ویژگی های میانه روی اسلام
✨ویژگیها و خطوط کلی اعتدال و میانهروی
﴿کذلک جعلناکم أمهً وسطاً لتکونوا شهداء علی النّاس و یکون الرّسول علیکم شهیداً﴾ [بقره: ۱۴۳]؛ بیگمان شما را امتی میانهرو (دور از افراط و تفریط و گامزن در جاده اعتدال) گرداندهایم تا بر جامعه بشری شاهد و گواه باشید و پیامبر [صلیاللهعلیهوسلم] نیز بر شما گواه باشد.
بر این باورم که اعتدال و میانهروی در بینش، منش و روش، درمان تمامی دردها و حلّال تمامی نابسامانیهای ناشی از پراکندگی، عقبافتادگی علمی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است.
برای رویارویی با روند رو به رشد رویکردهای ناروا، کجاندیشیها کسلکننده و برداشتهای خانمانبرانداز، بر ماست که منهج میانهروی و مفاهیم و مبانی اعتدال را توضیح بدهیم و برای تبلیغ و تقویتش از تمامی تریبونها و رسانهها استفاده نماییم.
این مسئله، مسئلهای بسیار حساس و حیاتی است، و فکر میکنم که یکی از مهمترین اولویتها و مسئولیتهای عالمان، اندیشمندان، مبلغان و تمامی کسانی که خود را حامل پیام پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوسلم به شمار میآورند، این است که برای کنار زدن غبارها از روی آینه اعتدال و پاک نمودن چهره پندارهای پذیرفته شده قرآن و سنت صریح پیامبر، از تمامی توان خویش بهره گیرند.
من ویژگیها و خطوط کلی «اعتدال و وسطیت» را در کتاب «ویژگیهای کلی اسلام» توضیح داده و تبیین نمودهام، و بر خود لازم میبینم که در این رابطه در دو بعد سخن بگویم و به این پرسش پاسخ دهم که اساساً “اعتدال و وسطیت” چیست؟ و در ضمن پاسخ به این پرسش، لازم میبینم ویژگیها، محورها و ضابطههایی را که پایه و اساس وسطیت و اعتدالند مشخص کنم، تا صورت و ماهیت آن برایمان معلوم و اوصاف آن به درستی آشکار شود، با این هدف که آن را خام و ناپخته باقی نگذاریم تا کسی نتواند آن گونه که دوست دارد، آن را تفسیر کند.
من پیشتر برای اصل مهم و حساس «اعتدال و وسطیت در اسلام» بیست ویژگی را در نظر گرفته و اولین بار آن را در «مرکز تحقیقات فقهی اروپا» ـ که اینجانب افتخار ریاست آن را بر عهده دارم ـ بیان کردم، همچنین در اولین گنگره «اتحادیه جهانی علمای مسلمان» نیز به طرح آن پرداختم؛ اکنون در این مجال نیز به ارائه آن خواهم پرداخت.
ویژگیها، مبانی و خطوط کلی اعتدال و میانهروی:
۱- شناخت همهجانبه و بالنده اسلام با این اوصاف و ویژگیها که در برگیرنده: عقاید و جهانبینی، احکام و قانونگذاری، علم و عمل، عبادات و معاملات، ارزشهای اخلاقی و توانمندیهای بشری، فرهنگ و فرهیختگی، دعوت و دولت، دین و دنیا، و تمدن و امت میباشد.
۲- ایمان به مرجعیت و محوریت قرآن (وحی الهی) و سنت نبوی در عرصه قانونگذاری، برنامهریزی و ساماندهی زندگی، همراه با ضرورت معرفت (نصوص جزئی) قرآن و سنت در پرتو”اهداف و مقاصد کلی” اسلام و شریعت اسلامی. همچنین ناصواب شمردن تصور بینیازی آن دو از یکدیگر؛ یعنی اکتفا به کلیات و کنار نهادن جزئیات و یا بسنده نمودن به فروع و کنار گذاشتن اصول.
۳- ضرورت معرفت روح و ماهیت باورها و ارزشها، پیش و بیش از توجه به شکل و ظاهر آنها، و اولویت دادن به “اعمال قلوب و درون” پیش از “اعمال اعضا و بیرون”.
۴- شناخت جایگاه عقل و خردورزی در فهم دین و زندگی، و تن ندادن به تئوری تعارض میان “نقل صحیح و عقل صریح” یا رودررویی میان وحی الهی و عقل انسانی؛ زیرا آنها دو نور مکمل یکدیگرند، و هر یک از حرمت و حدود خاص خویش برخورداراند.
۵- سازگاری و هماوایی میان مادیت و معنویت، دنیا و آخرت، ربانیت و انسانیت، حق آفریدگار و حق آفریدگان، و بین نوآوریهای علمی و مادی و ارزشیهای والای معنوی.
