پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: البر حسن الخلق، والاثم ما حاک فی نفسک و کرهت ان یطلع علیه الناس. نیکو کاری، خوش اخلاقی است و گناه ناراحتی است که در دل پدیدار می آید و دوست نداری مردم از آن آگاه شوند. .."رواه مسلم" 🌿

تفاوت جن و فرشته


ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﯿﻦ ﻣﻼﺋﮑﻪ ﻭ ﺟﻦ ﭼﯿﺴﺖ ؟! ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ، ﺑﯿﻦ ﻣﻼﺋﮑﻪ ﻭ ﺟﻦ ﺗﻔﺎﻭﺕﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ وجود دارد : ١. ﺩﺭ ﺍﺻﻞ خلقتشان ،ﮐﻪ جن ها ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺳﻮﺯﺍﻥ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺷﺪه اﻧﺪ . ٢. ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ بندگانى ﻣﻄﯿﻊ، ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮﺩﺍﺭ، ﻣﻘﺮﺏ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﯽﺑﺎﺷﻨﺪ، ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : [ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ *٢٦* لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ *٢٧* ] الأنبياء [ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺤﺘﺮﻣﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺳﺨﻦﮔﻔﺘﻦ ﺑﺮ ﺧﺪﺍ ﭘﯿﺸﯽ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ، ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﻭ عمل ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ . ] ﻭ ﻧﯿﺰ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : [ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ ] التحريم : ٦ [ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﻫﺪ ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﯽ ﻧﻤﯽﮐﻨﻨﺪ، ﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﺄﻣﻮﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ . ] ﺍﻣﺎ جن ها ، ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺆﻣﻦ ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ آنها ﮐﺎﻓﺮ ﻣﯽﺑﺎﺷﻨﺪ ؛ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﺒﺎﺭﮎ ﻭ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻩ و ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : [ وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقَاسِطُونَ ] جن : ١٤ [ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﻣﺎ، ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮﺩﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﺑﯿﺪﺍﺩﮔﺮﺍﻧﻨﺪ . ] ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻄﯿﻊ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮﺩﺍﺭ ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﻧﯿﺰ ﮔﻨﻬﮑﺎﺭ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : [ وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذَالِكَ ] الجن : ١١ [ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﺮﻫﯿﺰﮔﺎﺭﻧﺪ، ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺟﺰ ﺍﯾﻦ ( ﯾﻌﻨﯽ ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻥ ﻭ ﺑﯽﺩﯾﻦ ) ] ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺁﯾﺎﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﻭﺍﻟﻠﻪ أﻋﻠﻢ ﻭﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻋﻠﯽ ﻣﺤﻤﺪ ﻭﻋﻠﯽ ﺁﻟﻪ ﻭﺃﺻﺤﺎﺑﻪ ﻭﺍﻟﺘﺎﺑﻌﯿﻦ ﻟﻬﻢ ﺑﺈﺣﺴﺎﻥ ﺇﻟﯽ ﯾﻮﻡ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﻨﺒﻊ : ﺟﺎﺩﻭ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﻣﺆﻟﻒ : ﺩﮐﺘﺮ ﺻﺎﻟﺢ ﻓﻮﺯﺍﻥ ، ﻋﻀﻮ ﻣﺠﻤﻊ ﮐﺒﺎﺭ ﻋﻠﻤﺎء ﻭ ﻫﯿﺌﺖ ﺍﻓﺘﺎء


ﻋﻦ ﺣﺬﯾﻔﺔ ﻗﺎﻝ : ﻗﺎﻝ ﺭﺳﻮﻝُ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭﺳﻠﻢ ": ﻻ ﯾﻨﺒﻐﯽ ﻟﻤﺆﻣﻦٍ ﺃﻥْ ﯾُﺬِﻝَّ ﻧﻔْﺴَﻪُ " ، ﻗﺎﻟﻮﺍ : ﻭﮐﯿﻒ ﯾﺬﻝُّ ﻧﻔْﺴَﻪُ ﻗﺎﻝ ": ﯾﺘﻌﺮَّﺽ ﻣﻦ ﺍﻟﺒﻼﺀ ﻟﻤﺎ ﻻ ﯾُﻄِﯿﻖ ." ﺣﺬﯾﻔﻪ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﮐﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺫﻟﯿﻞ ﻭ ﺧﻮﺍﺭ ﻧﻤﺎﯾﺪ ) ﺻﺤﺎﺑﻪ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻬﻢ( ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺫﻟﯿﻞ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ؟ ) ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭﺳﻠﻢ( ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﺸﮑﻼﺕ ﻭﺑﻼﻫﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﻭ ﻋﺮﺿﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ) ﺭﻭﺍﯾﺖ : ﺻﺤﯿﺢ ﺳﻨﻦ ﺍﺑﻦ ﻣﺎﺟﻪ : 3243


موضوع حدیث سخاوتمندترین انسان 56 ـ وَعَنْهُ رَضِيَ اللهُ عَنْهُمَا قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) أَجْوَدَ النَّاسِ وَكَانَ أَجْوَدُ مَا يَكُونُ فِي رَمَضَانَ حِينَ يَلْقَاهُ جِبْرِيلُ وَكَانَ يَلْقَاهُ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ رَمَضَانَ فَيُدَارِسُهُ الْقُرْآنَ فَلَرَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وسلم) أَجْوَدُ بِالْخَيْرِ مِنَ الرِّيحِ الْمُرْسَلَةِ. (بخارى:6) ترجمه: همچنين ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: رسول الله (صلی الله علیه وسلم) سخاوتمندترين انسانها بود. و سخاوتمندتر از هر وقت، زماني بود كه در ماه رمضان، جبرئيل نزد ايشان مي آمد. جبرئيل در تمام شب هاي رمضان، قرآن را با رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) تكرار مي نمود. و آنحضرت (صلی الله علیه وسلم) در پخش خير و نيكي، از بادهاي وزنده نيز سبقت ميگرفت. موضوع حدیث باب (30): اين گفتة خداوند عز وجل كه مي فرمايد: به كارهاي بد، خواه آشكار باشد خواه پنهان، نزديك نشويد [انعام:151] 1723ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بنِ مَسْعودٍ "رضی الله عنهما" وَرَفَعَهُ قَالَ: «لا أَحَدَ أَغْيَرُ مِنَ اللَّهِ فَلِذَلِكَ حَرَّمَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ، وَلا أَحَدَ أَحَبُّ إِلَيْهِ الْمِدْحَةُ مِنَ اللَّهِ، فَلِذَلِكَ مَدَحَ نَفْسَهُ». (بخارى:4634) ترجمه: عبدالله بن مسعود "رضی الله عنهما" مي‌گويد: رسول الله (صلی الله علیه وسلم)فرمود: «هيچ كس بيشتر از خدا، غيرت ندارد. بدينجهت، كارهاي زشت را خواه آشكار باشند يا پنهان، حرام ساخته است. و هيچ كس نيست كه حمد و ثنا را به اندازة خدا دوست داشته باشد. از اين رو، خود را ستوده است».


ﻋَﺒْﺪُ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺑْﻦُ ﻋَﻤْﺮِﻭ ﺑْﻦِ ﺍﻟْﻌَﺎﺹِ ﻗَﺎﻝَ ﻗَﺎﻝَ ﺭَﺳُﻮﻝُ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺻَﻠَّﻰ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠَﯿْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ : ﺇِﻥَّ ﻟِﻌَﯿْﻨِﮏَ ﻋَﻠَﯿْﮏَ ﺣَﻘًّﺎ ﻭَﺇِﻥَّ ﻟِﺠَﺴَﺪِﮎَ ﻋَﻠَﯿْﮏَ ﺣَﻘًّﺎ ﻭَﺇِﻥَّ ﻟِﺰَﻭْﺟَﺘِﮏَ ﻋَﻠَﯿْﮏَ ﺣَﻘًّﺎ ﻭَﺇِﻥَّ ﻟِﻀَﯿْﻔِﮏَ ﻋَﻠَﯿْﮏَ ﺣَﻘًّﺎ ﻭَﺇِﻥَّ ﻟِﺼَﺪِﯾﻘِﮏَ ﻋَﻠَﯿْﮏَ ﺣَﻘًّﺎ . ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﻋﻤﺮﻭﺑﻦ ﻋﺎﺹ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻬﻤﺎ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﻫﻤﺎﻧﺎ ﭼﺸﻤﺖ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺣﻘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺟﺴﻤﺖ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺣﻘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻗﻄﻌﺎ ﺧﺎﻧﻤﺖ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺣﻘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﯾﻘﯿﻨﺎ ﻣﻬﻤﺎﻧﺖ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺣﻘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺣﻘﯽ ﺩﺍﺭﺩ

