🌺نمونه اسلامی🌺 قضاوت ابو یوسف ابویوسف شیبانی(رحمه الله)، قاضی بزرگ و افتخار اسلام، از شاگردان امام اعظم، ابو حنیفه(رحمه الله) بود. ایشان در زمان امیرالمومنین، هارون الرشید در جایگاه قضاوت بودند. ایشان در اواخر عمر خود مدام از ترس از یکی از قضاوت های خود می گفتند و با نگرانی از آن یاد می‌کردند. از ایشان سوال شد که چه موردی بوده است و دلیل این همه نگرانی چه بوده است؟ ابویوسف در جواب فرمودند:"بین امیرالمونین هارون الرشید و مردی نصرانی بخاطر یک قطعه زمین، بحثی پیش آمد. من برای قضاوت رفتم. مرد نصرانی ادعا می‌کرد که زمین متعلق به اوست و هارون الرشید آن را غصب کرده است و در صورتی که هارون الرشید قسم بخورد که زمین متعلق به اوست من قبول می‌کنم. من از هارون الرشید سوال پرسیدم و ایشان سوگند یادکردند که این زمین متعلق با آبا و اجدادشان هست و ارث به ایشان رسیده است. من با توجه به شواهد و سوگند هارون الرشید قضاوت کردم و زمین را به او واگذار کردم. و تنها ترسم از این است که خداوند مرا بخاطر این مساله مواخذه کند که در هنگام قضاوتم هارون الرشید در جایگاهی بلندتر و بهتر نسبت به مرد نصرانی نشسته بود." در این داستان چند نکته اساسی وجود دارد. اول اینکه قضات اسلام از چنان تقوای بالایی در طول تاریخ برخوردار بودند که این نشان امنیت اجتماعی بالای دوران خلافت اسلامی دارد. دوم اینکه خلفای مسلمین در چنان مقام تواضعی بودند که مانند سایر مردم مورد قضاوت قرار می‌گرفتند و از ایشان سوال می‌شد و حتی مورد بازجویی قرار می‌گرفتند. سومین نکته اساسی، وجود آزادی بیان واقعی در جوامع اسلامی است. زمانی که اروپا هیچ بویی از وهم دموکراسی دروغین خود نداشت، در جامعه اسلامی افراد، حتی نصرانی ها، در حدی احساس آزادی می‌کنند که بالاترین مقام حکومتی را به چالش می‌کشند و با او وارد منازعه می‌شوند. آری خواهران و برادرانم! اسلام و خلافت اسلامی اینگونه بوده است و دموکراسی و حقوق بشری که امروزه بیان می‌شود، وهمی باطل و خیالی نابجا بیش نیست.