۶- دعوت و فراخوانی حکیمانه و خردمندانه و نصحیت و دلسوزی دردمندانه و دلیرانه اهل ایمان، و گفتگو و دیالوگ با مخالفان و دگراندیشان با بهرهگیری از بهترین راهکارها، اعم از مخالفان اعتقادی و مذهبی، و دگراندیشان فکری و سیاسی ـ به استثنای آنانی که از در ستم و تجاوزگری وارد میشوند ـ .
۷- تأکید بر نهادینه کردن و عملیاتی نمودن اصول و ارزشهای انسانی و اجتماعی مانند: عدالت و دادگری، احسان (نیکوکاری، خیرخواهی و عملکرد درست)، شورا، حق انتخاب، و حفظ حقوق و کرامت انسان و… .
۸- ثبات و پایداری در عرصه “مبانی و مقاصد” و انعطاف و تغییر و تنوعپذیری در میدان “ابزارها و راهکارها”، به عبارت دیگر، محافظت از “اصول و کلیات” و نرمش و انعطاف در عرصه “فروع و جزئیات”.
۹- آسانگیری در حوزه “فتوا”، و بشارت و عطوفت در عرصه “دعوت”، و اگر تشدد و سختگیری ضرورت پیدا کرد، به حفظ “اصول” بسنده گردد و به حدود “فروع” گام نهاده نشود.
۱۰- ایجاد سازگاری و هماهنگی میان “ثوابت شریعت و متغیرات و تحولات زمان”، و لحاظ کردن موقعیت جغرافیایی و اوضاع و احوال اجتماعی در دگرگونی “فتوا، تبلیغ، تعلیم و تربیت”.
۱۱- آشتی دادن میان دلبستگی و وابستگی [ولاء] به اهل ایمان، و تسامح و تعامل با مخالفان و
دگراندیشان.
۱۲- ضرورت اهتمام به اصل “جهاد و مقاومت” و فراهم نمودن امکانات لازم در جهت رویارویی با تمامیتخواهان و متجاوزان و صلح و سازش با صلحطلبان و مسالمتجویان.
۱۳- تلاش تدریجی و خردمندانه در عرصههای دعوت، تبلیغ، فتوا، تعلیم و اصلاح؛ زیرا کار تدریجی همانگونه که قانونی طبیعی است، حکمی شرعی نیز هست.
۱۴- تعاون و همکاری میان گرایشها و جماعتهای مسلمان بر پایه موارد مورد توافق، و تسامح و گفتگو در ارتباط با امور مورد اختلاف، و تلاش و تعاون در راستای سازندگی و بالندگی، و پرهیز و رویگردانی از پراکندگی، تخریب و ویرانگری.
۱۵- رفتار و تعامل متمدنانه و دادگرانه با زنان و مراعات حقوق آنان، و مقابله با رسوم و قید و بندهایی که هیچگونه ارتباطی با تعالیم حیاتبخش اسلام ندارند و در بسیار از موارد تماماً با آنها در تضادند.
۱۶- اعتراف و مراعات حقوق اقلیتهای دینی و مذهبی و تعامل با آنها بر اساس اصل خیرخواهی و برادری بشری.
۱۷- ضرورت تلاش در جهت تجدید دین از درون و احیای فریضه اجتهاد در حدود و چارچوب آن؛ یعنی در حوزه “ظنیات نه قطعیات”، اعم از اینکه آن اجتهاد “انتقایی باشد یا انشایی، کلی باشد یا جزئی”؛ البته از جانب کسانی که اهلیت و شرایطش را داشته باشند.
۱۸- تلاش جدی در جهت تدوین فقه قرآنی و نبوی جدید، فقه سنتهای حاکم بر نظام هستی، فقه مقاصد شریعت، فقه آیندهنگری و برنامهریزی، فقه موازنهها و سنجش بین پدیدهها، فقه اولویت میان امور، فقه تمدن و پیشرفت، فقه اختلاف مشروع و تفرق مذموم، و فقه واقعیتهای موجود.
۱۹- بهرهگیری بهینه از برترین راهکارهای ارزشی موجود در تجارب علمی، میراث تاریخی و فرهنگ و تمدن اسلامی، همانند: قانونمداری و ضابطهمحوری فقیهان، اصولگرایی اصولیان، خردگرایی حکیمان، معنویت متصوفان، و روایت مستند محدثان، و ظرافت و زیباییشناسی شاعران و ادیبان.
۲۰- انسجام و هماهنگی میان اتکا به گذشته و الهام گرفتن از آن، و تدبیر و برنامهریزی برای حال و آینده.
✍دکتر یوسف قرضاوی/ترجمه : عبدالعزیز سلیمی
منبع: فصلنامه ندای اسلام
⏹ کانال دکتر یوسف قرضاوی حفظه الله
http://t.me/yousif_Qaradhawi