💫مجموعه ای از پیامهای شیخ عبدالعزیز الطریفی حفظه الله
نخستین ابواب علم این است که انسان به جهل ِ خود عالم شود.
خداوند دنیا را فریبنده و سرگرم کننده قرار داده تا ببینید کدام یک از بندگان حقِ پروردگار را بر شهوتِ نفسِ خود مقدم میدارد:
{در حقیقت ما آنچه را بر روی زمین است زینتی برای آن قرار دادیم تا آنان را بیازماییم که کدام یک از ایشان نیکوکارترند} [کهف: 7]
غالب این است که خداوند تمدنها را نابود نمیکند مگر در مرحلهٔ کمال و اوج سرخوشی آنها، سپس این تمدنها را به عقب باز میگرداند:
{چه بسیار شهرها كه هلاکش کردیم [که] زندگی خوش آنها را سرمست کرده بود...}
خداوند کتمان کنندهٔ حق را لعنت نموده، چه رسد به کسی که باطل میگوید:
{کسانی که نشانههای روشن و هدایتی را که نازل نمودیم، پس از آنکه آن را برای مردم در کتاب توضیح دادهایم، کتمان میکنند، آنان را الله لعنت میکند...} [بقره: ۱۵۹].
صاحبِ هوای نفس هدفش فقط این است که حق را رد کند، و دلایلش بهانه اش بیش نیست.
گروهی حق را رد کردند که سخنانی کهنه است: }افسانه های پیشینیان{.
و گروهی دیگر از پذیرفتن آن سر باز زدند که سخنی جدید است: }در میانِ پدرانِ نخستین خود چنین چیزی نشنیده ایم{!
«تنها کسی که معروف را ترک کرده و از آن متنفر است، امر به معروف را دوست ندارد،
و تنها کسی که از منکر نهی نمیکند و آن را دوست دارد، نهی از منکر را بد میدارد؛
خداوند در کتاب خود یادآور شده که منافقان هر دوی این صفات را یکجا کردهاند».
خداوند پرده از گناهان انسان بر نمیدارد مگر به دو سبب:
- نخست آنکه پرده و ستر دیگران را بردارد (آنان را رسوا کند) و خداوند نیز پرده از او بردارد،
- و دوم آنکه گناهان پنهانی را بسیار انجام دهد که در این صورت خداوند قسمتی از گناهان او را آشکار میکند تا خود و دیگران [درس عبرت گیرند] و دست از گناه بکشند.
«بزرگان با کارهای خود بر دیگران تاثیر میگذارند نه با گفتار، زیرا کردار، صادقانهتر از گفتار است».
هیچگاه یک ستمگر با مجازات ستمگرِ دیگر عبرت نمی گیرد زیرا به گمان خود ستمگر نیست؛ اعتراف به گناه، کلیدِ عبرت است و تکبر، قفل آن، و متکبر هیچ گاه عبرت نمی گیرد.
اگر عبرت گرفتن انسان از دیگران کم شود اشتباهاتش تکرار خواهد شد. علی)رضی الله عنه( می گوید: >چه بسیار است عبرت ها و چه کم است عبرت گرفتن ها<.
«نعمت با کفران از بیت میرود، حتی در مبارکترین سرزمینها؛ محمد (صلی الله علیه وسلم) بزرگترین نعمت است، اما هنگامی که اهل مکه به او کفر ورزیدند خداوند او را به مدینه برد.
نعمتها کاری به سرزمینها ندارند و بلکه در پی کسانی هستند که شکرشان را به جای آورند».
ستمگر ممکن است پیروز شود اما قدرتش دیر نمیپاید، زیرا عاقبت از آنِ حق است.
الله ـ سبحانه و تعالی ـ میفرماید:
{از الله یاری بجویید و صبر پیشه کنید؛ زمین از آنِ الله است، آن را به هر که از بندگانش که بخواهد میدهد، و عاقبت از آنِ متقیان است} [اعراف: ۱۲۸]
«مصیبت، اگر انسان را به خدا نزدیک کند نعمت است، و نعمت اگر باعث دوری از الله شود مصیبت است».
بذر نخست گمراهی هواس نفس است، سپس تبدیل به تکبر میشود، سپس دروغ پنداشتن حق:
{پس چرا هرگاه پیامبری چیزی را که دلخواه شما نبود برایتان آورد تکبر ورزیدید؛ گروهی را دروغگو پنداشتید و گروهی را کشتید} [بقره: ۸۷]"
فتنه درجاتی دارد، از جمله: ترک حق و برگرفتن باطل و مشغول شدن به کار خوبی که در اولویت نیست و رها کردن کار خوبی که مهمتر است. اولی فتنهٔ جاهلان است و دومی فتنهٔ عالمان."
وظیفهٔ عالِم اصلاح دین و دنیای مردم است، و گرنه مقصر است. ابن عبدالهادی میگوید: عموم مردم ابن تیمیه را دوست دارند زیرا شب و روز و با قلم و زبان به سود آنان تلاش میکند."
{و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم؛ در حقیقت کسانی که از عبادت من تکبر میورزند به زودی خوار و ذلیل به دوزخ در آیند} [غافر: 60]
یکی از نشانههای تکبر، کم دعا کردن است؛ زیرا دعای آفریدگار، نفس انسان را شکسته میکند و در نتیجه [انسان] در برابر بندگان نیز فروتن میشود."
انسان به دو سبب دچار سرکشی و ستم میشود:
ـ اگر به نیروی خود مغرور شود و دیگران را ضعیف بپندارد: {آیا گمان میکند که هیچکس هرگز بر او دست نتواند یافت؟} [بلد: 5]
ـ اگر خود را تحت نظر نداند و خود را از مجازات در امان داند: {آیا پندارد که هیچکس او را ندیده است؟} [بلد: 7]"
صاحبِ هوای نفس هدفش فقط این است که حق را رد کند، و دلایلش بهانهاش بیش نیست.
گروهی حق را رد کردند که سخنانی کهنه است: {افسانههای پیشینیان}.
و گروهی دیگر از پذیرفتن آن سر باز زدند که سخنی جدید است: {در میانِ پدرانِ نخستین خود چنین چیزی نشنیدهایم}!"
bidary.net
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۲ ساعت 17:26 توسط محمد
|