روش نماز پیامبر صلي الله عليه وسلم

روش نماز به صورت مختصر برگرفته از کتاب شيخ آلبانی «وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌خواست نماز بخواند رو به قبله و نزدیک به ستره می‌ایستاد و می‌فرمود : (إنما الأعمال بالنیات و إنما لکل امریء ما نوی) «صحت اعمال به نیت بستگی دارد و هر کس تنها پاداش آنچه را که نیت کرده است می‌گیرد». سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم نمازش را با گفتن الله اکبر شروع می‌کرد، دستهایش را هنگام گفتن (تکبیره الإحرام) بلند می‌کند، دست راست را بر دست چپ، روی سینه‌اش قرار می‌داد، سپس به زمین چشم می‌دوخت و قرائت را با خواندن دعاهای زیاد و متنوعی شروع می‌کرد و در آن دعاها خدا را حمد و ستایش و ثنا می‌کرد و از شیطان رجیم به او پناه می‌برد (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم)، سپس «بسم الله الرحمن الرحیم» را آهسته قرائت می‌کرد و آنگاه سوره فاتحه را آیه آیه می‌خواند (بعد از هر آیه‌ای مکثی کوتاه می‌کرد) و وقتی که از قرائت سوره فاتحه فارغ می‌شد با صدای بلند و کشیده آمین می‌گفت و بعد از فاتحه سوره‌ای دیگر می‌خواند که گاهی طولانی و گاهی هم کوتاه‌ را انتخاب می‌کرد. پیامبر صلی الله علیه وسلم در نماز صبح و در دو رکعت اول مغرب و عشاء سوره‌ی فاتحه و سوره‌ای دیگر را با صدای بلند می‌خواند، و در نماز ظهر، عصر و رکعت سوم مغرب و دو رکعت آخر عشاء، آن را صدای آهسته می‌خواند. همچنین پیامبر صلی الله علیه وسلم فاتحه و سوره‌ی بعد از آن را در نمازهای جمعه و دو عید فطر و قربان و استسقاء (طلب باران) و کسوف (ماه و خورشید گرفتگی) را با صدای بلند می‌خواند. پیامبر صلی الله علیه وسلم دورکعت آخر را کوتاهتر از دو رکعت اول و به اندازة نصف آن می‌خواند که گاهی به اندازة پانزده آیه به طول می‌انجامید و گاهی هم به خواندن سورة فاتحه در آنها اکتفا می‌کرد. سپس وقتی از قرائت فارغ می‌شد قدری سکوت می‌کرد، پس از آن دستهایش را بلند کرده و الله أکبر می‌گفت و به رکوع می‌رفت و دو کف دستش را روی زانوهایش قرار می‌داد و بین انگشتانش فاصله می‌انداخت و دستهایش را محکم بر زانوهایش می‌گذاشت طوریکه گویا آنها را گرفته است. بین دو آرنج و پهلوهایش فاصله می‌انداخت و پشتش را هموار می‌کرد و تمام آن را در یک سطح قرار می‌داد به طوریکه اگر بر آن آب ریخته می‌شد، می‌ایستاد و نمی‌ریخت. در رکوعش آرام می‌گرفت و سه بار می‌گفت : «سبحان ربی العظیم» و در حالت رکوع اذکار و ادعیه‌ی متنوعی را می‌خواند، و از قرائت قرآن در رکوع و سجود نهی می‌فرمود. پس از «سمع الله لمن حمده» گفتن، از رکوع بلند می‌شد، و به هنگام راست شدن، دستهایش را بالا می‌برد و در حالی که ایستاده بود می‌گفت : «ربنا ولک الحمد». و گاهی بر آن اذکاری را می‌افزود، سپس الله أکبر گفته و برای سجده پایین می‌رفت و دستهایش را قبل از زانوهایش بر زمین قرار می‌داد و بر دوکف دستش قرار گرفته و آنها را باز می‌کرد و انگشتانش را رو به قبله به هم می‌چسباند و آنها را گاهی برابر شانه‌ها و گاهی برابر گوشهایش قرار می‌داد و بینی و پیشانی‌اش را محکم و استوار بر زمین می‌نهاد و می‌فرمود : به من امر شده تا بر هفت عضو سجده کنم : بر پیشانی وبا دستش به بینی‌اش اشاره کرد و دو دست، دو زانو و سرپنجه‌ی پاها، و می‌فرمود : (لاصلاة لمن لایصیب أنفه من الأرض ما یصیب الجبین) «کسی که بینی‌اش را همراه با پیشانی بر زمین نگذارد، نمازش صحیح نیست». و در سجده‌اش آرام می‌گرفت و سه بار «سبحان ربی الأعلی» می‌گفت، و انواع اذکار و ادعیه (مشروع) را در سجده می‌خواند، هر بار با دعا و ذکری، به زیاد دعا کردن در این رکن (سجود) امر می‌کرد سپس با الله أکبر گفتن، سرش را از سجده بلند می‌کرد و پای چپش را پهن می‌کرد و با آرامش بر آن می‌نشست و پای راستش را (به حالت عمودی بر زمین) نصب می‌کرد و انگشتان این پا را رو به قبله می‌کرد و می‌فرمود : (اللهم اغفرلی و ارحمنی، و اجبرنی، وارفعنی، واهدنی، و عافنی و ارزقنی) «خداوندا! مرا ببخش و به من رحم کن و مرا بی‌نیاز کن و مقام مرا بالا ببر و مرا هدایت فرما و به من سلامتی ببخش و مرا روزی ده». سپس الله اکبر می‌گفت و مانند سجدة اول، سجدة دوم را انجام می‌داد سپس با گفتن الله اکبر سرش را بلند می‌کرد و بر پای چپش با حالتی متعادل می‌نشست تا تمام اعضا در جای خودشان آرام گیرند سپس در حالی که بر زمین تکیه می‌زد برای رکعت دوم بلند می‌شد و رکعت دوم را مانند رکعت اول بجا می‌آورد، با این تفاوت که رکعت دوم را کوتاهتر از رکعت اول می‌خواند. پس بعد از پایان رکعت دوم برای تشهد می‌نشست، اگر نماز دو رکعتی بود مانند حالت جلوس بین دو سجده پای چپ را فرش کرده بر آن می‌نشست و در تشهد اول در نمازهای سه رکعتی و چهار رکعتی نیز همین کار را انجام می‌داد و وقتی برای تشهد می‌نشست کف دست راستش را روی ران راستش و کف دست چپش را روی ران چپش قرار می‌داد، کف دست چپش را پهن می‌کرد و انگشتان دست راستش را مشت می‌کرد و با انگشت سبابه (به طرف قبله) اشاره و به آن نگاه می‌کرد، و به هنگام بلند کردن انگشت آن را تکان داده و دعا می‌خواند. می‌فرمود : (لهی أشد علی الشیطان من الحدید یعنی السبابة) «این عمل (حرکت سبابه) برای شیطان از آهن سخت‌تر است». سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم در هر دو رکعت تشهد می‌خواند و در تشهد اول ودوم بر خودش صلوات می‌فرستاد و آنرا برای امتش مشروع قرار داد و در نمازش (در تشهد) دعاهای متنوع می‌خواند. سپس به طرف راستش سلام می‌داد و می‌فرمود : «السلام علیکم و رحمة الله» و به طرف چپش هم به همین ترتیب سلام می‌داد و بعضی اوقات «و برکاته» را به سلام اولش اضافه می‌کرد». مختصری از کتاب «صفة صلاة النبی صلی الله علیه وسلم» علامه ألبانی. 

توصیه‌هایی از ائمه ی اربعه


ذم 'تقلید' از دیدگاه ائمه بزرگوار اهل سنت: *امام ابوحنیفه (رحمةالله علیه) میفرماید: [برای احدی جایز نخواهد بود که سخن ما را بدون اینکه بداند ما آن را از کجا گرفته ایم،بپذیرند.] [هرگاه سخن من با کتاب خدا و سنت پیامبر(صلی الله علیه وسلم)،مخالفت داشت، آنرا ترک کنید. *امام مالک (رحمةالله علیه) میفرماید: [ بجز شخص پیامبر(صلی الله علیه وسلم) کسی دیگر از انسانها چنین نیست که حتما سخنش پذیرفته شود، بلکه میتوان سخنش را پذیرفت یا ترک کرد.] *امام شافعی(رحمةالله علیه): [ هرگاه در سخنان من ، موردی خلاف حديث یافتید، حديث پیامبر (صلی الله علیه وسلم) رابگیرید و سخن مرا رها کنید.] *امام احمد بن حنبل(رحمةالله علیه) : [نه از من تقلید کن و نه از مالک و شافعی و اوزاعی و ثوری، بلکه از آنجا که آنها گرفته اند،بگیر . و به آنچه که از رسول الله (صلی الله علیه وسلم) و صحابه (رضی الله عنهم)منقول است عمل کن. و گفته، اتباع یعنی پیروی از پیامبر(صلی الله علیه وسلم)و اصحاب(رضی الله عنهم)، و از کسی دیگر غیر از آنها، اتباعی در کار نیست بلکه انسان مختار است. و کسیکه حدیث پیامبر(صلی الله علیه وسلم) را رد کند، بر لبه پرتگاه نابودی قرار دارد.] *این بود مشتی از خروار، سخنان ائمه بزرگوار و توصیه و تأکیدشان برای تمسک به حدیث و دست برداشتن از تقلید کورکورانه. پس ملاحظه نمودیم که سخنان ائمه بقدری واضح و روشن است که جایی برای تأویل و جدل باقی نمیگذارد.* [ برگرفته از مقدمه ی کتاب روش نماز پیامبر صلی الله علیه وسلم. تألیف: علامة محمد ناصرالدین آلبانی رحمةالله علیه ]

تقوا

🔮امام ابن جوزي - رحمه الله - مي گويند: بدان ! همانا زمان هميشه بر يك حالت مستقر نخواهد بود؛ همانگونه كه خداوند عزوجل مي فرمايد: ⌛️"وتلك الأيام نداولها بين الناس".⌛️ 💧ترجمه: واين روزها را در ميان مردم دست به دست مي گردانيم . گاهي فقر تنگدستي ؛  گاهي ثروتمندي؛  گاهي عزت و سربلندي؛ گاهي خوار و ذليلي؛  گاهي خوشحالي و  گاهي ناراحتي و پريشاني؛ 💥خوشبخت كسي است كه؛يك اصل را هميشه به ياد داشته باشد، وآن تقواي خداوند عزوجل است، تقواست كه ثروتمند را سخاوتمند؛ درهاي صبر و بردباري را براي فقير مي گشايد؛ حاكم را نسبت به محكومين مهربان و رحم دل مي كند؛ قدرتمند را متواضع و فروتن مي كند؛ مصيبت ديده را در برابر قضاي الهي تسليم؛ و نسبت به آينده اميدوار مي كند؛ 🔦 به ياد داشته باش ! همه اين نعمات و لذتهاي دنيا از بين رفتنيست؛ آنچه ماندي و هميشگيست، تقواي خداوند است؛ تقواست كه سبب حفظ از آفتهاي دنيا و عذاب و كيفرهاي آخرت مي شود 📋 صيد الخاطر 📋  گروپ اسلام راستين

🔮 ابن قيم - رحمه الله - مي گويد: 💥همانا هر كس خداوند را شناخت از محالات است كه را او دوست نداشته باشد؛ 💧و 💥هر كس كه حقيقت دنيا را شناخت، نسبت به آن رغبت چنداني نشان نخواهد داد؛ 📋 مدارج السالكين 📋


56- الثَّالث: عنْ أبي سُفْيانَ صَخْرِ بْنِ حَربٍ . رضيَ اللَّه عنه. في حديثِه الطَّويلِ في قِصَّةِ هِرقْل، قَالَ هِرقْل: فَماذَا يَأْمُرُكُمْ يعْني النَّبِيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قَالَ أَبُو سُفْيَانَ: قُلْت: يقول « اعْبُدُوا اللَّهَ وَحْدَهُ لا تُشرِكُوا بِهِ شَيْئا، واتْرُكُوا ما يَقُولُ آباؤُكُم، ويَأْمُرنَا بالصَّلاةِ والصِّدق، والْعفَاف، والصِّلَةِ » . متفقٌ عليه. 56- از ابو سفيان صخر بن حرب رضی الله عنه در حديث طويل و درازش در قصهء هرقل (هراکليوس) نقل شده که: هرقل گفت: آنحضرت صلی الله عليه وسلم شما را به چه امر می کند؟ ابوسفيان می گويد، گفتم: می گويد خدای واحد را بپرستيد، به او چيزی را شريک مياوريد و ترک نمائيد آنچه را که پدران شما می گويند و ما را دستور می دهد که نماز بخوانيم و راست بگوييم و پاکدامنی ورزيم و صلهء رحم بجای آوريم.

