليك إذا فعلت عظيم
٣- خطيب بايستى بيش از آمادگى علمى براى خطبه ، به لحاظ روحى و معنوى آماده شود ، زيرا منبر جمعه كلاس آموزش و مانور يافته هاى نظرى و پژوهشى نيست. بلكه فضايى ايمانى براى تذكر، نصيحت ، وعظ و ارشاد است . يعنى در واقع اولويت خطيب ، سخنان دعوتگرانه اى است كه از دل او بر مى آيد تا لا جرم بر دلها نشيند .
٤- خطيب بايستى پر دغدغه ، و با احساس مسؤوليت باشد و به ارزش و سنگينى بارى كه به دوش كشيده واقف باشد . به خصوص در شرايط كنونى ، كه جهان امروز بسان يك دهكده شده است.
٥- خطيب بايستى، همانند سرور خطبا ، در خطبه خود عجين گشته و به منظور تأثيرگذارى بيشتر و بهتر ، از احساسات پاك و انفعالى كمك بگيرد.
( كانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذَا خَطَبَ احْمَرَّتْ عَيْنَاهُ وَعَلَا صَوْتُهُ وَاشْتَدَّ غَضَبُهُ حَتَّى كَأَنَّهُ مُنْذِرُ جَيْشٍ يَقُولُ : صَبَّحَكُمْ وَمَسَّاكُمْ ) و البته از روشهاى تصنُّعى و تكلُّف آميز پرهيز نمايد. چرا كه ( النائحة المستأجرة ليست كالثكلى ) و مردم باريك بين و نكته سنج اند و چه خوب سره از ناسره را تشخيص مى دهند.
٦- خطيب بايستى مردم دار، محل اعتماد و درد آشناى جامعه باشد . و مردم به صداقت و خير خواهى او باور داشته باشند.
٧- خطيب بايستى عزير النفس و خود باور باشد. هرگز خدا جويى و حق گرايى را با خفت و خوارى
و ابزار شدن ، به جان نخرد ، و در اين راه از ملامت سرزنش كنندگان نهراسد. ﴿ الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا ﴾ [ ٣٩/ احزاب ]
٨- خطيب بايد فضايى از آزادى را در اختيار داشته باشد تا بتواند قضاياى اجتماعى ، مشكلات جامعه و جوانان و درد هاى أمت اسلامى ، را گوشزد كرده و معالجه و درمان نمايد. نه اينكه فقط نقش جارچى و مقاله خَوان به خود بگيرد .
٩- خطيب بايستى آپديت شده ، به روز ، زنده و با نشاط باشد ، و با رعايت أولويتها ، در حوزه هاى گوناگون جامعه شناسى ، سياست ، تاريخ ، اقتصاد ، روان شناسى و ... برنامه اى منظم براى مطالعه و توسعه شخصيت خود داشته باشد.
١٠- خطيب بايستى با ظاهرى آراسته و چهره اى بشاش ظاهر شود ، و لباسى پاك ومتناسب با شأن و جايگاه منبر بپوشد.
١١- منفورترين چهره از خطيب جمعه ، وقتى شكل مى گيرد كه از تريبون عمومى جمعه سوء استفاده كند و از اين مقام براى فربه كردن أهداف و مطامع شخصى و سياه نمايى ديگران بهره بجويد.
١٢- خطيب موفق آن كسى كه نسبت به مخاطبين خود شناخت كافى داشته باشد ، و ادبيات بيانى خويش را مطابق حال و شعورشان تنظيم نمايد .
تا دريافت پيامها و هضم مطالب راحت تَر انجام شود. به قول سيدنا على بن أبى طالب :
( حدِّثوا الناس بما يَعرِفون ، أتحبون أن يُكذَّبَ اللهُ رسولُه ) و از قديم گفته اند: ( لكل مقامٍ مقالٌ ) هر سخن جايى و هر نكته مكانى دارد.
١٣- حداقل دانش و بينش خطيب جمعه بايستى ليسانس علوم دينى، و يا اينكه داراى معادل آن از سابقه ى خدمت و تجربه باشد.
