و آیا ملا هنوز اصرار می ورزد که باید تریاک فروخت مگر او سوختن  جگر گوشه ی  مادران را نمی بیند و یا سوختن پدر را نمی بیند  و چه بسا سوختن دامن گرم مادر نمی بیند ؟ ومن می گوییم اورا که در این سطح از شریعت است  با آیه و حدیث قانع   نکنید او را فقط یک شب بدون لحاف نرم با شکم گشنه زیر پل ها و یا در قبرستان بخوابانید و بعد استفتاء کنید ببینید نه تنها حکم حرمت ان را صادر ومن می گویم اگر حکم کفر تریاک فروشان را نداد هیچ نمی دانم ؟وبعدا برای ادله ی فتوایش  ساده و خام میگوید تریاک فروشی یعنی قتل معتادان زیرا تو که زیر پل و یا قبرستان خوابیدی هر لحظه احتمال نیش عقرب یا مار هست  ومن می گویم او با یک شب خوابیدن فتوایش چقدر عوض شد آیا او جمع گرم خانواده در ذهنش نیامد که خود چطور با گرمی بر سفره و بیرون رفتن ها و محبت و اکرام سر کار دارد ایا در ذهنش نیامد که این طویله یا پل خوابان مثل او   اهلی داشته اند  پس باری دیگر ملا را تهدید کرد که زن و فرزندت را ازت خواهیم گرفت تا ببینیم این دفعه چه حکمی می دهد؟وآیا می دانید تریاک فروشی یعنی  چه بسا ملیاردر شدن افرادی  و گشنه خوابیدن هزاران افراد دیگر ؟! وآیا قلدر و از خدا بی خبری نان بخورد تا نان، عزت وآبروی انسانهایی بسوزند سپس او می پرسد  در کجایی قران یا حدیث نامی از تریاک امده است تا بگوییم حرام است؟ و چه بسا لبخندی بر منبر می زند و می خواند چه کسی  حلال شده های الله را حرام گردانیده است ؟! وبه قول  کاک ایوب گنجی "نمی توان یک نفر افراد زیادی شد ومرزها را گرفت ونمی توان ...و نمی توان...تنها راه بدست گرفتن قلم است وادامه می دهد چه بسا نگارشم خوب نباشد ولی درد که این چیزها را نمی شناسد" این گپ انسانی است که درد درونش را حرکت می دهدو درونش را می سوزد   مشخص است  گپی به این گرمی از عمق قلب برآمده است زمانی که سوز دل بالا رود به راحتی از قلم به کاغذ واز کاغذ به عمق قلب دیگران می رود  من مناسب نمی بینم برای این گروه از هم  نوعان( معتادان) از پشت کامپیوتر نوشت  شبی باید رفت و در خوابگاه این ها خوابید ولباس اینها را پوشید و غذایشان را باید خورد وسپس از انها گفت ولی از باب مسولیت که شده به شکرانه  نعمت  که الله بهم  داده باید نوشت    وآیا باید افرادی در کاخ بخوابند تا جنس اتاق این هم نوعان از زباله باشد

 

 

 

 یا نه افرادی زیر اشغال ها بخوابند تا پولشان بسوزد و بعضی  ها نرمینه بخرند