آتش جهنم


ـ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻲ ﻫُﺮَﻳْﺮَﺓَ )ﺭﺿﻲ ﺍﻟﻠَّﻪ ﺗﻌَﺎﻟَﻰ ﻋَﻨْﻪُ ( ﺃَﻥَّ ﺭَﺳُﻮﻝَ ﺍﻟﻠَّﻪِ )ﺻَﻠَّﻰ ﺍﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ(ﻗَﺎﻝَ: »ﻧَﺎﺭُﻛُﻢْ ﺟُﺰْﺀٌ ﻣِﻦْ ﺳَﺒْﻌِﻴﻦَ ﺟُﺰْﺀًﺍ ﻣِﻦْ ﻧَﺎﺭِ ﺟَﻬَﻨَّﻢَ .« ﻗِﻴﻞَ: ﻳَﺎ ﺭَﺳُﻮﻝَ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺇِﻥْ ﻛَﺎﻧَﺖْ ﻟَﻜَﺎﻓِﻴَﺔً؟ ﻗَﺎﻝَ: »ﻓُﻀِّﻠَﺖْ ﻋَﻠَﻴْﻬِﻦَّ ﺑِﺘِﺴْﻌَﺔٍ ﻭَﺳِﺘِّﻴﻦَ ﺟُﺰْﺀًﺍ ﻛُﻠُّﻬُﻦَّ ﻣِﺜْﻞُ ﺣَﺮِّﻫَﺎ .« )ﺑﺨﺎﺭﻯ3265:( ﺗﺮﺟﻤﻪ: ﺍﺑﻮﻫﺮﻳﺮﻩ )ﺭﺿﻲ ﺍﻟﻠَّﻪ ﺗﻌَﺎﻟَﻰ ﻋَﻨْﻪُ ( ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ: ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ )ﺻَﻠَّﻰ ﺍﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ(ﻓﺮﻣﻮﺩ: »ﺁﺗﺶ ﺩﻧﻴﺎ، ﻳﻚ ﻫﻔﺘﺎﺩﻡ ﺁﺗﺶ ﺩﻭﺯﺥ ﺍﺳﺖ .« ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﻳﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ! ﻣﮕﺮ ﺁﺗﺶ ﺩﻧﻴﺎ، ﻛﺎﻓﻲ ﻧﻴﺴﺖ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ: »ﺁﺗﺶ ﺩﻭﺯﺥ، ﺷﺼﺖ ﻭ ﻧﻪ ﻣﺮﺗﺒﻪ، ﺳﻮﺯﻧﺪﻩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺩﻧﻴﺎ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﻫﺮ ﻣﺮﺗﺒﺔ ﺁﻥ، ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﺓ ﺁﺗﺶ ﺩﻧﻴﺎ، ﺳﻮﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺍﺭﺩ .«

