خشم خودرا فرو ببریم ومهار کنیم
براء بن عازب میگوید : به رسول الله صلى الله عليه و سلم گفتم به من عملی بیاموز که مرا وارد بهشت کند ، فرمودند :
«لا تَغْضَبْ وَلَكَ الْجَنَّةُ»
عصبانی و خشمگین مشو، که برای تو بهشت است
سر دعوا حلوا نمیدهند ؛ این جمله را از باب کنایه برای آرام سازی و برقراری صلح میان افراد پس از دعوا و ناسزاگویی به کار میبرند ؛ یعنی چون فرد خشمگین شده و مدیریت اعصاب خود را ندارد ناخواسته آن حرفها را زده است .
پس بیاییم قبل از این که عصبانی شویم خشم خود را فرو ببریم و مهار کنیم؛ زیرا به هنگام خشم فرد حرفی میزند که جای آن تا عمر دارد مثل یک زخم بر روی قلب طرف مقابل میماند.
برای مهار کردن خشم و عصبانیت مهارت هایی لازم است که میتوان از این آیه برداشت نمود ، الله ـ میفرمايد: وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِنْ بَعْدِي أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الْأَلْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ 150 قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
و چون موسى ، خشمناك و اندوهگين به سوى قوم خود بازگشت ، گفت : پس از من بد جانشینانی برایم بودید ، آيا بر فرمان پروردگارتان پيشى گرفتيد؟ و لوحها را انداخت ، و سر برادر خود را گرفت و به سوی خود کشید ؛ -هارون- گفت : اى فرزند مادرم ، اين قوم ، مرا ناتوان يافتند و چيزى نمانده بود كه مرا بكشند ؛ پس دشمنان را با مؤاخذه کردنم شاد مکن ، و مرا در شمار گروه ستمكاران قرار مده * -موسی- گفت : پروردگارا ، من و برادرم را بيامرز و ما را در رحمت خود درآور، و تو مهربانترين مهربانانى
اول : سکوت و آرامش و عدم انفعال در مقابل فرد خشمگین ، چنان چه هارون ؛ حاضر نشد در مقابل برادرش موسی ؛ با این وجود که سر او را گرفته و به سوی خود میکشید ایستادگی کند، زیرا میدانست که برادرش الآن خشمگین است و باید خشم او را فرو آورد.
دوم : گفته هارون ؛ " اى فرزند مادرم" دلالتهای بسیاری دارد ، زیرا فرعون مردان و نوزادان را میکشت ولی موسی و هارون از آن کشتارها نجات یافتند و زیر سایه و منت یک مادر بزرگ شدند ؛ و هارون ؛ با این سخن قشنگ ، برادرش را به یاد خاطرات زیبای بچگی انداخت تا شاید خشم او را بخواباند .
سوم: عذر جویی هارون ؛ ، "اين قوم ، مرا ناتوان يافتند و چيزى نمانده بود كه مرا بكشند"؛ با این سخنان عذر خود را به برادرش رساند که من در این ماجرا نقشی نداشتم و آنان بر من چیره بودند و من ناتوان .
چهارم : کوچک پنداشتن موضوع و بزرگ جلوه ندادن آن ؛ "پس دشمنان را با مؤاخذه کردنم شاد مکن" ؛ هارون ؛ با این سخنان به برادرش موسی ؛ این را میرساند که ای برادر این موضوع ارزش این قدر عصبانیت را ندارد زیرا آنها خود دچار خسارت و زیان شدهاند .
پنجم : گفته هارون ؛: "و مرا در شمار گروه ستمكاران قرار مده"؛ یعنی ای برادر من از کردار آنها براءت میجویم و من با آنان موافق نبوده و نیستم .
آرامش ، سخن زیبا ، عذرخواهی ، لطافت در تعامل با بیان نکات مشترک و تبرئه خود از کردار ناشایست پنج وسیله مهم برای مهار کردن خشم هستند که نتیجه آن این بود که موسی ؛ آرام گشته و برای خود و برادرش دعا کند و بگوید : "پروردگارا ، من و برادرم را بيامرز و ما را در رحمت خود درآور ، و تو مهربانترين مهربانانى".