سعدی و اخلاق
به پوشيدن ستر درويش کوش ... که ستر خدايت بود پرده پوش
مگردان غريب از درت بي نصيب ... مبادا که گردي به درها غريب
بزرگي رساند به محتاج خير ... که ترسد که محتاج گردد به غير
به حال دل خستگان در نگر ... که روزي دلي خسته باشي مگر
درون فروماندگان شاد کن ... ز روز فروماندگي ياد کن
نه خواهنده اي بر در ديگران ... به شکرانه خواهنده از در مران
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 6:7 توسط محمد
|