روش. خواندان نماز میت


ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ، ﺭﻭﺵ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿﺖ : ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿﺖ ﭼﻬﺎﺭ ﯾﺎ ﭘﻨﺞ ﺍﻟﯽ ﻧُﻪ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﺮﺩ . ﺩﻟﯿﻞ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﺣﺪﯾﺚ ﺍﺑﻮﻫﺮﯾﺮﻩ ﺍﺳﺖ : ) ﺃﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻧﻌﯽ ﺍﻟﻨﺠﺎﺷﯽ ﻓﯽ ﺍﻟﯿﻮﻡ ﺍﻟﺬﯼ ﻣﺎﺕ ﻓﯿﻪ ﻓﺨﺮﺝ ﺇﻟﯽ ﺍﻟﻤﺼﻠﯽ ﻓﺼﻒ ﺑﻬﻢ ﻭ ﮐﺒﺮ ﺃﺭﺑﻌﺎ ( ﻣﺘﻔﻖ ﻋﻠﯿﻪ « ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻧﺠﺎﺷﯽ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ، ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺧﺒﺮ ﻣﺮﮒ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﻣﺼﻠﯽ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺻﻒ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ». ﻭ ﺩﻟﯿﻞ ﭘﻨﺞ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﺣﺪﯾﺚ ﻋﺒﺪﺍﻟﺮﺣﻤﻦ ﺑﻦ ﺍﺑﯽ ﻟﯿﻠﯽ ﺍﺳﺖ : ) ﮐﺎﻥ ﺯﯾﺪ ﺑﻦ ﺃﺭﻗﻢ ﯾﮑﺒﺮ ﻋﻠﯽ ﺟﻨﺎﺋﺰﻧﺎ ﺃﺭﺑﻌﺎ، ﻭ ﺇﻧﻪ ﮐﺒﺮ ﻋﻠﯽ ﺟﻨﺎﺯﺓ ﺧﻤﺴﺎ، ﻓﺴﺄﻟﺘﻪ، ﻓﻘﺎﻝ : ﮐﺎﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﯾﮑﺒﺮﻫﺎ (ﻣﺴﻠﻢ « ﺯﯾﺌﺪ ﺑﻦ ﺃﺭﻗﻢ ﺑﺮ ﺟﻨﺎﺯﻩﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﻣﯽﮔﻔﺖ، ﻭ ﺑﺮ ﺟﻨﺎﺯﻩﺍﯼ ﭘﻨﺞ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ، ﺍﺯ ﺍﻭ ) ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ( ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ، ﮔﻔﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﭘﻨﺞ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﻣﯽﮔﻔﺖ ». ﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺶ ﻭ ﻫﻔﺖ ﺗﮑﺒﯿﺮ، ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺛﺎﺭ ﻣﻮﻗﻮﻑ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﮑﻢ ﻣﺮﻓﻮﻉﺍﻧﺪ، ﭼﻮﻥ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺻﺤﺎﺑﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺻﺤﺎﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩﺍﻧﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﻨﺪ : ﺍﺯ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﻣﻌﻘﻞ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺍﺳﺖ : )ﺃﻥ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﺃﺑﯽ ﻃﺎﻟﺐ ﺻﻠﯽ ﻋﻠﯽ ﺳﻬﻞ ﺑﻦ ﺣﻨﯿﻒ، ﻓﮑﺒﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺳﺘﺎ، ﺛﻢ ﺍﻟﺘﻔﺖ ﺇﻟﯿﻨﺎ ﻓﻘﺎﻝ : ﺇﻧﻪ ﺑﺪﺭﯼ ( ﺣﺎﮐﻢ « ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﺍﺑﯽ ﻃﺎﻟﺐ ﺑﺮ ﺳﻬﻞ ﺑﻦ ﺣﻨﯿﻒ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺷﺶ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ، ﺳﭙﺲ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺍﻭ ﺑﺪﺭﯼ ﺍﺳﺖ». ﺍﺯ ﻣﻮﺳﯽ ﺑﻦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﯾﺰﯾﺪ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺍﺳﺖ : ) ﺃﻥ ﻋﻠﯿﺎ ﺻﻠﯽ ﻋﻠﯽ ﺃﺑﯽ ﻗﺘﺎﺩﺓ ﻓﮑﺒﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺳﺒﻌﺎ، ﻭ ﮐﺎﻥ ﺑﺪﺭﯾﺎ ( ﺻﺤﯿﺢ « ﻋﻠﯽ ﺑﺮ ﺍﺑﻮﻗﺘﺎﺩﻩ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﻫﻔﺖ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ، ﺍﺑﻮﻗﺘﺎﺩﻩ ﺑﺪﺭﯼ ﺑﻮﺩ ». ﺍﺯ ﻋﺒﺪ ﺧﯿﺮ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺍﺳﺖ : ) ﮐﺎﻥ ﻋﻠﯽ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ ﯾﮑﺒﺮ ﻋﻠﯽ ﺃﻫﻞ ﺑﺪﺭ ﺳﺘﺎ، ﻭ ﻋﻠﯽ ﺃﺻﺤﺎﺏ ﺍﻟﻨﺒﯽ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺧﻤﺴﺎً، ﻭ ﻋﻠﯽ ﺳﺎﺋﺮ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﺃﺭﺑﻌﺎ ( ﻗﺮﻃﺒﯽ « ﻋﻠﯽ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ ﺑﺮ ﺍﻫﻞ ﺑﺪﺭ ﺷﺶ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﻭ ﺑﺮ ) ﺩﯾﮕﺮ ( ﺍﺻﺤﺎﺏ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﭘﻨﺞ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﻭ ﺑﺮ ﺳﺎﯾﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﻣﯽﮔﻔﺖ ». ﻭ ﺩﻟﯿﻞ ﻧﻪ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﺣﺪﯾﺜﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺯﺑﯿﺮ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ : ) ﺃﻥ ﺍﻟﻨﺒﯽ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺻﻠﯽ ﻋﻠﯽ ﺣﻤﺰﺓ ﻓﮑﺒﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺗﺴﻊ ﺗﮑﺒﯿﺮﺍﺕ ... ( ﺍﯾﻨﺤﺪﯾﺚ ﺭﺍ ﻃﺤﺎﻭﯼ ﺩﺭ »ﻣﻌﺎﻧﯽ ﺍﻵﺛﺎﺭ « ) 290/1 ( ، ﺗﺨﺮﯾﺞ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . « ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺑﺮ ﺣﻤﺰﻩ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ ». ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﺎﺯﮔﺰﺍﺭ ﻣﺸﺮﻭﻉ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﺍﻭﻝ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﻨﺪ : ﺍﺯ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﻋﺒﺎﺱ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺍﺳﺖ : ) ﺃﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﮐﺎﻥ ﯾﺮﻓﻊ ﯾﺪﯾﻪ ﻋﻠﯽ ﺍﻟﺠﻨﺎﺯﺓ ﻓﯽ ﺃﻭﻝ ﺗﮑﺒﯿﺮﺓ ﺛﻢ ﻻﯾﻌﻮﺩ ) « ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺩﺭ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﺍﻭﻝ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿﺖ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ) ﺩﺭ ﺗﮑﺒﯿﺮﺍﺕ ﺑﻌﺪﯼ ( ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﮐﺮﺩ ». ﺳﭙﺲ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﺸﺖ ﮐﻒ ﻭ ﻣﭻ ﻭ ﺳﺎﻋﺪ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﺍﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪﺍﺵ ﻣﺤﮑﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﺍﺩ : ﺍﺯ ﺳﻬﻞ ﺑﻦ ﺳﻌﺪ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺍﺳﺖ : ) ﮐﺎﻥ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﯾﺆﻣﺮﻭﻥ ﺃﻥ ﯾﻀﻊ ﺍﻟﺮﺟﻞ ﺍﻟﯿﺪ ﺍﻟﯿﻤﻨﯽ ﻋﻠﯽ ﺫﺭﺍﻋﻪ ﺍﻟﯿﺴﺮﯼ ﻓﯽ ﺍﻟﺼﻼﺓ ( ﺑﺨﺎﺭﯼ « ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻣﺮ ﻣﯽﺷﺪ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﻤﺎﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﻋﺪ ﭼﭗ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻨﺪ ». ﺳﭙﺲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﺍﻭﻝ، ﺳﻮﺭﻩ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﻭ ﺳﻮﺭﻩﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﺪ : ﺍﺯ ﻃﻠﺤﻪ ﺑﻦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﻋﻮﻑ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺍﺳﺖ : )ﺻﻠﯿﺖ ﺧﻠﻒ ﺍﺑﻦ ﻋﺒﺎﺱ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ ﻋﻠﯽ ﺍﻟﺠﻨﺎﺯﺓ، ﻓﻘﺮﺃ ﺑﻔﺎﺗﺤﺔ ﺍﻟﮑﺘﺎﺏ ﻭ ﺳﻮﺭﺓ، ﻭ ﺟﻬﺮ ﺣﺘﯽ ﺃﺳﻤﻌﻨﺎ، ﻓﻠﻤﺎ ﻓﺮﻍ ﺃﺧﺬﺕ ﺑﯿﺪﻩ ﻓﺴﺄﻟﺘﻪ؟ ﻓﻘﺎﻝ : ﺇﻧﻤﺎ ﺟﻬﺮﺕ ﻟﺘﻌﻠﻤﻮﺍ ﺃﻧﻬﺎ ﺳﻨﺔ ﻭ ﺣﻖ (ﻧﺴﺎﯾﯽ »ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺍﺑﻦ ﻋﺒﺎﺱ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ، ﺳﻮﺭﻩ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﻭ ﺳﻮﺭﻩﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﻣﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﯾﻢ، ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻤﺎﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻭ ) ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ( ﺍﺯ ﺍﻭ ﺳﺆﺍﻝ ﮐﺮﺩﻡ، ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺳﻨﺖ ﻭ ﺣﻖ ﺍﺳﺖ ». ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿﺖ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺳﺮﯼ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ؛ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺣﺪﯾﺚ ﺍﺑﻮ ﺃﻣﺎﻣﻪ ﺑﻦ ﺳﻬﻞ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ : )ﺍﻟﺴﻨﺔ ﻓﯽ ﺍﻟﺼﻼﺓ ﻋﻠﯽ ﺍﻟﺠﻨﺎﺯﺓ ﺃﻥ ﯾﻘﺮﺃ ﻓﯽ ﺍﻟﺘﮑﺒﯿﺮﺓ ﺍﻷﻭﻟﯽ ﺑﺄﻡ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﻣﺨﺎﻓﺘﺔ، ﺛﻢ ﯾﮑﺒﺮ ﺛﻼﺛﺎ، ﻭ ﺍﻟﺘﺴﻠﯿﻢ ﻋﻨﺪ ﺍﻵﺧﺮﺓ (ﻧﺴﺎﯾﯽ » ﺳﻨﺖ ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﺍﻭﻝ ﺳﻮﺭﻩ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺳﺮﯼ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﻮﺩ، ﺳﭙﺲ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺳﻼﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﺑﺎﺷﺪ ». ﺳﭙﺲ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﺩﻭﻡ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﻭ ﺑﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﻔﺮﺳﺘﺪ : ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺣﺪﯾﺚ ﺃﺑﻮ ﺃﻣﺎﻣﻪ ﮐﻪ ﻗﺒﻼً ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ : ) ﺃﻥ ﺍﻟﺴﻨﺔ ﻓﯽ ﺍﻟﺼﻼﺓ ﻋﻠﯽ ﺍﻟﺠﻨﺎﺯﺓ ﺃﻥ ﯾﮑﺒﺮ ﺍﻹﻣﺎﻡ، ﺛﻢ ﯾﻘﺮﺃ ﺑﻔﺎﺗﺤﺔ ﺍﻟﮑﺘﺎﺏ ﺑﻌﺪ ﺍﻟﺘﮑﺒﯿﺮﺓ ﺍﻷﻭﻟﯽ ﺳﺮﺍ ﻓﯽ ﻧﻔﺴﻪ، ﺛﻢ ﯾﺼﻠﯽ ﻋﻠﯽ ﺍﻟﻨﺒﯽ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻭ ﯾﺨﻠﺺ ﺍﻟﺪﻋﺎﺀ ﻟﻠﺠﻨﺎﺯﺓ ﻓﯽ ﺍﻟﺘﮑﺒﺮﺍﺕ ﺍﻟﺜﻼﺙ، ﻻﯾﻘﺮﺃ ﻓﯽ ﺷﯽ ﻣﻨﻬﻦ، ﺛﻢ ﯾﺴﻠﻢ ﺳﺮﺍ ﻓﯽ ﻧﻔﺴﻪ ( ﺍﻻﻡ « ﺳﻨﺖ ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﺑﮕﻮﯾﺪ، ﺳﭙﺲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﺍﻭﻝ، ﺳﻮﺭﻩ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺳﺮﯼ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ، ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﺳﻪ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﺑﺎﻗﯿﻤﺎﻧﺪﻩ ﺑﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﻔﺮﺳﺘﺪ ﻭ ﺧﺎﻟﺼﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﯿﺖ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ، ﻭ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻗﺮﺁﻥ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪ، ﺳﭙﺲ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺳﻼﻡ ﺩﻫﺪ ». ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﺩﻭﻡ، ﺑﻘﯿﻪ ﺗﮑﺒﯿﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﺎﻟﺼﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﯿﺖ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ : ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ : ) ﺇﺫﺍ ﺻﻠﯿﺘﻢ ﻋﻠﯽ ﺍﻟﻤﯿﺖ ﻓﺄﺧﻠﺼﻮﺍ ﻟﻪ ﺍﻟﺪﻋﺎﺀ ( ] ﺍﻹﺭﻭﺍﺀ 732 ] « ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺑﺮ ﻣﯿﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﯾﺪ، ﺧﺎﻟﺼﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﺪ ». ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻋﺎﻫﺎﯾﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ . ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎﻫﺎ ﺩﻋﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻋﻮﻑ ﺑﻦ ﻣﺎﻟﮏ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺍﺳﺖ : ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺑﺮ ﺟﻨﺎﺯﻩﺍﯼ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﻗﺴﻤﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﻋﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﺪ ﺣﻔﻆ ﮐﺮﺩﻡ . ﺍﻭ ﻣﯽﻓﺮﻣﻮﺩ : ) ﺍﻟﻠﻬﻢ ﺍﻏﻔﺮﻟﻪ ﻭ ﺍﺭﺣﻤﻪ ﻭ ﻋﺎﻓﻪ ﻭﺍﻋﻒ ﻋﻨﻪ، ﻭ ﺃﮐﺮﻡ ﻧﺰﻟﻪ، ﻭ ﻭﺳﻊ ﻣﺪﺧﻠﻪ، ﻭ ﺍﻏﺴﻠﻪ ﺑﺎﻟﻤﺎﺀ ﻭ ﺍﻟﺜﻠﺞ ﻭ ﺍﻟﺒﺮﺩ ﻭ ﻧﻘﻪ ﻣﻦ ﺍﻟﺨﻄﺎﯾﺎ ﮐﻤﺎ ﯾﻨﻘﯽ ﺍﻟﺜﻮﺏ ﺍﻷﺑﯿﺾ ﻣﻦ ﺍﻟﺪﻧﺲ، ﻭ ﺃﺑﺪﻟﻪ ﺩﺍﺭﺍ ﺧﯿﺮﺍ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺃﻫﻼ ﺧﯿﺮﺍ ﻣﻦ ﺃﻫﻠﻪ ﻭ ﺯﻭﺟﺎ ﺧﯿﺮﺍ ﻣﻦ ﺯﻭﺟﻪ ﻭ ﺃﺩﺧﻠﻪ ﺍﻟﺠﻨﺔ ﻭ ﺃﻋﺬﻩ ﻣﻦ ﻋﺬﺍﺏ ﺍﻟﻘﺒﺮ ﻭ ﻋﺬﺍﺏ ﺍﻟﻨﺎﺭ ﻗﺎﻝ : ﻓﺘﻤﻨﯿﺖ ﺃﻥ ﺃﮐﻮﻥ ﺃﻧﺎ ﺫﻟﮏ ﺍﻟﻤﯿﺖ ( ﻣﺴﻠﻢ. « ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ! ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻣﺮﺯ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺭﺣﻢ ﮐﻦ، ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻩ، ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻔﻮ ﺧﻮﯾﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻩ ﻭ ﻣﮑﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﻓﯿﻊ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﺟﺎﯾﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ ) ﺩﺭ ﻗﺒﺮ ( ﻓﺮﺍﺧﯽ ﻭ ﻭﺳﻌﺖ ﺩﻩ، ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ) ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ( ﺑﺎ ﺁﺏ ﻭ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺗﮕﺮﮎ ﺑﺸﻮﯼ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻄﺎﻫﺎ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺳﻔﯿﺪ ﺍﺯ ﭼﺮﮎ ﭘﺎﮎ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺧﺎﻧﻪﺍﯼ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪﺍﺵ ﻭ ﺍﻫﻠﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻫﻠﺶ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﯼ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺑﻔﺮﻣﺎ، ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ ﮐﻦ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﻗﺒﺮ ﻭ ﻋﺬﺍﺏ ﺁﺗﺶ ﺩﻭﺭ ﺑﻔﺮﻣﺎ، ) ﻋﻮﻑ ﺑﻦ ﻣﺎﻟﮏ ( ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻭﺯ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻣﯿﺖ ﻣﻦ ﻣﯽﺑﻮﺩﻡ ». ﻣﺸﺮﻭﻉ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻋﺎ ﺑﯿﻦ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﺁﺧﺮ ﻭ ﺳﻼﻡ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺣﺪﯾﺚ ﺍﺑﻮﯾﻌﻔﻮﺭ ﺍﺯﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺃﺑﯽ ﺃﻭﻓﯽ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ : ) ﺷﻬﺪﺗﻪ ﮐﺒﺮ ﻋﻠﯽ ﺟﻨﺎﺯﺓ ﺃﺭﺑﻌﺎ، ﺛﻢ ﻗﺎﻡ ﺳﺎﻋﺔ – ﯾﻌﻨﯽ – ﯾﺪﻋﻮﺍ ﺛﻢ ﻗﺎﻝ : ﺃﺗﺮﻭﻧﯽ ﮐﻨﺖ ﺃﮐﺒﺮ ﺧﻤﺴﺎ؟ ﻗﺎﻟﻮﺍ : ﻻ، ﻗﺎﻝ : ﺇﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﮐﺎﻥ ﯾﮑﺒﺮ ﺃﺭﺑﻌﺎ (ﺻﺤﯿﺢ « ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿﺖ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ، ﺳﭙﺲ ﻣﺪﺗﯽ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺁﯾﺎ ﭘﻨﺞ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﮔﻔﺘﯿﻢ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺧﯿﺮ، ﮔﻔﺖ : ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﮑﺒﯿﺮ ﻣﯽﮔﻔﺖ ». ﺳﭙﺲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻤﺎﺯ ﻭﺍﺟﺐ ﺩﻭ ﺳﻼﻡ ﺑﺪﻫﺪ ﯾﮑﯽ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺭﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﭼﭗ، ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺣﺪﯾﺚ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﻣﺴﻌﻮﺩ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ : ) ﺛﻼﺙ ﺧﻼﻝ ﮐﺎﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﯾﻔﻌﻠﻬﻦ ﺗﺮﮐﻬﻦ ﺍﻟﻨﺎﺱ، ﺇﺣﺪﺍﻫﻦ ﺍﻟﺘﺴﻠﯿﻢ ﻋﻠﯽ ﺍﻟﺠﻨﺎﺯﺓ ﻣﺜﻞ ﺍﻟﺘﺴﻠﯿﻢ ﻓﯽ ﺍﻟﺼﻼﺓ ( ﺣﺴﻦ « ﺳﻪ ﺧﺼﻠﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺩﺍﺩ ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺳﻼﻡ ﺑﺮ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﻼﻡ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ». ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﻡ ﺍﻭﻝ ﻫﻢ ﺍﮐﺘﻔﺎ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺣﺪﯾﺚ ﺍﺑﻮﻫﺮﯾﺮﻩ : )ﺃﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﻋﻠﯽ ﺟﻨﺎﺯﺓ ﻓﮑﺒﺮ ﻋﻠﯿﻬﺎ ﺃﺭﺑﻌﺎ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺗﺴﻠﯿﻤﺔ ﻭﺍﺣﺪﺓ ( ﺣﺎﮐﻢ « ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺑﺮ ﻣﯿﺘﯽ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﮑﺒﯿﺮﮔﻔﺖ ﻭ ﯾﮏ ﺳﻼﻡ ﺩﺍﺩ ». ﻣﺴﺘﺤﺐ ﺍﺳﺖ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺳﻪ ﺻﻒ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﻮﺩ ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩﺷﺎﻥ ﮐﻢ ﺑﺎﺷﺪ : ﺍﺯ ﻣﺮﺛﺪ ﯾﺰﻧﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﻟﮏ ﺑﻦ ﻫﺒﯿﺮﻩ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ) ﻣﺎ ﻣﻦ ﻣﯿﺖ ﯾﻤﻮﺕ ﻓﯿﺼﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺛﻼﺛﺔ ﺻﻔﻮﻑ ﻣﻦ ﺍﻟﻤﺴﻠﻤﯿﻦ ﺇﻻ ﺃﻭﺟﺐ . ﻗﺎﻝ : ﻓﮑﺎﻥ ﻣﺎﻟﮏ ﺇﺫﺍ ﺍﺳﺘﻘﻞ ﺃﻫﻞ ﺍﻟﺠﻨﺎﺯﺓ ﺟﺰﺍﻫﻢ ﺛﻼﺛﺔ ﺻﻔﻮﻑ، ﻟﻠﺤﺪﯾﺚ (ﺗﺮﻣﺬﯼ « ﻫﯿﭻ ﻣﯿﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺳﻪ ﺻﻒ ﺍﺯ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ، ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﻋﺎﯼ ﺁﻧﺎﻧﺮﺍ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ « ) ﻣﺮﺛﺪ ﯾﺰﻧﯽ ( ﮔﻮﯾﺪ : ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﺎﻟﮏ ﻣﯽﺩﯾﺪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻧﻤﺎﺯﮔﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺮ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺁﻧﺎﻧﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺩﺭ ﺳﻪ ﺻﻒ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﺍﺩ . ﻭﺍﻟﻠﻪ ﺍﻋﻠﻢ ﻭﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻋﻠﯽ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﻋﻠﯽ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺍﺗﺒﺎﻋﻪ ﺍﻟﯽ ﯾﻮﻡ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﺳﺎﯾﺖ ﺟﺎﻣﻊ ﻓﺘﺎﻭﺍﯼ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﻭ ﺟﻤﺎﻋﺖ IslamPP.Com

