💞مناقب عمربن خطاب💞 ✒ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ رَضِي اللَّه عَنْهمَا قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و سلم «رَأَيْتُنِي دَخَلْتُ الْجَنَّةَ فَإِذَا أَنَا بِالرُّمَيْصَاءِ امْرَأَةِ أَبِي طَلْحَةَ، وَسَمِعْتُ خَشَفَةً، فَقُلْتُ: مَنْ هَذَا؟ فَقَالَ: هَذَا بِلالٌ وَرَأَيْتُ قَصْرًا بِفِنَائِهِ جَارِيَةٌ، فَقُلْتُ: لِمَنْ هَذَا؟ فَقَالَ: لِعُمَرَ، فَأَرَدْتُ أَنْ أَدْخُلَهُ فَأَنْظُرَ إِلَيْهِ فَذَكَرْتُ غَيْرَتَكَ». فَقَالَ عُمَرُ: بِأَبِي وَأُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ أَعَلَيْكَ أَغَارُ؟! بخارى: 3679 ✒جابر بن عبدالله رضي الله عنهما مي گويد: نبي اكرم صلی الله علیه و سلم فرمود: «خواب ديدم كه وارد بهشت شدم و در آنجا، رُميصاء همسر ابو طلحه را ديدم و صداي پايي شنيدم. پرسيدم: اين كيست؟ (فرشته) گفت: اين، بلال است. و قصري ديدم كه در حياط آن، دوشيزه اي نشسته بود. پرسيدم: اين قصر، مالِ كيست؟ گفت: از آنِ عمر است. خواستم وارد شوم و آنرا ببينم اما به ياد غيرت تو افتادم». عمر گفت: يا رسول الله! پدر و مادرم فداي تو باد. آيا براي تو هم به غيرت مي آيم؟!