تعصب جزئی جدایی ناپذیر از زندگی بشر است. تعصب به دین، مذهب، قومیت، وطن، ایل و تبار و ...
اما زمانی این تعصب ویرانگر و مخرب می شود که در ورای آن، ناآگاهی و جهالت نهفته باشد. انسانهایی که در رابطه با دین و مذهب خود حتی یک کتاب و مقاله مطالعه ننموده اند، چنان برخی مواقع مدافع سینه چاک می شوند که گویی تنها راه حفظ دین و مذهب در دستان ایشان می باشد. اینها همه زمینه های تعصب جاهلانه و خشونت پنهان را در جامعه فراهم نموده و در دراز مدت به پدیده هایی تلخ منجر می شود. 
شاید لازم باشد متولیان آگاهی بخشی به جامعه، با علوم روز دنیا (روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد و...) آشتی نموده تا زمینه های افراط گری و خشونت از جامعه پیرامون، رخت بر بسته و صلح و رفاه و آرامش جایگزین آن شود.