جواهری از سخنان سلف صالح (۱)    علم و ثمره آن:  یکی از اسباب هدایت، علم است. بنابراین هر آنکس علم بیشتری نسبت به دینش داشته باشد، به هدایت نیز نزدیک تر است واحتمال اغوای او توسط شیاطین جن وانس کاهش می یابد. از اینرو کسب علوم شرعی راه خوبی برای حفظ ایمان است. امام ابن قیم رحمه الله فرمودند: " هرجا در قرآن از عبدی مدح و تمجید شده است بخاطر ثمره علم (او) بوده است، وهرجایی که در قرآن بنده ای مورد ذم و سرزنش قرار گرفته به دلیل ثمره جهل(او) بوده است." مفتاح السعادة ۱/۱۰۸ ——————————


گویند: شبی سفیان ثوری رحمه الله تا صبح گریست. وقتی صبح شد از او پرسیدند: آیا همه ی این گریه ها از ترس گناهان بود؟ سفیان رحمه الله خِشتی از زمین برداشت و گفت: گناهان از این سست ترند، اما من از ترس خاتمه ام می گریم. ابن القیم رحمه الله می گوید: این از بزرگترین علوم است که: شخص از آن بترسد که گناهانش او را هنگام مرگ ذلیل کنند، و بین او بین خاتمه ی نیکو جدایی بیفکنند... - لقد بكى سفيان الثوري ليلةً إلى الصباح ، فلما أصبح قيل له : كلُّ هذا خوفاً من الذنوب ؟ فأخذ تِبْنةً من الأرض ، وقال : الذنوب أهون من هذا ، وإنما أبكي من خوف الخاتمة. قال ابن القيم رحمه الله : وهذا من أعظم الفقه : أن يخاف الرجل أن تخذله ذنوبه عند الموت ، فتحول بينه وبين الخاتمة بالحسنى . [ الداء والدواء صـ390 ] گروه عباد الرحمن بوفوزي

گناه زنی كه بدون سبب تقاضای طلاق كند


ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ( ﺃﻳﻤﺎ ﺍﻣﺮﺃﺓ ﺳﺄﻟﺖ ﺯﻭﺟﻬﺎ ﺍﻟﻄﻼﻕ ﻣﻦ ﻏﻴﺮ ﻣﺎ ﺑﺄﺱ ﻓﺤﺮﺍﻡ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﺭﺍﺋﺤﺔ ﺍﻟﺠﻨﺔ ) »ﻫﺮ ﺯﻧﻲ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺳﺒﺐ ﺍﺯ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺗﻘﺎﺿﺎﻱ ﻃﻼﻕ ﮐﻨﺪ، ﺑﻮﻱ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ .« ﺗﺮﻣﺬﯼ ( 1199 )

