🔖تعریف تشکیلات، ضرورت وجودی آن و تشکیلات‌زدگی 

✍🏻نویسنده: معد مردوخی

❎تعریف تشکیلات وعناصر‌آن:

مجموعه ای متشکل از نیروی انسانی را که با مکانیزمی مشخص در تعقیب هدف یا اهدافی است، تشکیلات می گویند.
در این تعریف، شاخص ها و عناصر تشکیلات را بیش تر بررسی می کنیم.

۱. مجموعه:
عبارت است از افرادی با ویژگی های مختلف که در یک هویت جمعی و به صورت هماهنگ معرفی می شوند.

۲. نیروی انسانی: 
این عبارت مشخص می کند که تشکیلات یک پدیده انسانی است و عنصری از عناصر تشکیلات محسوب می شود.

۳. هدف: 
رسالت و ماموریتی که تشکیلات برای تحقق آن شکل گرفته است.

۴. مکانیزم:
خود به دو بخش تقسیم می شود.
الف) برنامه: 
یعنی، تشکیلات برای رسیدن به هدف، دارای تئوری، پروژه، و راهکار سنجیده است.
ب) سازوکار:
تشکیلات، پروسه و فرایندی تعریف شده برای برنامه ریزی، تصمیم گیری، اجراء، و روابط بین نیروهای خود دارد.

❎آیا داشتن تشکیلات، برای تعقیب اهداف، یک ضرورت است؟

از آنجا که تجمع همه‌ی استعدادها و توانایی‌ها در یک فرد ممکن نیست و هر فرد دارای ویژگی‌هایی است که در دیگری ممکن است کم رنگ و ضعیف باشد، همفکری و تقسیم کار برای رسیدن به هدف یا اهداف، ضروری و اجتناب ناپذیر است.

❎آیا همان گونه که تشکیلات زدگی مذموم و ناپسند است، تشکیلات نیز فی نفسه مذموم است؟

با توجه به مطالب بیان شده، تشکیلات در زندگی جمعی انسان ها نه تنها مذموم نیست بلکه ضروری نیز هست اما تشکیلات زدگی چیست که از آن بوی ناپسندی به مشام می‌رسد؟

تشکیلات زدگی حالت و امری روان شناختی است که فرد مبتلا به آن جای اصل و فرع را تغییر می دهد و امور متغیر را چون امور ثابت می‌بیند و از آن برای خود بتی می‌سازد و بدان عشق می‌ورزد و احساس و عواطف خود را به شدت با آن درگیر می‌کند.

مثلا، وابستگی عاطفی شدید به یکی یا چند تا از عناصر تشکیلات که به مرور زمان ممکن است فرد را بی‌اراده و خودباخته کند. بلایی که در اکثر احزاب و «تشکیلات»ها بر سر افراد وابسته و طرفدار می‌آید که مثلا، محو لیدر حزب می‌شوند‌و...

در حالی که تشکیلات نقش ابزاری دارد و با توجه به شرایط گوناگون، از متغیرهای مسلم است.

فرد تشکیلات زده؛ بسیار وابسته، ضعیف النفس، متعصب، سختگیر، عبوس، زود رنج، و نقد ناپذیر است که این خصلت‌ها و موارد مشابه شخصیت او را از حالت تعادل خارج کرده و اغلب برای دیگران غیر قابل تحمل می‌کند.

تشکیلات، نیاز زندگی اجتماعی است اما تشکیلات‌زدگی آفت آن محسوب می‌شود.

مانند، وابستگی عاطفی به مظاهر دنیایی؛ پست و مقام، شهرت، پوشاک، خوراک، مسکن و سایر مایحتاج که هیچکدام از اهداف غایی نیستند.

وابستگی نامحدود به این ها و مشابهات آن؛ قدرت خرد، عواطف و احساسات لطیف انسان را محدود وسست می‌کند.

🔖نیاز وجود تشکیلات، اجتناب از تشکیلات و نتیجه‌گیری

❎آیا اساسا، یک زندگی جمعی سالم از نهادی‌ترین آن (خانواده) تا گسترده ترین آن(جامعه)، بدون تشکیلات، ممکن و میسور است؟

در خانواده و جامعه هر اندازه همفکری، مشارکت، برنامه، دقت، هدفمندی، نظم، و روابط مناسب حاکم باشد، ضریب اطمینان در سلامت و تحقق اهداف بیشتر است و در حالت عکس آن ناممکن تر خواهد بود.

❎چرا و تا چه حد باید از تشکیلات اجتناب کنیم؟

ما انسان ها به درجات متفاوت خواسته یا ناخواسته در دایره‌ی تشکیلات بوده و هستیم اما آن چه که حائز اهمیت و حساسیت زاست، بی توجهی به سایه‌ی چتر اخلاق بر نیروی انسانی و نادیده گرفتن آن در برنامه ریزی‌ها و لحاظ نکردن مصالح عمومی مردم است.

تشکیل حزب و فعالیت‌های تشکیلاتی که سوء استفاده دستگاه قدرت، مافیا، و افراد خودخواه به سبب فقدان آموزش مناسب و پرورش احساسات و عواطف مجموعه، از آن حتمی است، حتی فکر کردن به آن نیز برای روان انسان مخرب است.

⁉️ آیا باید برای همیشه دست روی دست بگذاریم و از بیم خطرات محتمل از هر نوع تشکیلاتی بپرهیزیم؟

با توجه به این که رابطه‌ی تشکیلات و حزب، عموم و خصوص است و می‌توان گفت: هر حزبی تشکیلات است اما هر تشکیلاتی حزب نیست بلکه بعضی تشکیلات حزب است و بعضی حزب نیست، برای اجتناب از ایستایی و فرسودگی انرژی‌ها و خسارات زمانی‌ و... باید این مرزها را در تصمیمات خود برای برنامه‌های آموزشی و پرورشی لحاظ کنیم تا از آن سوی بام موجب سقوط خود و دیگران نشویم.

✅نتیجه گیری:

۱-تشکیلات، که بیانگر نظم، هماهنگی، همفکری، برنامه و راهکار برای تحقق اهداف است پسندیده و لازم و ضروری است. 
درهدف تشکیلات،باید منافع عمومی مدنظر باشد و نه منافع فردی یا گروهی زیرا، همین رویکرد فردی و گروهی حاکی از انحراف و موجب آسیب‌های اساسی خواهد شد.

۲.آموزش و پرورش جامعه ی هدف و آگاهی بخشی، باید از اهداف مستمر، پیوسته و استراتژیک تشکیلات باشد.

۳.اجتناب از هرگونه تلاش برای کسب مقام و منصب و ثروت از کانون‌های قدرت.

۴.شفاف بودن فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی، و تعریف جایگاهی ثابت برای نقد عملکردها به تناسب حوزه‌های کاری برای پیشگیری از ابتلا به تشکیلات زدگی.

۵. توجه به موارد یاد شده می تواند ما را از سراسیمگی وآشفتگی برهاند و بی‌آنکه دچار تحزب و آسیب‌های روانی آن شویم، فعالیت‌های خود را سامان بخشیم.