١٤- به منظور تنوع ، در شرايط عادى سعى شود كه هيچ خطيبى دو هفته پشت سر هم خطبه نخواهد .
١٥- به منظور ايجاد وحدت رويه بيشتر ، شايسته است كه هر كدام از خطبا ، به طور جداگانه و در تخصصهاى متفاوت، مشاورينى داشته باشند. و هر از چند مدتى خطباء نيز تحت عنوان ( شوراى منبر ) با هم جلسه گرفته و به تقويت و ارزيابي منبر جمعه بپردازند . هذا والحمد لله أولا و آخراً.
🌀 مراجع و منابعى ارزشمند براى خطبه :
١- موسوعة نضرة النعيم / الحميد و الملوح
٢-موسوعة الخطب المنبرية / على بن نايف الشحود
٣- الترغيب و الترهيب / الحافظ المنذري
٤- الزواجر عن ارتكاب الكبائر / ابن حجر الهيتمي
٥- مفتاح الخطابة و الوعظ / محمد أحمد العدوي
٦- زاد الخطيب / عبدالخالق محمد الشامي
٧- خطب الشيخ الدكتور يوسف القرضاوي
٨ - خطب الشيخ محمد الغزالي
٩- الضياء اللامع من الخطب الجوامع / الشيخ محمد بن صالح العثيمين
١٠- الخطبة العصرية / ابراهيم محمد الجمل
١١- الموعظة الحسنة من خطب يوم الجمعة / ابراهيم المرشد بن محمد المرشد
١٢- المسك و العنبر في خطب المنبر/ د . عائض القرني
١٣- القول المنير من خطب الجامع الكبير / أحمد بن محمد بن عبدالله الحواش
🌀 مراجع و منابع مقاله
١- الخطبة الناجحة / الشيخ محمد الغزالي
٢- إعداد الخطيب بين الموهبة و التدريب / الأستاذ الدكتور طلعت محمد عفيفي سالم
٣- خطبة الجمعة و دورها في تربية الأمة / عبدالغني أحمد مزهر
٤- خطبة الجمعة و أثرها في إصلاح المجتمع / الدكتور صالح بن حميد
٥- كيف تلقي موضوعاً / محمد بن صالح المنجد

کفاره ی قسم

📚 *کفاره سوگند*📚
اگر کسی سوگندش را بشکند، کفاره آن یکی از موارد زیر است:
1- سیرکردن ده مسکین از غذاهای معمولی و متوسطی که به خانواده خود می‌دهید.
2- لباس پوشانیدن ده مسکین.
3- آزاد کردن برده‌ای.
اگر کسی نتواند یکی از این موارد را بجای آورد باید سه روز روزه بگیرد.
ولی اگربتواند یکی از سه مورد فوق را انجام دهد، جایز نیست روزه را کفاره سوگندش قراردهد.
الله متعال می‌فرماید:
*لاَیُؤَاخِذُکُمْ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمَانِکُمْ وَلَکِنْ یُؤَاخِذُکُمْ بِمَا عَقَّدْتُمْ الأَیْمَانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاَثَةِ أَیَّامٍ ذَلِکَ کَفَّارَةُ أَیْمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ* (مائده: 89)
«الله شما را به خاطر سوگندهای بیهوده و بی‌اراده مؤاخذه نمی‌کند ولی شما را در برابر سوگندهایی که از روی قصد و اراده خورده‌اید مؤاخذه می‌کند، کفاره این گونه سوگندها عبارت است از:
*خوراک دادن به ده نفر مسکین، از غذاهای معمولی و متوسطی که به خانواد خود می‌دهید.*
یا *جامه دادن به ده نفر از مساکین*.
و یا *آزاد کردن برده‌ای*،
اما اگر کسی (هیچ یک از این سه کار را نتوانست و توانایی انجام آنها را) نیافت، *سه روز روزه (بگیرد)* این کفاره سوگندهایی است که می‌خورید».
••┈•┈••✦✿✦••┈•┈••