مادر


دکترعائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح تقدیم به مادر عزیز و فداکارم بزرگ شده‌ام ولی پیش مادر هنوز کوچکم. بسوی پیری رهسپارم اما نزد وی هنوز کودکم. او تنها کسی است که اشک، شیرو خونش را فدایم نمود. همه‌ی مردم فراموشم کردند، مگر مادر. همه رهایم کردند جز مادر. همه ی دنیا برایم تغییر کرد مگر مادر. مادر: چقدر گونه‌هایت را با اشک شستشو دادی هنگامی که به سفر می‌رفتم! و چه اندازه خواب را بر خویش حرام می‌کردی وقتی نبودم. چه سان خواب را به فراموشی می‌سپردی وقتی بیمار می‌شدم! مادر: هنگامی که از سفر بر می‌گردم، دم در ایستاده‌ای، به من نگریسته و اشک خوشحالی ازچشمانت جاری می‌شود و زمانی که از خانه بیرون می‌روم، با قلبی اندوهناک با من خداحافظی می‌کنی. مادر: در روزهای دردناک و پردردسر مرا حمل نمودی و با تحمل رنجها و دردها مرا به دنیا آوردی و با بوسه‌ها ونوازش‌هایت مرا درآغوش گرفتی.مادر: هرگز به خواب نمی‌روی تا اینکه خواب به سراغ پلکهایم آید، هیچ گاه احساس راحتی نمی‌کنی تا اینکه شادمانی را درمن نبینی. اگر خندیدم، می‌خندی بدون اینکه دلیلش را بدانی و اگر غمگین شدم گریان می‌شوی بدون اینکه سبب را دریابی. قبل از ارتکاب اشتباه، عذرم را می‌پذیری و پیش ازاظهار پشیمانی مرا بخشیده و قبل از عذر خواهی از من در می‌گذری. مادر: هر کس از من تعریف کند او را تصدیق می‌کنی، گر چه مرا پیشوای خلایق و ماه شب چهارده بنامد. وکسی که مرا بدگویی کند او را دروغگو می پنداری، گرچه اهل عدالت به سود وی شهادت داده و معتمدین او را پاک بدانند. همیشه تو تنها کسی هستی که به کارهای من مشغول بوده و فقط تو هستی که غم مرا در دل داری.مادر: من بزرگترین مشغولیت، قصه‌ی زیبا و امید تازه‌ی تو هستم. به من نیکی کرده و با این حال از کوتاهی خویش در حق من پوزش می‌خواهی. با شور و شوق تمام در من ذوب می‌شوی و باز هم زیاده از این می‌خواهی. مادر: کاش می‌توانستم با اشکهای وفاداری قدمهایت را شستشو دهم و در جشن زندگی‌کفش‌هایت را بردارم. مادر: کاش مرگی که هوایت را کرده به سراغ من آید و بلایی که قصد تو را کرده بر من فرود آید.درونم به من می‌گوید: روح و جانم فدای تو باد، بدانی یا ندانی. مادر: چگونه نیکی‌هایت را پاسخ گویم، در حالی که شکمت را جایگاه من قرار داده، از شیرت به من نوشاندی و آغوشت را برایم پوششی قرار دادی. چگونه خوبی‌هایت را جبران کنم، زمانی که تو در راه خوشبخت شدن من موهای سرت را سفید نموده، و بدن خویش را برای راحتی من فرسوده و ضعیف ساختی، و کمرت برای آسایش من خمیده گردید.چگونه اشکهای راستین تو که گاهی به علت غمگین بودنت برای من و گاهی از روی خوشحالی‌ات بخاطرمن از گونه‌هایت سرازیر می‌گردید را تلافی نمایم؟ که تو در غم و خوشی من اشک می‌ریزی. مادر: وقتی به صورتت می‌نگرم، انگار صفحه‌ی کتابی است که در آن داستان درد ورنج کشیدن بخاطر من، و روایت تلاش و تحمل سختی به سبب من نوشته شده است. مادر: تمام وجودم احساس شرمندگی وشرمساری می‌کند، زمانی که به تو نگریسته و تورا درسراشیبی پیری و خود را دراوج جوانی می‌بینم. تو با مشقت برروی زمین راه رفته و من سریع حرکت می‌کنم. مادر: زمانی که همه‌ی دوستان به من پشت کردند، تو تنها کسی بودی که وفادار ماندی. و زمانی که وفاداران به من خیانت کرده، و یاران صمیمی مرا فریب دادند، تنها تو بودی که با قلب مهربان، اشکهای گرم، سخنان دلنواز و همدردی بی‌مانند خویش با من همراهی می‌نمودی. مرا در آغوش می‌گرفتی، می‌بوسیدی، نوازش می کردی، دلداری می‌دادی، همدردی می‌کردی وبرایم دعا می‌کردی.مادر: می‌بینم که گذشت سالها وجود تورا ضعیف ساخته و جسم تو را ناتوان نموده. به یاد می‌آورم چه اندازه، درآغوش گرفتن، بوسه، اشک، نوازش و همدردی را با رضایت و اختیار کامل و با کمال محبت و بخشش، بدون درخواست پاداش و انتظار تشکر، نثارم می‌نمودی.به تو می‌نگرم در حالی که داری با زندگی خداحافظی می‌کنی و من به سراغ زندگی می‌روم، عمر را به پایان برده و من تازه در اوایل عمر بسر می‌برم. ناتوانم از برگرداندن جوانیت که به پای جوانی من ریختی و بازگرداندن نیرو و توانت که به پای نیرومند شدن من تباه ساختی.تمامی اعضای بدنم با شیرت قوام گرفت و گوشتم از گوشت بدنت بافته شد. گونه‌هایم با اشک‌هایت شستشو داده شد، موهای سرم با بوسه هایت روییده شده و موفقیتم به برکت دعاهایت تحقق پیدا کرد.نیکی‌هایت را می‌بینم که مرا دربرگرفته، بنابراین در مقابل تو مانند خدمتگزاری ناچیز می‌نشینم. موفقیت‌ها، برتری‌ها، نوآوری‌ها، و استعدادهای خود را نزد تو به فراموشی می‌سپارم؛ چرا که همه‌ی اینها فقط قسمتی از بخشش‌های تو درحق من است.دربین مردم احساس بزرگی و درمیان دوستان احساس منزلت کرده و نزد دیگران احساس باارزش بودن می‌کنم؛ اما در پیشگاه تو همان کودک خردسال هستم؛ احساس هیچ بودن کرده، شرمندگی تمام وجودم را دربر گرفته و دچار دلهره می‌شوم؛ از این رو لقب‌ها را باطل کرده و شهرت را از یاد می‌برم. مال را به گوشه‌ای انداخته و تمجیدها را به باد فراموشی می‌سپارم؛ چرا که تو مادر، و من فرزند، تو سرور و بزرگ و من خدمتگزاری ناچیز، تو مدرسه و من دانش آموز، تو درخت و من میوه‌ی آن هستم؛ و اینکه تو همه چیز در زندگی من هستی. پس به من اجازه بده تا برپاهایت بوسه زنم. و از ارزش و بزرگی توست روزی که فروتنی به خرج داده و به لب‌های من اجازه دهی که خاک پای تو را پاک نمایند.ربِّ اغفر لوالدی وارحمهما کما ربّیانی صغیراً.(پروردگارا! پدر و ما در مرا مورد مغفرت و رحمت خود قرارده، همانگونه که در کودکی مرا پروراندند). منبع: سایت بیداری اسلامیwww.bidary.net 📚📙تهیه شده در گروه علمی کلاس دین


حدیث اول ..🌿 قال النبي عليه الصلاة والسلام: (لا تحقرنّ من المعروف شيئًا، ولو أن تلقى أخاك بوجه طلق). رواه مسلم. پیامبر علیه الصلاة والسلام می فرمایند:هیچ کار نیکی را کم نشمارید هرچند که آن کار نیک آن باشد که برادرت رابا روی باز ملاقات کنی. ........................


پیشنهادات کتاب جیبی " قسمت اول" هیچ گاه قدرت مهربانی,چه در عمل و چه در گفتار را دست کم نگیراز گفتن جمله نمیدانم ترسی به دل راه نده.از اقرار به اشتباهاتت نترس وبا شجاعت بگو: اشتباه کردماظهار ندامت و معذرت خواهی تو را کوچک نمیکند.پس در مواقع لزوم راحت عذرخواهی كندر هنگام نیاز از کمک خواستن ابایی نداشته باشهمیشه چیزی بیشتر از انتظار ارایه بدهبرگرفته از مجله موفقیت

از زندگی لذت ببر


از زندگی ات لذت ببر: کدام مردم نزد شما محبوب ترند؟ شما قدرتمندترین مردم در استفاده از مهارت های تعامل با دیگران خواهی شد، در صورتی که با هر کدام چنان برخورد زیبایی انجام دهی که او احساس نماید که محبوبترین فرد در نزد شماست، پس با مادرت چنان برخورد زیبا همراه با انس و محبت انجام بده که او احساس نماید که این بر خورد عالی تا حالا از جانب هیچ کسی نسبت به او صورت نگرفته است. به همین صورت در بر خورد با پدر، همسر، فرزندان، دوستان، حتی با هر کسی که برای اولین بار با او برخورد می کنی، مانند: مغازه دار یا کارگر همین رفتار را داشته باشی، در نتیجه می توانی همه آنان را وادار نمایی تا اقرار نمایند که تو محبوبترین فرد در نزد آن ها هستی به شرطی این احساس را در آنان بوجود آورده باشی که آنها محبوب ترین فرد در نزد تو هستند. رسول خدا صلی الله علیه وسلم در این زمینه اسوه و الگو است؛ زیرا هر کسی سیرت آن حضرت را بررسی نماید، در می یابد که وی با مهارتهای پیشرفته وعالی با مردم برخورد کرده است، رسول خدا با هر فردی که ملاقات می کرد، با مهارتهای خاصی چون استقبال، همسویی و بشاشت برخورد می کرد تا جایی که آن شخص احساس می کرد وی محبوبترین فرد در نزد ایشان است و به دنبال آن خود پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز محبوبترین فرد در نزد آن ها بود، زیرا محبت خویش را در دل آنها کاشته بود. دکتر محمد بن عبدالرحمن عریفی (معاونت فرهنگی مجتمع دینی شهرستان پارسیان - مدرسه دینی خلفای راشدین دشتی 92/8/25 )

صبر بر مصیبت


ابن عثیمین رحمه الله می گوید: اگر انسان در مقابل مصیبت ها صبر پیشه کند اما انتظار اجر و پاداش نداشته باشد، (صبر بر مصیبت) سبب پاک شدن گناهانش می شود، و اگر در مقابل مصیبت صبر پیشه کند و انتظار اجر از سوی پروردگار داشته باشد، علاوه بر پاک شدن گناهانش به وی اجر و ثواب نیز می رسد. معنای «انتظار اجر داشتن» این است که او پیش خودش معتقد باشد که با این صبر به او ثواب خواهد رسید و در مورد الله تعالی گمان نیک داشته باشد، الله عز و جل نیز آنچه را که وی در مورد الله گمان نموده به او عطا می کند. ﺍﻟﺘﻌﻠﻴﻖ ﻋﻠﻰ ﺻﺤﻴﺢ ﻣﺴﻠﻢ - ﺹ 342 .

قبر


(( قبر )) * اولين منزل از منازل آخرت قبر است و قبر براى كافر و منافق حفره اى از حفره هاى دوزخ و براى مؤمن بوستانى از بوستانهاى بهشت است ◘◘◘◘◘ اسباب عذاب قبر : ١ : پاک نكردن بدن از ادرار ٢ : سخن چينى ٣ : دزدى از مال غنيمت ٤ : دروغگويى ٥ : ترک قرآن ٦ : زنا ٧ : ربا خوارى ٨ : بدهكارى كه از دنيا مى رود و ... ◘◘◘◘◘ اعمالى كه موجب نجات از عذاب قبر ميشود : ١ : عمل صالح و خالصانه براى الله ٢ : پناه بردن به الله از عذاب قبر ٣ : خواندن سوره ملک و ... ◘◘◘◘◘ افرادى كه از عذاب قبر درامان ميمانند : ١ : شهيد ٢ : كسيكه در پاسدارى از مرزهاى اسلامى جانش را از دست ميدهند ٣ : كسيكه روز جمعه از دنيا برود ٤ : كسيكه از درد شكم بميرد و ... * اللهم إنا نعوذ بک من عذاب القبر * ●‏ تمام مطالب فوق بر اساس احاديث ثابت نوشته شده است ●‏ ◘ ( براى دستيابى به احاديثى كه مطالب فوق را تأييد كنند به كتاب * قيامت صغرى و علايم قيامت كبرى ، تأليف : دكتر عمر سليمان اشقر - صفحات ٧١ تا ٩١ - بر اساس چاپ انتشارات حرمين - * مراجعه شود )

می خواهم توبه كنم اما!

