اهان؛انوقت عضويتش چطوره؟ يعني هر كس ميتونه بشه؛ ي ن محدوديت داره علامه ابن عثیمین می فرماید: برخی از مردم بخاطر غیرتی که بر دین دارند، هنگامی که منکرات را مشاهده می کنند و از طریق روزنامه ها یا رادیوها یا ماهواره ها متوجه می شود که این منکرات در میان مردم رواج یافته است، به خاطر این مسائل غیرتی می شود و حکومت را بخاطر این منکرات مقصر می داند، سپس بدی های حکومت را در میان مردم پخش می کند و سبب دشمنی مردم با حکومت می شود و با این کارش سبب می شود مردم از حکام خود متنفر شوند. در حقیقت این مسیری اشتباه است، و مخالف شرع است و برای جامعه خطرناک است و سبب فتنه ها می شود، اما اگر او برای اصلاح جامعه تلاش کند برایش بهتر خواهد بود. مثلا مردم را از آنچه که در رسانه های نوشتاری و شنیداری و دیداری منتشر می شود برحذر بدارد، مثلا بگوید: از این مجلات حذر کنید، از مشاهده ی آنچه که به دین و دنیا ضرر می رساند حذر کنید، از فلان و فلان حذر کنید، از ربا حذر کنید از رشوه حذر کنید، این شیوه برایش بهتر است و هنگامی که جامعه اصلاح شود، حاکمان نیز جزو جامعه هستند و چه با اختیار خودشان و چه از سر مجبوری باید اصلاح شوند. اما این که همه ی خشمش علیه حکام باشد تا مردم را نسبت به حکام بدبین کند، با این کار فساد به وجود می آید. و این شیوه بدون شک اشتباه است و انحراف از راه راست است. و فتنه های بزرگی که در زمان علی بن ابی طالب و عثمان رضی الله عنهم به وجود آمد بر شما پوشیده نیست. شر و فساد و هدر رفتن خون و مال که همه بخاطر همین اتفاق افتاد،چون آتش های بزرگ از جرقه های کوچک به وجود می آید. به همین دلیل ما معتقدیم این شیوه شیوه ای نادرست، حرام و ناجایز است. اگر واقعا در انسان غیرت هست پس جامعه را به سوی خیر دعوت کند. و عجیب اینجاست که برخی از این افرادی که مالامال از خشم علیه حکام هستند در میان جامعه شعبه هایی از شرک می بینند و چیزی نمی گویند، در حالی که شرک بالاتر از گناهانی است که از حکام سرمی زند. یا آیات قرآن را بر اساس هوا و هوس خودش تفسیر و معنی می کند و مثلا می گوید: {و من لم یحکم بما أنزل الله فأولئك هم الکافرون} {و هر کس به احکامی که الله نازل نموده است حکم نکند کافر است} سپس می گوید هر نظام یا قانونی که مخالف شرع باشد کافر است، این نیز اشتباه است. اگر بر فرض بعید بگوییم که حاکم کافر است، آیا به این معناست که مردم را نسبت به حاکم خشمگین کنیم تا سرکشی و هرج و مرج وجنگ صورت بگیرد؟. بدون شک این شیوه اشتباه است. مصلحتی که بدست می آید به این شیوه نیست، مصلحتی که خواستار آن است ممکن نیست با این شیوه به دست بیاید، بلکه با این شیوه مفاسد بزرگی به وجود می آید. چون مثلا اگر گروهی از مردم علیه حاکم در شهرها برخیزند در حالی که حاکم قدرت و سلطه ای دارد که هیچ کس آن قدرت را ندارد. آن وقت چه اتفاقی می افتد؟، آیا این گروه کم پیروز می شوند؟، پیروز نمی شوند بلکه شر و هرج و مرج و فساد به وجود می آید و امور سر و سامان پیدا نمی کند. انسان باید ابتدا با نگاه شرعی نگاه کند و با یک چشم به شرع نگاه نکند که بخشی از نصوص را ببیند وبخش دیگر را نادیده بگیرد،بلکه باید همه ی نصوص را در کنار هم قرار بدهد ونتیجه گیری کند. کتاب نظرات تأصیلیة ص 469
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت 13:14 توسط محمد
|