..آيا خداوند مرا مي بخشد؟.. ممكن است بگويي مي خواهم توبه كنم اما گناهانم بسيار زياد است و نشده است كه عمل فحشا و زشتي را ترك كنم مگر آنگه در آن غوطه ور شده و آن را انجام داده ام و نه حتي گناهي را كه به خيالت رسيده باشد مگر آنكه بيش از اندازه آن را مرتكب شده ام، نمي دانم آيا ممكن است خداوند آنچه را كه در آن ساليان طولاني انجام داده ام ببخشايد يا نه؟! اي برادر بزرگوار، به تو مي گويم اين تنها مشكل تو نيست بلكه مشكل بسياري از كساني است كه مي خواهند توبه كنند. برايت مثالي از جواني مي آورم كه يكبار سؤالي را اينگونه مطرح كرد، او از ابتداي نوجواني شروع به انجام و ارتكاب گناه كرده تا جايي كه در سن هفده سالگي داراي پرونده طولاني پر از اعمال زشت و فواحش از انواع صغيره و كبيره بوده است و به افراد زيادي از كوچك و بزرگ تجاوز كرده،‌ حتي يكبار دختر خردسالي را مورد تجاوز قرار داده و بارها و بارها نيز دزدي و سرقت كرده است،‌ حال مي گويد كه بسوي الله متعال روي آورده و توبه كرده ام و بعضي شبها عبادت كرده و نماز تهجد مي خوانم و روزهاي دوشنبه و پنجشنبه روزه مي گيرم و هر صبح بعد از نماز فجر قرآن مي خوانم، آيا توبه ام پذيرفته خواهد شد؟ آيا براي من امكان توبه وجود دارد؟ ما مسلمانان مرجع و منبع اصلي مان در فهم و اجراي احكام و شناخت حلال و حرام و حل مشكلات و برخورد با آنها، كتاب الله و سنت رسول الله – صلي الله عليه و سلم – و در حالتي ابتدا به اين دو ريسمان الهي رجوع مي كنيم. لذا هنگامي كه به قرآن كريم نگاهي مي اندازيم اين پيام الهي را مي بينيم: {قل يا عبادي الذين أسرفوا علي أنفسهم لا تقنطوا من رحمة الله إن الله يغفر الذنوب جميعا إنه هو الغفور الرحيم و أنيبوا إلي ربكم و أسلموا له من قبل أن يأتيكم العذاب ثم لا تنصرون زمر/53و54} {(اي پيامبر از سوي من) بگو: اي بندگاني كه بر خود اسراف كرده ايد،‌از رحمت خداوند نااميد نشويد. براستي خداوند همه گناهان را مي بخشد. بي گمان اوست آمرزگار مهربان (بسيار بخشنده و مهربان است) و پيش از آنكه عذاب به شما رسد و آنگاه ياري نيابيد، به سوي پروردگارتان بازآييد و در برابر او تسليم شويد.} اين جوابي دقيق و روشن براي آن مشكل مطرح شده است و آنچنان واضح است كه نيازي به توضيح بيشتر ندارد. اما ... آن احساسي كه گناهان بيشتر از آن است كه خداوند آنها را ببخشد، اولا: ناشي از عدم يقين بنده به وسعت و دامنه رحمت پروردگارش است. ثانيا: ناشي از نقص ايمان به قدرت خداوند بر بخشيدن تمامي گناهان است. ثالثا: ناشي از ضعف عمل مهمي از اعمال قلب كه همان "رجاء" است مي باشد (1) رابعا: ناشي از بدبيني و عدم گمان تائب در پاك شدن گناهان مي باشد. حال به هركدام از موارد چهارگانه گذشته جداگانه جواب مي دهيم... اما مورد اول: در روشن شدن آن اين پيام الهي كفايت مي كند: {و رحمتي وسعت كل شيء} اعراف/156 {رحمت من همه چيز را فرا گرفته است.} (2) اما مورد دوم: "قال تعالي من علم أني ذو قدرة علي مغفرة الذنوب غفرت له و لا أبالي ما لم يشرك بي شيئا" (3) "خداوند متعال [در حديث قدسي] مي گويد: هركس نظر و عملش درباره من چنين باشد كه توانايي بخشش تمامي گناهان را دارم، او را خواهم بخشيد و برايم اصلا مهم نخواهد بود به شرط آنكه با من كسي را شريك نگرداند. (يعني به من شرك نياورد)" اين واقعه مربوط به زماني مي شود كه بنده پروردگارش را در سراي آخرت ملاقات مي كند. اما مورد سوم: اين مورد را نيز اين حديث باعظمت قدسي جواب مي دهد: "يا ابن آدم إنك ما دعوتني و رجوتني غفرت لك علي ما كان منك و لا أبالي،‌ يا ابن آدم لو بلغت ذنوبك عنان السماء ثم استغفرتني غفرت لك و لا أبالي، يا ابن آدم لو أنك أتيتني بقراب الأرض خطايا ثم لقيتني لا تشرك بي شيئا لأتيتك بقرابها مغفرة" (4) "اي فرزند آدم، تا زماني كه مرا به فرياد بخواني و به من اميد داشته باشي، هر چه كه بر آن باشي مي بخشايمت و برايم اين عمل مهم نيست. اي فرزند آدم، اگر تو به نزدم به اندازه وسعت و پهناي زمين اشتباه و خطا بياوري و با من ملاقات كني در حاليكه برايم شريكي قرار نداده اي (به من شرك نورزيده اي) من نيز به نزد تو خواهم آمد در حاليكه به همان اندازه خطاهايت بخشش و مغفرت به همراه دارم." اما مورد چهارم: اين حديث رسول رحمت – صلي الله عليه وسلم - در جواب آن كافي است: "التائب من الذنب كمن لا ذنب له" (5) "توبه كننده از گناه همانند كسي است كه هيچ گناهي ندارد.(پرونده اعمالش از گناه خالي مي باشد) منبع: "مي خواهم توبه كنم اما!" تاليف: محمد صالح المنجّد ترجمه: ابراهيم احراري خلف انتشارات سيد احمد جام 1379 --------------------------------------------------------- 1- رجاء عبارت است از اميد داشتن به رحمت الهي 2- ترجمه آيات از مسعود انصاري 3- اين حديث را طبراني در كبير و حاكم روايت كرده اند (صحيح الجامع 4330) 4- اين حديث را امام ترمذي روايت كرده است (صحيح الجامع) 5- اين حديث را ابن ماجه رحمه الله روايت كرده است (صحيح الجامع3008) شيخ محمدصالح المنجد ترجمه: استاد ابراهيم احراري خلف Wechat ID:Qourani_khonj


عبدالله ابن عباس - رضي الله عنهما مي گويد: 💥همانا نيكي و حسنه سبب : ✅نور در قلب ؛ ✅درخشندگي در چهره ؛ ✅نشاط در بدن ✅فزوني در روزي ✅محبت در قلب هاي مردم  و 🚫گناه و معصيت منجر مي شود به : ⛔زشت شدن چهره ⛔تاريك شدن قلب ⛔سست وناتوان شدن بدن ⛔كم و بي بركت شدن روزي ⛔تنفر و خشم مردم 📋روضة المحبين 📋 گروپ الفرقان

آداب نوشیدن


 ﺳﻨﺘﻬﺎﻱ ﻧﻮﺷﻴﺪﻥ ✅-1 ﮔﻔﺘﻦ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ . ✅-2 ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﻧﻮﺷﻴﺪﻥ، ﺑﺪﻟﻴﻞ ﺣﺪﻳﺚ : » ﺍﻱ ﭘﺴﺮﮎ، ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﮕﻴﺮ، ﻭ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺖ ﺑﺨﻮﺭ .«... ✅-3 ﻧﻔﺲ ﮐﺸﻴﺪﻥ ﺩﺭ ﺑﻴﺮﻭﻥ ) ﺍﺯ ﻇﺮﻑ ﺁﺏ( ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ) ﻳﻌﻨﻲ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺳﻪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺸﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻳﮏ ﻧﻔﺲ ﺁﺏ ﻧﻨﻮﺷﺪ .( ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ -ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺳﻠﻢ - 3 ﺑﺎﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﻮﺷﻴﺪﻥ ﻧﻔﺲ ﻣﻲﮐﺸﻴﺪ . ✅-4 ﺣﺎﻟﺖ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻧﻮﺷﻴﺪﻥ : » ﻫﺮﮔﺰ ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﻧﻨﻮﺷﺪ .« ) ﺭﻭﺍﻩ ﻣﺴﻠﻢ .( ✅-5 ﮔﻔﺘﻦ : »ﺍﻟْﺤَﻤْﺪُ ِﻟﻠﻪِ « ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻧﻮﺷﻴﺪﻥ : ) ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﻩﺍﺵ ﺧﻮﺷﻨﻮﺩ ﻣﻲﮔﺮﺩﺩ ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﮐﻪ ﻏﺬﺍﻱ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺳﭙﺲ ﺳﺘﺎﻳﺶ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﻧﻮﺷﻴﺪﻧﻲ ﺭﺍ ﺑﻨﻮﺷﺪ ﺳﭙﺲ ﺳﺘﺎﻳﺶ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩ .« )ﺭﻭﺍﻩ ﻣﺴﻠﻢ . ﻭ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺍﻳﻦ ﺳﻨﺘﻬﺎ ﺍﺯ 20 ﺳﻨﺖ ﮐﻤﺘﺮ ﻧﻴﺴﺖ، ﺍﮔﺮ ﺷﺨﺺ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﮑﻮﺷﺪ، ﻭ ﺍﻳﻦ ﺳﻨﺘﻬﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﻧﻮﺷﻴﺪﻧﻴﻬﺎﻱ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ، ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎﻱ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﻧﻮﺷﻴﺪﻧﻴﻬﺎ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺳﻨﺘﻬﺎ ﻏﺎﻓﻞ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ، ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﺭﺍ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ ﻧﻤﺎﻳﻢ . ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ : ﺑﻴﺶ ﺍﺯ 1000 ﺳﻨﺖ ﺩﺭ ﺷﺒﺎﻧﻪﺭﻭﺯ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ : ﺧﺎﻟﺪ ﺍﻟﺤﺴﻴﻨﺎﻥ ﻣﺘﺮﺟﻢ : ﺩﮐﺘﺮ ﺣﺴﻴﻦ ﺗﺎﺟﻲ ﮔﻠﻪﺩﺍﺭﻱگروه ان الله معنا

محاکمه ای شگفت. البته این از اسلام شگفت نيست

شگفت‌ترین محاکمه در طول تاریخ شیخ علی طنطاوی ترجمه: عبدالستار حسین‌بر در زمان حکومت خلیفه‌ی دادگر “عمر بن عبدالعزیز”، اهالی سمرقند پس از این که لشکر اسلامی بدون هیچ گونه انذار قبلی یا دعوت، وارد شهرشان شده بود، فرستاده‌ای را به نزد خلیفه فرستادند. ایشان نامه‌ای را به فرستاده داد که در آن به قاضی (نامش جُمیع بود) دستور داد بود که در میان آنان قضاوت کند. که این داستانی که بسان افسانه می‌ماند، اتفاق افتاد. وقتی که دو طرف دعوى به نزد قاضی حاضر شدند، محکمه‌ی قضاوت به این صورت انجام پذیرفت: پسر بچه (حاجب) صدا زد: ای قتیبه! قتیبه آمد و به همراه بزرگ کاهنان سمرقند در برابر قاضی نشست. قاضی گفت: ای سمرقندی! چه ادعایی داری؟ سرقندی گفت: قتیبه با لشکرش بر ما تاخته است، أما پیش از حمله، ما را به اسلام دعوت نداد و به ما مهلت هم نداد تا در کارمان اندیشه کنیم و تصمیم بگیریم … قاضی رو به قتیبه کرد و گفت: ای قتیبه! در این مورد چه می‌گویی؟ قتیبه گفت: جنگ، فریب و نیرنگ است و این شهری بزرگ است و تمام شهرهای اطراف سرسختی و مقاومت می‌کردند و مسلمان نشدند و جزیه را هم نپذیرفتند … قاضی گفت: ای قتیبه! آیا آنان را به اسلام، یا جزیه، یا جنگ فراخواندی؟ قتیبه گفت: نه، به خاطر مسائلی که مطرح کردم، به طور ناگهانی بر آنان حمله نمودیم … قاضی گفت: به این مسأله اقرار نمودی و هر گاه مدعى علیه اقرار نماید، محاکمه پایان یافته است. ای قتیبه! خداوند این امت را با دین، پرهیز از خیانت و برپاداشتن داد پیروز ساخته است. سپس قاضی گفت: قضاوت ما چنین است که تمام مسلمانان، فرمان‌روایان، لشکریان، مردان، کودکان و زنان از سرزمین سمرقند بیرون بروند و مغازه‌ها و خانه‌ها به حال خود رها شوند و در سمرقند کسی باقی نماند تا پس از این مسلمانان آنان را حمایت کنند. کاهنان آن‌چه را دیدند و شنیدند باور نکردند؛ نه شاهدانی و نه دلایلی، محاکمه هم چند دقیقه بیش‌تر طور نکشید، چیزی نفهمیدند جز این که قاضی و پسربچه و قتیبه داشتند از مقابل آنان برمی‌گشتند. بعد از مدت اندکی، سروصداهایی را بلند شده بود، شنیدند و گردوغباری که تمام اطراف را فراگرفته بود و پرچم‌هایی را در میان غبارها می‌درخشید را دیدند، مسأله را جویا شدند. به آنان گفته شد: حکمی که قاضی داد، اجرا شد و لشکر در میان صحنه‌ای که کسانی که آن را دیدند یا شنیدند، لرزه بر اندام شدند، عقب‌نشینی کرد. هنوز در آن روز خورشید غروب نکرده بود مگر این که سگ‌ها در راه‌های خالی سمرقند پرسه می‌زدند و صدای گریه برای بیرون رفتن آن امت دادگر و مهربان، از خانه به گوش می‌رسید. کاهنان و اهالی سمرقند نتوانستند برای چند ساعت این وضعیت را تحمل کنند، به همین خاطر گروه گروه در حالی که بزرگ کاهنان پیشاپیش آنان بود و شهادتین را بر زبان تکرار می‌کردند، به سوی پادگان مسلمانان رفتند. چه داستان بزرگی! چه صفحه‌ی درخشانی از تاریخ باشکوه ما! آیا شنیدید لشکر شهری را فتح کند، سپس أهالی آن شهر به دولت پیروز شکایت کند و قاضی دستور به بیرون رفتن لشکرپیروز کند؟ سوگند به خدا شبیه این موقف و موضع را در هیچ ملتی از ملت‌های دنیا نمی‌یابیم. گروه عبادالرحمن مدير : بوفوزي

معلوم و مشخص کردن قبر

⚠️گذاشتن نشانه و علامت بر قبر⚠️ علامت گذاشتن بر قبر بوسیله شیء مباح، جایز است، چنانکه از کثیر بن زید مدنی از مطلب روایت است که او (یعنی مطلب) گفت : « لَمَّا مَاتَ عُثْمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ أُخْرِجَ بِجَنَازَتِهِ فَدُفِنَ فَأَمَرَ النَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ رَجُلًا أَنْ یَأْتِیَهُ بِحَجَرٍ فَلَمْ یَسْتَطِعْ حَمْلَهُ فَقَامَ إِلَیْهَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَحَسَرَ عَنْ ذِرَاعَیْهِ قَالَ کَثِیرٌ قَالَ الْمُطَّلِبُ قَالَ الَّذِی یُخْبِرُنِی ذَلِکَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَی بَیَاضِ ذِرَاعَیْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ حِینَ حَسَرَ عَنْهُمَا ثُمَّ حَمَلَهَا فَوَضَعَهَا عِنْدَ رَأْسِهِ وَقَالَ أَتَعَلَّمُ بِهَا قَبْرَ أَخِی وَأَدْفِنُ إِلَیْهِ مَنْ مَاتَ مِنْ أَهْلِی» أبو داود ( 3206 ). 💧یعنی : وقتی عثمان بن مظعون فوت کرد و جنازه اش به مقبره برده شد و دفن گردید، رسول الله صلی الله علیه وسلم مردی را امر کرد تا سنگی بیاورد. آن مرد نتوانست سنگ را حمل کند. رسول الله صلی الله علیه وسلم آستین را بالا زد و به طرف سنگ رفت. راوی می گوید: کسی که این جریان را از رسول الله صلی الله علیه وسلم برای من نقل می کرد، می گفت: این جریان چنان در خاطره من محفوظ است که گوئی هم اکنون رسول الله صلی الله علیه وسلم را می بینم که آستین را بالا زده، سنگ را حمل می کند. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم سنگ را حمل کرد و در جهت سر میت گذاشت و فرمود: با گذاشتن این سنگ، قبر برادرم را علامت گذاری می کنم و اگر از خویشاوندانم کسی بمیرد، او را در قرب و جوارش دفن می کنم». 💥حافظ ابن حجر در " التلخیص الحبیر " ( 2 / 133 ) اسناد این حدیث را حسن دانسته است. و علامه البانی با استناد به این حدیث گفته : « قبر بوسیله سنگ یا امثال آن علامتگذاری شود تا دیگر خویشاوندان و بستگانش در قرب و جوار او دفن شوند». 💥و امام ابن قدامه می گوید : «علامت گذاشتن قبر بوسیله سنگ یا چوب ایرادی ندارد، امام احمد گفته : ایرادی ندارد که شخص قبر را علامت بگذارد تا بوسیله آن شناخته شود، و پیامبر صلی الله علیه وسلم قبر عثمان بن مظعون را علامت گذاشت». " المغنی " ( 2 / 191 ) .

💬ذكر بعد از نماز ضحى ( چاشت )💬  مادر مومنان ام المومنين - رضي الله عنها - روايت مي كند كه ؛ پيامبر ﷺ نماز ضحى را خواند، سپس گفتند : (( اللهم أغفرلي؛و تب عليّ؛إنك أنت الغفور الرحيم)) { ١٠٠ مرتبه } 📋الأدب المفرد📋


دکتر عائض القرنی می گوید: تو یکبار بر روی زمین زندگی می کنی؛ هنگامی که خطا کردی معذرت خواهی کن؛ هنگامی که مشتاق کسی بودی بیان کن و هنگامی که کسی را دوست داشتی دوستی ات را به او برسان؛ اخلاق و رفتاری داشته باش که کسی که تو را می بیند آرزو کند مثل تو باشد؛ و کسی که تو را می شناسد دعای خیر برایت بکند و کسی که از خوبیهای تو بشنود آرزوی دیدنت را بکند؛ پس کسی که به اخلاق زیبا معطر و آراسته است عطرش خشک نمی شود; حتی اگر زیر خاک باشد.


ﺍﺑﻮﺑﮑﺮﻩ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﮔﻔﺖ ": ﺃﻻ ﺃﻧﺒﺌﮑﻢ ﺑﺄﮐﺒﺮ ﺍﻟﮑﺒﺎﺋﺮ؟ ﻗﻠﻨﺎ : ﺑﻠﯽ ﯾﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ . ﻗﺎﻝ : ﺍﻻﺷﺮﺍﮎ ﺑﺎﻟﻠﻪ، ﻭﻋﻘﻮﻕ ﺍﻟﻮﺍﻟﺪﯾﻦ - ﻭﮐﺎﻥ ﻣﺘﮑﺌﺎ ﻗﺠﻠﺲ ﻭﻗﺎﻝ : ﺍﻻ ﻭﻗﻮﻝ ﺍﻟﺰﻭﺭ ﻭﺷﻬﺎﺩﺓ ﺍﻟﺰﻭﺭ ... ] ﺁﯾﺎ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ‌ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﮐﺒﯿﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﺸﻤﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ؟ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﺁﺭﯼ ﺍﯼ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ، ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺷﺮﯾﮏ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﻋﻘﻮﻕ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﺍﻭ ﺗﮑﯿﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻫﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﺩﺭﻭﻍ ﻭ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺑﺪﺭﻭﻍ ﻭ ﭘﻮﭺ ﻭ ﺑﯽﺍﺳﺎﺱ ."[ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﮑﺮﺍﺭﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺗﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻣﯽﮐﺮﺩ


چه زمانی مسلمانان دوباره سروران دنیا می شوند؟ حدیث: يوشك الأمم أن تداعى عليكم كما تداعى الأكلة إلى قصعتها فقال قائل ومن قلة نحن يومئذ قال بل أنتم يومئذ كثير ولكنكم غثاء كغثاء السيل ولينزعن الله من صدور عدوكم المهابة منكم وليقذفن الله في قلوبكم الوهن فقال قائل يا رسول الله وما الوهن قال حب الدنيا وكراهية الموت به زودی امت ها (بر علیه شما) همدیگررا دعوت می کنند همانگونه که اهل سفره همدیگر را برای غذا دعوت می کنند. شخصی گفت: آیا این اتفاق به این دلیل می افتد که عده ی ما کم است؟. فرمودند: بلکه شما در آن زمان بسیار هستید اما مانند کف روی سیل هستید( وقتی سیل می آید لایه ای سفید رنگ بر روی آن تشکیل می شود و منظور رسول الله صلی الله علیه و سلم همان کف می باشد) ، و الله تعالی ترسیدن از شما را از دل کفار برمیدارد و در قلب هایتان سستی و ضعف را قرار می دهد، شخصی گفت: سستی و ضعف چیست؟، فرمودند: دوست داشتن دنیا و کراهت و ناخوشایند دانستن مرگ. شیخ البانی رحمه الله در شرح این حدیث می گوید: هدف حدیث این است که مسلمانان را از استمرار در "دوست داشتن دنیا و کراهت و ناخوشایند دانستند مرگ" برحذر دارد، و چه هدف بزرگی است. اگر مسلمانان آن را درک می کردند و بر مقتضای آن عمل می کردند سروران دنیا می شدند، و پرچم کفار در سرزمین هایشان برافراشته نمی شد